واژگان برای احساسات و واکنش‌ها به آلمانی

اینجا شما کلماتی برای احساسات و واکنش‌ها مانند شادی، خشم، تعجب و عصبانی را یاد می‌گیرید، که برای زبان‌آموزان سطح B1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح متوسط
das Gefühl [اسم]
fa flag

احساس

Ex: Ich habe ein gutes Gefühl bei dieser Entscheidung.

من احساس خوبی در مورد این تصمیم دارم.

die Freude [اسم]
fa flag

خوشحالی

Ex: Kinder zeigen oft viel Freude beim Spielen.

کودکان اغلب هنگام بازی شادی زیادی نشان می‌دهند.

der Ärger [اسم]
fa flag

عصبانیت

Ex: Der Ärger ging schnell vorbei.

خشم به سرعت گذشت.

fa flag

اثر

Ex: Der erste Eindruck ist oft entscheidend.

اولین برداشت اغلب تعیین‌کننده است.

hassen [فعل]
fa flag

متنفر بودن

Ex: Er hasst den Winter wegen der Kälte.

او از سرما متنفر است به دلیل زمستان.

sorgen [فعل]
fa flag

نگران بودن

Ex: Sie sorgt sich um ihre Kinder.

او نگران فرزندانش است.

aufregen [فعل]
fa flag

ناراحت کردن

Ex: Das schlechte Wetter regt ihn immer auf.

هوای بد همیشه او را عصبانی می‌کند.

wundern [فعل]
fa flag

متعجب شدن

Ex: Sie wundert sich, warum er nicht angerufen hat.

او تعجب می‌کند که چرا تلفن نکرده است.

spüren [فعل]
fa flag

حس کردن

Ex: Sie spürte seine Hand auf ihrer Schulter.

او دست او را روی شانه‌اش احساس کرد.

lächeln [فعل]
fa flag

لبخند زدن

Ex: Das Baby hat zum ersten Mal gelächelt.

نوزاد برای اولین بار لبخند زد.

reagieren [فعل]
fa flag

واکنش نشان دادن

Ex: Wie hast du auf die Nachricht reagiert?

چگونه به خبر واکنش نشان دادی ؟

schimpfen [فعل]
fa flag

سرزنش کردن

Ex: Er schimpfte über den schlechten Service im Restaurant.

او شکایت کرد از خدمات ضعیف در رستوران.

das Wunder [اسم]
fa flag

شگفتی

Ex: Die Natur steckt voller Wunder.

طبیعت پر از شگفتی‌ها است.

der Schreck [اسم]
fa flag

ترس

Ex: Sie erholte sich schnell von dem Schreck.

او به سرعت از ترس بهبود یافت.

fa flag

بی‌حوصلگی

Ex: Bei Regenwetter kommt schnell Langeweile auf.

در هوای بارانی، بی‌حوصلگی به سرعت پیش می‌آید.

fa flag

ناامیدی

Ex: Sie versuchte, ihre Enttäuschung zu verbergen.

او سعی کرد نومیدی خود را پنهان کند.

fa flag

غافلگیری

Ex: Ich habe eine kleine Überraschung für dich.

من یک سورپرایز کوچک برای تو دارم.

erschrecken [فعل]
fa flag

ترساندن

Ex: Die Nachricht hat ihn sehr erschreckt.

خبر او را بسیار ترساند.

fürchten [فعل]
fa flag

ترسیدن

Ex: Er fürchtet um seine Gesundheit.

او نگران سلامتی خود است.

der Stress [اسم]
fa flag

استرس

Ex: Stress kann Kopfschmerzen verursachen.

استرس می‌تواند باعث سردرد شود.

vergnügt [صفت]
fa flag

خوشحال

Ex: Die Kinder spielten vergnügt im Garten.

بچه‌ها در باغ با شادی بازی می‌کردند.

verliebt [صفت]
fa flag

عاشق

Ex: Verliebte Menschen sehen die Welt oft durch eine rosa Brille.

