واژگان آیلتس (عمومی) - محیط‌زیست

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد محیط زیست، مانند "مصرف"، "تنوع"، "آلوده" و غیره، که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (عمومی)
to consume [فعل]
اجرا کردن

تخریب کردن

Ex: The old building was consumed by flames , leaving only charred remnants of its structure .

ساختمان قدیمی توسط شعله‌ها بلعیده شد، و تنها بقایای سوخته‌ای از ساختار آن باقی ماند.

اجرا کردن

زیست‌محیطی

Ex: Environmental impact assessments evaluate the potential effects of human activities on the environment before projects are undertaken .

ارزیابی‌های تأثیر محیط زیستی، اثرات بالقوه فعالیت‌های انسانی بر محیط زیست را قبل از انجام پروژه‌ها ارزیابی می‌کنند.

toxic [صفت]
اجرا کردن

سمی

Ex: Exposure to toxic chemicals in the workplace can have long-term health consequences for employees .
to pollute [فعل]
اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: Factories often pollute the air with emissions from burning fossil fuels .

کارخانه‌ها اغلب با انتشار گازهای ناشی از سوخت سوخت‌های فسیلی هوا را آلوده می‌کنند.

renewable [صفت]
اجرا کردن

تجدیدپذیر

Ex:

زیست توده، مانند چوب و ضایعات کشاورزی، یک منبع تجدیدپذیر است که برای گرمایش و تولید انرژی استفاده می‌شود.

resource [اسم]
اجرا کردن

منابع و ذخایر طبیعی

Ex: Environmentalists advocate for responsible use of resources to mitigate climate change .

محیط‌بانان از استفاده مسئولانه از منابع برای کاهش تغییرات آب‌وهوایی دفاع می‌کنند.

turbine [اسم]
اجرا کردن

توربین

Ex:

توربین‌های هیدروالکتریک از جریان آب برای چرخاندن ژنراتور و تولید برق استفاده می‌کنند.

waste [اسم]
اجرا کردن

اتلاف

Ex:

بیایید کاغذ را کنار بگذاریم و عصر دیجیتال را بپذیریم! چاپ همه آن اسناد یک اتلاف است.

alternative [صفت]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: There are alternative treatments available for this condition .

برای این شرایط درمان‌های جایگزین موجود است.

fuel [اسم]
اجرا کردن

سوخت

Ex: Coal has been a traditional fuel for power plants .

زغال سنگ یک سوخت سنتی برای نیروگاه‌ها بوده است.

اجرا کردن

جنگل‌زدایی

Ex: The deforestation of mountain slopes increases the risk of landslides .

جنگل‌زدایی دامنه‌های کوهستانی خطر رانش زمین را افزایش می‌دهد.

diversity [اسم]
اجرا کردن

تنوع

Ex: The conference highlighted the diversity of scientific thought , with speakers presenting on a wide range of topics .

کنفرانس تنوع تفکر علمی را برجسته کرد، با سخنرانانی که در مورد طیف گسترده‌ای از موضوعات ارائه دادند.

ecology [اسم]
اجرا کردن

بوم‌شناسی

Ex: As an expert in ecology , she conducts research on habitat destruction .

به عنوان یک متخصص در بوم‌شناسی، او تحقیقاتی درباره تخریب زیستگاه انجام می‌دهد.

ecosystem [اسم]
اجرا کردن

بوم‌سازگان

Ex: Conservation efforts aim to protect and restore ecosystems to maintain ecological balance and sustainability .

تلاش‌های حفاظتی به منظور محافظت و بازسازی اکوسیستم‌ها برای حفظ تعادل اکولوژیکی و پایداری انجام می‌شود.

habitat [اسم]
اجرا کردن

زیستگاه

Ex: Wetlands serve as a critical habitat for migrating birds .

تالاب‌ها به عنوان زیستگاه حیاتی برای پرندگان مهاجر عمل می‌کنند.

to reserve [فعل]
اجرا کردن

ذخیره کردن

Ex: After completing the first coat of paint , reserve some of the paint for touch-ups later .

پس از اتمام اولین لایه رنگ، مقداری از رنگ را برای اصلاحات بعدی ذخیره کنید.

landslide [اسم]
اجرا کردن

رانش زمین

Ex: The hikers narrowly escaped the landslide that swept through the valley .

کوهنوردان به سختی از ریزش کوه که دره را درنوردید جان سالم به در بردند.

landfill [اسم]
اجرا کردن

خاک‌چال

Ex: Regulations require that all waste be sorted before it goes to the landfill .

مقررات الزام می‌کند که تمام زباله‌ها قبل از رفتن به زباله‌دانی تفکیک شوند.

fossil fuel [اسم]
اجرا کردن

سوخت فسیلی

Ex: Natural gas is considered a cleaner fossil fuel compared to coal .

گاز طبیعی به عنوان یک سوخت فسیلی پاک‌تر در مقایسه با زغال سنگ در نظر گرفته می‌شود.

to erupt [فعل]
اجرا کردن

فوران کردن

Ex: When the volcano erupted , lava flowed down the mountain side .

وقتی آتشفشان فوران کرد، گدازه از دامنه کوه جاری شد.

اجرا کردن

حامی محیط‌زیست

Ex: He became an environmentalist after witnessing the devastating effects of climate change on his hometown .

او پس از مشاهده اثرات ویرانگر تغییرات آب و هوایی بر زادگاهش، به یک محیط‌زیست‌گرا تبدیل شد.

اجرا کردن

حفظ منابع طبیعی

Ex: The conservation of forests plays a key role in maintaining global biodiversity .
acid rain [اسم]
اجرا کردن

باران اسیدی

Ex: Stricter emissions controls on power plants have helped reduce the frequency of acid rain in the region .

کنترل‌های سخت‌گیرانه‌تر انتشار گازهای نیروگاه‌ها به کاهش فراوانی باران اسیدی در منطقه کمک کرده است.

اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: Air pollution from industrial emissions can contaminate the atmosphere with harmful gases .

آلودگی هوای ناشی از انتشارات صنعتی می‌تواند اتمسفر را با گازهای مضر آلوده کند.

disposal [اسم]
اجرا کردن

دورریزی

Ex: Local authorities provide guidelines for the safe disposal of household chemicals .

مقامات محلی دستورالعمل‌هایی برای دفع ایمن مواد شیمیایی خانگی ارائه می‌دهند.

radioactive [صفت]
اجرا کردن

پرتوزا

Ex:

ضایعات رادیواکتیو باید با دقت ذخیره و دفع شوند تا از آلودگی محیط زیست جلوگیری شود.

اجرا کردن

تأثیر کربن

Ex: The government encouraged citizens to cut their carbon footprints .
اجرا کردن

سازگار با محیط‌زیست

Ex: His home is built with eco-friendly materials to promote energy efficiency .
green belt [اسم]
اجرا کردن

کمربند سبز

Ex: Darlington should preserve its green belt .

دارلینگتون باید کمربند سبز خود را حفظ کند.

to waste [فعل]
اجرا کردن

هدر دادن

Ex: It 's unfortunate that some people waste electricity by leaving lights on when they 're not needed .

متأسفانه برخی از افراد با روشن گذاشتن چراغ‌ها در زمانی که نیازی نیست، برق را هدر می‌دهند.