واژگان برای بحث و مناظره به زبان آلمانی

اینجا شما کلمات برای بحث و مناظره مانند متقاعد کردن، مخالفت کردن، موافقت کردن و دیدگاه را یاد می‌گیرید، که برای زبان‌آموزان سطح B1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح متوسط
überzeugen [فعل]
fa flag

متقاعد کردن

Ex: Ich konnte ihn nicht überzeugen, mitzukommen.

من نتوانستم او را متقاعد کنم که با من بیاید.

fa flag

رد کردن

Ex: Ich kann dir in diesem Punkt nicht widersprechen.

من نمی‌توانم در این مورد با شما مخالفت کنم.

weigern [فعل]
fa flag

نپذیرفتن

Ex: Sie weigert sich, dem Plan zuzustimmen.

او امتناع می‌کند از موافقت با طرح.

irren [فعل]
fa flag

در اشتباه بودن

Ex: Er irrt sich oft in seinen Annahmen.

او اغلب در فرضیات خود اشتباه می‌کند.

reden [فعل]
fa flag

صحبت کردن

Ex: Kannst du bitte leise reden?

میشه لطفاً آروم صحبت کنی؟

besprechen [فعل]
fa flag

بحث کردن

Ex: Sie besprechen den Plan für das Projekt.

آنها در حال بحث درباره‌ی طرح پروژه هستند.

einigen [فعل]
fa flag

متحد شدن

Ex: Die Parteien einigten sich nach langem Streit.

طرف‌ها پس از یک منازعه طولانی به توافق رسیدند.

abhängen [فعل]
fa flag

بستگی داشتن

Ex: Es hängt von dir ab, ob wir gehen.

بستگی دارد به تو که آیا ما برویم.

fordern [فعل]
fa flag

مطالبه کردن

Ex: Er forderte eine Erklärung für das Verhalten.

او خواستار توضیحی برای رفتار شد.

fa flag

ارتباط

Ex: Die Kommunikation zwischen den Abteilungen muss verbessert werden.

ارتباط بین بخش‌ها باید بهبود یابد.

die Mahnung [اسم]
fa flag

اخطار

Ex: Nach der dritten Mahnung wird es ernst.

پس از سومین هشدار، جدی می‌شود.

fa flag

جمع‌بندی کردن

Ex: Der Lehrer fasst die wichtigsten Punkte zusammen.

معلم خلاصه می‌کند مهم‌ترین نکات را.

die Umfrage [اسم]
fa flag

نظرسنجی

Ex: Wir machen eine Umfrage über das Freizeitverhalten.

ما یک نظرسنجی در مورد رفتار اوقات فراغت انجام می‌دهیم.

fa flag

اطمینان

Ex: Die Sicherheit der Ergebnisse ist wichtig.

امنیت نتایج مهم است.

ansprechen [فعل]
fa flag

صحبت کردن

Ex: Kannst du sie bitte ansprechen?

میتوانی لطفاً به او توجه کنی؟

fa flag

نظر

Ex: Sein Standpunkt ist klar und verständlich.

نقطه‌نظر او واضح و قابل درک است.

zustimmen [فعل]
fa flag

موافق بودن

Ex: Sie stimmte sofort zu, als wir sie um Hilfe baten.

وقتی کمک خواستیم، او بلافاصله موافقت کرد.

fa flag

پذیرش

Ex: Die Zustimmung des Rates wurde erteilt.

موافقت شورا اعطا شد.

festsetzen [فعل]
fa flag

مشخص کردن

Ex: Wir müssen einen Termin für das Meeting festsetzen.

ما باید یک قرار ملاقات برای جلسه تعیین کنیم.

akzeptieren [فعل]
fa flag

قبول کردن

Ex: Er akzeptiert die Entscheidung des Gerichts.

او تصمیم دادگاه را می‌پذیرد.

überreden [فعل]
fa flag

قانع کردن

Ex: Sie lässt sich nicht so leicht überreden.

او به راحتی متقاعد نمی‌شود.

vernünftig [صفت]
fa flag

منطقی

Ex: Er hat endlich einen vernünftigen Job gefunden.

او بالاخره یک شغل معقول پیدا کرد.

sinnvoll [صفت]
fa flag

منطقی

Ex: Dein Vorschlag klingt sinnvoll.

پیشنهاد شما منطقی به نظر می‌رسد.

fa flag

موافق

Ex: Ich bin mit dem Vorschlag einverstanden.

من با پیشنهاد موافق هستم.

zusagen [فعل]
fa flag

قبول کردن

Ex: Das Design sagt mir nicht zu.

طراحی به من خوش نمی‌آید.

fa flag

مقایسه

Ex: Der Vergleich mit dem Vorjahr ist positiv ausgefallen.

مقایسه با سال گذشته مثبت بود.

سطح متوسط
Literatur زبان و گفتگو Kommunikation جشن‌ها و مهمانی‌ها
بازی‌ها و اسباب‌بازی‌ها تأسیسات تفریحی و استراحت سفر و گردشگری فضاها و مکان‌ها
افعال عمومی آب و هوا و اقلیم حرفه‌ها جرم و مشکلات اجتماعی
سازمان و برنامه‌ها روال روزانه و کارهای خانه اجازه و تعهد اسم‌های انتزاعی
اسم‌های مرتبط با کار افعال و صفت‌های مرتبط با کار افعال فرآیندهای ذهنی اقدامات فیزیکی
ریاضیات و فیزیک الکترونیک اقدامات فنی یا عملی قیدهای زمانی
قیدهای حالت قیدهای مهم قیدهای مکان قیدهای درجه
عبارات رایج و حروف ندا حروف اضافه رایج حروف ربط و ضمایر رایج صفات رایج
صفت‌های غذا صفت‌های ویژگی‌های فیزیکی و شکل‌ها صفت‌های رایج صفت‌های کمیت و اندازه
صفات زمان و فرکانس ویژگی‌های فیزیکی داده‌های شخصی و مراحل زندگی صفات شخصیتی
صفات کیفیت و ارزیابی احساسات و واکنش‌ها فرآیندهای ذهنی بحث و مناظره
مسکن و اقامت وسایل خانگی ابزارها و اشیاء روزمره شهر و روستا
کشاورزی و دامپروری زندگی کاری مالی و اقتصاد موفقیت و شکست
دستورالعمل‌ها و درخواست‌ها جامعه و فرهنگ Umfeld طبیعت و حیات وحش
قانون و نظم جنگ و درگیری تاریخ و حکمرانی دین و ایمان
Verhalten آموزش و علم رشته‌های دانشگاهی علم و پژوهش
رسانه و روزنامه‌نگاری حمل و نقل خودروها و رانندگی علوم کامپیوتر و فناوری
زندگی اجتماعی و روابط ورزش بدن انسان سلامت و پزشکی
مد و لباس مراقبت از بدن و بهداشت آرایش و درمان‌های زیبایی غذا و رژیم غذایی
علت و معلول هنر و سرگرمی موسیقی و صداها