سطح متوسط - بحث و مناظره
اینجا شما کلمات برای بحث و مناظره مانند متقاعد کردن، مخالفت کردن، موافقت کردن و دیدگاه را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Jemandem klarmachen, dass eine Meinung oder Idee richtig oder gut ist

متقاعد کردن
او همه را با استدلالهایش متقاعد کرد.
Einer Meinung oder Aussage nicht zustimmen oder dagegen sein

رد کردن, مخالفت کردن
شاهد تکذیب کرد اظهارات متهم را.
Etwas bewusst nicht tun oder ablehnen, etwas zu machen

نپذیرفتن, قبول نکردن، امتنا کردن
او امتناع کرد از پذیرفتن پول.
Einen Fehler machen oder etwas falsch verstehen

در اشتباه بودن, اشتباه کردن
تو اشتباه میکنی اگر فکر میکنی که درست است.
Sich mit Worten ausdrücken

صحبت کردن, حرف زدن
من با رئیسم صحبت کردم.
Gemeinsam über ein Thema reden oder es diskutieren

بحث کردن, گفت و گو کردن
ما همه چیز را در جلسه بحث کردیم.
Auf etwas gemeinsam einigen oder eine Einigung finden

متحد شدن, یکی شدن، توافق کردن
کشورها بر قوانین جدید توافق کردند.
Von etwas oder jemandem abhängig sein

بستگی داشتن, وابسته بودن
همه چیز به تصمیم او بستگی دارد.
Etwas bestimmt und deutlich verlangen, oft mit Nachdruck oder Autorität

مطالبه کردن, تقاضا کردن، درخواست کردن
پلیس درخواست میکند که تظاهرکنندگان بروند.
Austausch von Informationen, Gedanken oder Gefühlen zwischen Menschen

ارتباط
کودکان ارتباط اجتماعی را از سنین پایین یاد میگیرند.
Ein Hinweis oder eine Aufforderung, etwas zu tun, besonders wenn man es vergessen oder versäumt hat

اخطار
شرکت اغلب یادآوریها را خیلی زود میفرستد.
Wichtige Punkte kurz und klar darstellen

جمعبندی کردن, خلاصه کردن
در پایان جلسه، همه چیز را خلاصه کردند.
Eine Befragung von vielen Menschen zu einem Thema

نظرسنجی
آیا در نظرسنجی شرکت کردید؟
Das Gefühl oder der Zustand, keine Angst oder Zweifel zu haben

اطمینان, یقین
بدون امنیت، اعتماد کردن دشوار است.
Mit jemandem ein Gespräch beginnen

صحبت کردن, مخاطب قرار دادن
او همیشه با مردم به دوستی صحبت میکند.
Meinung oder Sichtweise zu einem Thema

نظر, دیدگاه، نقطهنظر، عقیده
سیاستمدار نقطهنظر خود را در سخنرانی توضیح داد.
Eine positive Meinung zu etwas haben und dies ausdrücken

موافق بودن
آیا موافق هستید با من که امروز هوا افتضاح است؟
Die positive Antwort oder Erlaubnis zu etwas

پذیرش, موافقت، تائید
موافقت کتبی مورد نیاز است.
Etwas verbindlich oder offiziell bestimmen

مشخص کردن, نهایی کردن
قانون استانداردهایی برای حفاظت از محیط زیست تعیین میکند.
Etwas oder jemanden annehmen, obwohl man möglicherweise anderer Meinung ist

قبول کردن
آیا کارتهای اعتباری را میپذیرید؟
Jemanden durch Argumente zu einer Handlung bewegen

قانع کردن, ترغیب کردن
او ساعتها سعی کرد او را متقاعد کند، اما او سرسخت باقی ماند.
Auf Vernunft basierend

منطقی, معقول
ما باید با پول خود معقولانه برخورد کنیم.
Logisch durchdacht und vernünftig

منطقی, معقول
تصمیم او کاملاً منطقی بود.
Mit einer Meinung, Entscheidung oder Handlung übereinstimmend

موافق
همه ما با برنامه موافق هستیم.
Zustimmen oder versprechen, dass man an etwas teilnimmt oder etwas macht

قبول کردن, پذیرفتن
ما به قرارداد موافقت کردیم.
Das Gegenüberstellen von zwei oder mehr Dingen, um Ähnlichkeiten oder Unterschiede festzustellen

مقایسه, سنجش
در مقایسه با شهرهای دیگر، وین بسیار امن است.