کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت) - انتقاد و سانسور

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
to admonish [فعل]
اجرا کردن

برحذر داشتن

Ex: She admonished her friend for not keeping her promise .

او دوستش را به خاطر عدم وفای به عهد سرزنش کرد.

to berate [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: She could n't help but berate her friend for breaking a promise .

او نمی‌توانست از سرزنش کردن دوستش به خاطر شکستن قول خودداری کند.

to chasten [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: Critics chastened the director over the film 's poor writing .

منتقدان کارگردان را به خاطر نگارش ضعیف فیلم سرزنش کردند.

to chide [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: The mother chided her child for not wearing a coat on a chilly day .

مادر به کودکش به خاطر نپوشیدن کت در یک روز سرد توبیخ کرد.

اجرا کردن

نام کسی را لکه دار کردن

Ex: The online troll denigrated the author 's work with malicious reviews , attempting to damage the book 's reputation .

ترول اینترنتی با نظرات مخرب کار نویسنده را تحقیر کرد و سعی کرد به شهرت کتاب آسیب بزند.

to deride [فعل]
اجرا کردن

تمسخر کردن

Ex: He will likely deride the new policy when it is announced .

او احتمالاً هنگام اعلام سیاست جدید از آن توهین خواهد کرد.

اجرا کردن

تحقیر کردن

Ex: Without proper evidence , it would be unfair to disparage someone 's character .

بدون شواهد مناسب، ناعادلانه است که شخصیت کسی را تحقیر کنیم.

اجرا کردن

مورد عتاب و خطاب قرار دادن

Ex: The union leader fulminated against the employer 's proposed cuts , declaring them an attack on workers ' rights .

رهبر اتحادیه علیه کاهش‌های پیشنهادی کارفرما به شدت انتقاد کرد و آن را حمله‌ای به حقوق کارگران اعلام کرد.

to inveigh [فعل]
اجرا کردن

خرده گرفتن

Ex: He inveighed bitterly at the unfair treatment he received .
to lambaste [فعل]
اجرا کردن

به باد انتقاد گرفتن

Ex: The talk show host is currently lambasting the controversial policies of the administration .

مجری برنامه گفت‌وگو در حال حاضر سیاست‌های جنجالی دولت را به شدت مورد انتقاد قرار می‌دهد.

to malign [فعل]
اجرا کردن

بدگویی کردن

Ex: The opposition group is actively maligning the government during election season .

گروه مخالف به طور فعال در فصل انتخابات دولت را بدنام می‌کند.

to rail [فعل]
اجرا کردن

گله کردن

Ex: Despite the improvements , the customer continued to rail about the service quality .

علیرغم بهبودها، مشتری به شکایت شدید از کیفیت خدمات ادامه داد.

to reproach [فعل]
اجرا کردن

انتقاد کردن

Ex: He reproached himself for not taking the necessary precautions , leading to the project 's failure .

او خود را به خاطر عدم رعایت اقدامات احتیاطی لازم سرزنش کرد که منجر به شکست پروژه شد.

اجرا کردن

مخالف چیزی بودن

Ex: He deprecated the government 's failure to address the growing income inequality in the country .

او محکوم کرد شکست دولت در رسیدگی به نابرابری درآمدی فزاینده در کشور را.

to flay [فعل]
اجرا کردن

انتقاد کردن

Ex: The critic flayed the play for its weak script and poor acting .

پوست کندن منتقد به دلیل فیلمنامه ضعیف و بازیگری ضعیف، نمایش را به شدت مورد انتقاد قرار داد.

اجرا کردن

مورد انتقاد و عتاب قرار دادن

Ex: The activist excoriated the organization for its environmental negligence .

فعال محیط زیست سازمان را به دلیل بی‌توجهی زیست‌محیطی سخت مورد انتقاد قرار داد.

to lampoon [فعل]
اجرا کردن

به سخره گرفتن

Ex: She lampooned her rival 's speech in a parody article .

او در یک مقاله طنز، سخنرانی رقیب خود را لمپون کرد.

to scoff [فعل]
اجرا کردن

تمسخر کردن

Ex: He scoffed at the idea of ghosts .

او از ایده ارواح مسخره کرد.

to vilify [فعل]
اجرا کردن

بدنام کردن

Ex: If the information is leaked , some individuals would vilify the whistleblower .

اگر اطلاعات درز کند، برخی افراد افشاگر را بدنام خواهند کرد.

aspersion [اسم]
اجرا کردن

افترا

Ex: Political campaigns often involve aspersions to sway voters .

کمپین‌های سیاسی اغلب شامل توهین‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن رأی‌دهندگان می‌شوند.

altercation [اسم]
اجرا کردن

مجادله

Ex: The altercation at the protest led to several arrests by the police .

درگیری در اعتراض منجر به چندین دستگیری توسط پلیس شد.

اجرا کردن

اعتراض

Ex: The reviewer 's animadversion highlighted weaknesses in the proposal .

انتقاد بازبین نقاط ضعف در پیشنهاد را برجسته کرد.

anathema [اسم]
اجرا کردن

مرتدشناخته‌شده (مسیحیت)

Ex: She was shocked to learn her ancestor had once been under anathema .

او شوکه شد که فهمید اجدادش زمانی تحت لعنت بوده‌اند.

calumny [اسم]
اجرا کردن

تهمت

Ex: He sought legal action to correct the calumny circulating online .

