تصمیم، توصیه و اجبار - تصمیمگیری 4
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تصمیم گیری مانند "گزینه"، "محدود کردن" و "انتخاب" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
قاضی
قاضی متهم را به دلیل جنایاتش به پنج سال زندان محکوم کرد.
صلاحیت قضایی
حقوق بینالملل اختلافات بین کشورها را هنگامی که صلاحیت مورد مناقشه است، حکمفرما میشود.
گزینهها یا انتخابهای خود را باز نگه داشتن
قطعی کردن
ما باید جزئیات قرارداد را قبل از امضا مشخص کنیم.
محدود کردن
بیایید قبل از تصمیم گیری نهایی، گزینههای مکان را محدود کنیم.
قابلمذاکره
برنامه انعطافپذیر و کاملاً قابل مذاکره است.
هر چیز بدیهی
انتخاب بسته تعطیلات همهجانبه کار آسانی بود؛ ارزش فوقالعادهای برای پول ارائه میدهد.
بعد از فکر دوباره
در مواجهه با دو گزینه بد
گزینه
ملغی کردن
داور میتواند تصمیمی که توسط کمک داور گرفته شده است را ابطال کند اگر شواهدی از خطا وجود داشته باشد.
باطل کردن
کمیته به لغو سیاست قبلی رای داد، که باعث ایجاد بحث و جدل در بین اعضا شد.
انتخاب کردن
مشتری وقت گذاشت تا جفت کفش مناسب را از میان نمایشگاه انتخاب کند.
دلبخواهی انتخاب کردن