افراد عاشق اغلب دنیا را از پشت عینک‌های صورتی می‌بینند.

wütend [صفت]
fa flag

خشمگین

Ex: Sie wurde wütend wegen der schlechten Nachricht.

او به دلیل خبر بد عصبانی شد.

spannend [صفت]
fa flag

هیجان‌انگیز

Ex: Ich finde dieses Buch unglaublich spannend.

من این کتاب را به طرز باورنکردنی جذاب می‌یابم.

langweilen [فعل]
fa flag

خسته کردن

Ex: Seine endlosen Geschichten langweilen mich.

داستان‌های بی‌پایان او خسته‌کننده‌اند.

fa flag

غافلگیر کردن

Ex: Die Nachricht hat mich sehr überrascht.

خبر مرا بسیار شگفت‌زده کرد.

fa flag

واکنش

Ex: Die chemische Reaktion dauert nur wenige Sekunden.

واکنش شیمیایی تنها چند ثانیه طول می‌کشد.

ärgerlich [صفت]
fa flag

ناراحت‌کننده

Ex: Kleine Fehler können sehr ärgerlich sein.

اشتباهات کوچک می‌توانند بسیار آزاردهنده باشند.

peinlich [صفت]
fa flag

خجالت‌آور

Ex: Das war eine peinliche Situation.

این یک وضعیت شرم‌آور بود.

unglaublich [صفت]
fa flag

باورنکردنی

Ex: Es ist unglaublich, wie schnell die Zeit vergeht.

باورنکردنی است که چقدر سریع زمان می‌گذرد.

سطح متوسط
Literatur زبان و گفتگو Kommunikation جشن‌ها و مهمانی‌ها
بازی‌ها و اسباب‌بازی‌ها تأسیسات تفریحی و استراحت سفر و گردشگری فضاها و مکان‌ها
افعال عمومی آب و هوا و اقلیم حرفه‌ها جرم و مشکلات اجتماعی
سازمان و برنامه‌ها روال روزانه و کارهای خانه اجازه و تعهد اسم‌های انتزاعی
اسم‌های مرتبط با کار افعال و صفت‌های مرتبط با کار افعال فرآیندهای ذهنی اقدامات فیزیکی
ریاضیات و فیزیک الکترونیک اقدامات فنی یا عملی قیدهای زمانی
قیدهای حالت قیدهای مهم قیدهای مکان قیدهای درجه
عبارات رایج و حروف ندا حروف اضافه رایج حروف ربط و ضمایر رایج صفات رایج
صفت‌های غذا صفت‌های ویژگی‌های فیزیکی و شکل‌ها صفت‌های رایج صفت‌های کمیت و اندازه
صفات زمان و فرکانس ویژگی‌های فیزیکی داده‌های شخصی و مراحل زندگی صفات شخصیتی
صفات کیفیت و ارزیابی احساسات و واکنش‌ها فرآیندهای ذهنی بحث و مناظره
مسکن و اقامت وسایل خانگی ابزارها و اشیاء روزمره شهر و روستا
کشاورزی و دامپروری زندگی کاری مالی و اقتصاد موفقیت و شکست
دستورالعمل‌ها و درخواست‌ها جامعه و فرهنگ Umfeld طبیعت و حیات وحش
قانون و نظم جنگ و درگیری تاریخ و حکمرانی دین و ایمان
Verhalten آموزش و علم رشته‌های دانشگاهی علم و پژوهش
رسانه و روزنامه‌نگاری حمل و نقل خودروها و رانندگی علوم کامپیوتر و فناوری
زندگی اجتماعی و روابط ورزش بدن انسان سلامت و پزشکی
مد و لباس مراقبت از بدن و بهداشت آرایش و درمان‌های زیبایی غذا و رژیم غذایی
علت و معلول هنر و سرگرمی موسیقی و صداها