او برای اصلاح تهمت در حال انتشار آنلاین، به دنبال اقدام قانونی بود.

castigation [اسم]
اجرا کردن

مجازات

Ex: His castigation was swift after violating the company 's policy .

مجازات او پس از نقض سیاست شرکت سریع بود.

diatribe [اسم]
اجرا کردن

زخم‌ زبان

Ex: Her diatribe against social media sparked a lot of debates online .

دیاتریب او علیه رسانه‌های اجتماعی بحث‌های زیادی را به راه انداخت.

harangue [اسم]
اجرا کردن

نطق آتشین

Ex: He endured a long harangue from his parents about responsibility .

او یک سخنرانی طولانی از والدینش درباره مسئولیت را تحمل کرد.

homily [اسم]
اجرا کردن

موعظه

Ex:

موعظه مدیر به کارمندان اخلاق کاری را یادآوری کرد.

imprecation [اسم]
اجرا کردن

ناسزا

Ex: She left the room with an imprecation that shocked the guests .

او با یک نفرین اتاق را ترک کرد که مهمانان را شوکه کرد.

catcall [اسم]
اجرا کردن

سوت

Ex: The speaker was interrupted by catcalls from the angry crowd .

سخنران با سوت‌ها از جمعیت عصبانی قطع شد.

invective [اسم]
اجرا کردن

پرخاش

Ex: They were taken aback by the invective that followed their suggestion .

آنها از ناسزاهایی که پس از پیشنهادشان آمد متعجب شدند.

tirade [اسم]
اجرا کردن

نطق غرا

Ex: His tirade against the government was broadcasted on national television .

سخنرانی خشمگینانه او علیه دولت در تلویزیون ملی پخش شد.

stricture [اسم]
اجرا کردن

توبیخ

Ex: Many considered the stricture unfair , as it overlooked the positive aspects of her efforts .

بسیاری انتقاد شدید را ناعادلانه دانستند، زیرا جنبه‌های مثبت تلاش‌های او را نادیده گرفت.

polemic [اسم]
اجرا کردن

مجادله

Ex: The book is a polemic against cultural relativism .

کتاب یک جدل علیه نسبی‌گرایی فرهنگی است.

اجرا کردن

توهین

Ex: The vituperation in the debate made it clear that the two sides were deeply divided .

ناسزاگویی در مناظره نشان داد که دو طرف به شدت تقسیم شده‌اند.

askance [قید]
اجرا کردن

با شک

Ex:

طرح پرخطر او توسط اعضای هیئت مدیره با شک و تردید مورد استقبال قرار گرفت.

captious [صفت]
اجرا کردن

ایرادگیر

Ex: The teacher was unnecessarily captious about punctuation .

معلم به طور غیرضروری عیب‌جو در مورد نشانه‌گذاری بود.

censorious [صفت]
اجرا کردن

خرده‌گیر

Ex: The article received a censorious review , highlighting flaws and shortcomings .

مقاله یک بررسی انتقادی دریافت کرد که نقایص و کاستی‌ها را برجسته می‌کرد.

incredulous [صفت]
اجرا کردن

ناباور

Ex: They listened with incredulous expressions to the wild story .

آن‌ها با چهره‌های ناباورانه به داستان وحشی گوش دادند.

کمبریج انگلیسی: CPE (C2 مهارت)
ویژگی‌ها و نقش‌های فریبنده فریب و فساد Moral Corruption & Wickedness بیماری‌ها و آسیب‌ها
درمان‌ها و درمان‌ها بدن و حالت آن انتقاد و سانسور اندوه، پشیمانی & بی‌تفاوتی
ترس، اضطراب و ضعف سخاوت، مهربانی و آرامش مهارت و خرد دوستی و خوش خلقی
نیرو و استقامت حالت‌ها و کیفیت‌های مطلوب صداقت و درستکاری طبیعت و محیط زیست
اعلامیه و درخواست تجدید نظر گفتگوی معمولی و آزاردهنده اصطلاحات و گفته‌های زبانی سبک‌ها و کیفیت‌های گفتار
دین و اخلاق جادو و فراطبیعی زمان و مدت تاریخ و عهد باستان
مسائل حقوقی Improvement حماقت و نادانی خصومت، خلق و خو & پرخاشگری
غرور و تکبر سرسختی و لجبازی نقش‌های اجتماعی و کهن‌الگوها حرفه‌ها و نقش‌ها
سیاست و ساختار اجتماعی Science اقدامات خصمانه کیفیت پایین و بی‌ارزشی
بارها و مصیبت‌ها درگیری فیزیکی فسخ و انصراف ممنوعیت و پیشگیری
ضعیف شدن و افول سردرگمی و ابهام اتصال و پیوستن Warfare
فراوانی و تکثیر هنر و ادبیات فاسد شدن حالت‌های عاطفی قوی
رنگ، نور و الگوهای بصری فرم، بافت و ساختار مناسب بودن و شایستگی تأیید و توافق
افزودنی‌ها و پیوست‌ها حیوانات و زیست‌شناسی امور مالی و اشیاء باارزش ابزار و تجهیزات
شناخت و درک احتیاط، قضاوت و آگاهی صدا و نویز Movement
توضیحات فیزیکی ناهمواری‌ها اشیاء و مواد مراسم و جشن‌ها
آفرینش و علیت بحث و توهین کشاورزی و غذا ایالت‌های غیرمتعارف
خانواده و ازدواج سکونت و اقامت عطر و طعم افراط مفهومی
شباهت و تفاوت