سطح متوسط - قانون و نظم
اینجا، شما کلمات برای قانون و نظم مانند قانون، قاعده، مجازات و ممنوعیت را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Ein offizielles Gebäude, in dem ein anderes Land vertreten wird

سفارتخانه
او در سفارت فرانسه کار میکند.
Ein Ort, an dem Menschen zur Strafe festgehalten werden

زندان
زندان قدیمی بسته شد.
Eine verbindliche Vorschrift oder Anordnung

قانون
قوانین برای عملکرد جامعه ضروری هستند.
Eine offiziell festgelegte Regel, die vom Staat gemacht und durchgesetzt wird

قانون
او قانون را نقض کرد.
Der berechtigte Anspruch auf etwas

حق
کودکان حق محافظت دارند.
Eine offizielle Regel, die befolgt werden muss

آییننامه, قانون
مقررات جدید از هفته آینده اجرایی میشوند.
Ein deutlicher Appell, etwas zu tun

درخواست, تقاضا
درخواست بسیار مودبانه بیان شده بود.
Eine offizielle Entscheidung eines Gerichts in einem Rechtsfall

رای دادگاه
حکم برای هر دو طرف تعجبآور بود.
Ein gerichtliches Verfahren zur Klärung eines rechtlichen Streits

روند قضایی, پرونده قضایی، طرح دعوی
فرآیند به دلیل شواهد جدید به تعویق افتاد.
Eine negative Konsequenz oder Maßnahme, die für ein Fehlverhalten oder Vergehen gegeben wird

جریمه, مجازات
هر کس قوانین را نقض کند باید انتظار مجازات را داشته باشد.
Ein offizielles Gesetz oder eine Regel, die etwas nicht erlaubt

ممنوعیت
ممنوعیت توسط دولت صادر شد.
Die Annahme, dass etwas falsch oder geheim ist, ohne Beweise

گمان, سوظن
او تحت شبهه مداوم همسایگان زندگی میکند.
Etwas als richtig oder wahr erklären

تصدیق کردن, تائید کردن
ما باید رزرو را تأیید کنیم.
Eine Sache oder Situation so organisieren oder bestimmen, dass alles richtig funktioniert

نظم دادن, تنظیم کردن، سامان دادن
آیا میتوانی لطفاً روند جلسه را تنظیم کنی ؟
Eine Person oder Handlung offiziell für falsch oder schuldig erklären

محکوم کردن
ما نباید کسی را شتابزده محکوم کنیم.
Eine Beschwerde vor Gericht oder bei einer Behörde vorbringen

شکایت کردن, نالیدن
او اغلب از سردرد شکایت میکند.
Etwas der Polizei oder Behörde melden
![[به پلیس] اطلاع دادن, به پلیس یا مسئولین گزارش کردن](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[به پلیس] اطلاع دادن, به پلیس یا مسئولین گزارش کردن
من میخواهم یک دزدی را گزارش دهم.
Eine schriftliche oder mündliche Aussage, die etwas als richtig oder wahr erklärt

تاییدیه, تصدیق، تائید
بدون تأیید, رزرو معتبر نیست.
Mit Fakten oder Logik zeigen, dass etwas wahr oder richtig ist

اثبات کردن, ثابت کردن
او شجاعت بزرگی نشان داد.
Mit den gleichen Rechten und Pflichten wie andere

برابر (از نظر حقوق), دارای حقوق برابر
کودکان دارای معلولیت باید بتوانند به طور برابر یاد بگیرند.
Etwas, das nach dem Gesetz bestraft werden kann

غیر مجاز, همراه با پیگرد قانونی
او کاری قابل مجازات انجام داده است.
Im Zusammenhang mit dem Gesetz oder den Rechten stehend

قانونی, حقوقی
او قانوناً حق دریافت غرامت دارد.
Der Zustand, ohne Einschränkungen oder Zwänge handeln zu können

آزادی
بدون آزادی، فرد احساس گرفتاری میکند.
Sich an Regeln oder Gesetze haltend

منصفانه, قانون مدارانه
ما انتظار یک فرآیند عادلانه داریم.
Ein offizielles oder berechtigtes Verlangen nach etwas

مطالبه, درخواست
درخواست برای اصلاحات قویتر میشود.
Etwas, das man rechtlich oder moralisch verlangen kann

حق
این مطالعه ادعای عینی بودن را دارد.