500 صفت رایج انگلیسی - برترین 51 - 75 صفت

در اینجا بخش 3 از لیست صفت‌های رایج در انگلیسی مانند "early"، "fine" و "hot" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
vital [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Adequate hydration is vital for maintaining overall health .

آبرسانی کافی برای حفظ سلامت کلی حیاتی است.

early [صفت]
اجرا کردن

پیش از موعد

Ex: The early arrival of the package was a pleasant surprise .

ورود زودهنگام بسته یک شگفتی خوشایند بود.

perfect [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: My grandmother is a perfect host , always making her guests feel welcome .

مادربزرگ من یک میزبان کامل است، همیشه باعث می‌شود مهمانانش احساس خوشآمدگویی کنند.

social [صفت]
اجرا کردن

اجتماعی

Ex:

مدرسه یک رویداد اجتماعی را برای تقویت دوستی و رفاقت در بین دانش‌آموزان سازماندهی کرد.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

fine [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The doctor examined her and said she was fine .

دکتر او را معاینه کرد و گفت که حالش خوب است.

short [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex: She wore a shirt with short sleeves to stay cool in the summer heat.

او یک پیراهن با آستین‌های کوتاه پوشید تا در گرمای تابستان خنک بماند.

hot [صفت]
اجرا کردن

داغ

Ex: The metal handle became hot when left in the sun .

دسته فلزی وقتی در آفتاب گذاشته شد داغ شد.

common [صفت]
اجرا کردن

عادی

Ex: It was a common day at the office with no surprises .

این یک روز معمولی در دفتر بدون هیچ غافلگیری بود.

open [صفت]
اجرا کردن

باز

Ex: The open window let in a cool breeze .

پنجره باز یک نسیم خنک را به داخل آورد.

special [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: They decorated the room with balloons to make it look special .

آنها اتاق را با بادکنک‌ها تزئین کردند تا ویژه به نظر برسد.

favorite [صفت]
اجرا کردن

موردعلاقه

Ex: Pizza is always a crowd favorite at parties .

پیتزا همیشه محبوب جمع در مهمانی‌ها است.

similar [صفت]
اجرا کردن

مشابه

Ex: The two friends had similar tastes in music , enjoying the same bands and artists .

دو دوست سلیقه‌های مشابهی در موسیقی داشتند، از همان گروه‌ها و هنرمندان لذت می‌بردند.

crazy [صفت]
اجرا کردن

دیوانه

Ex: He does crazy things like swimming in the lake in the middle of winter .

او کارهای دیوانه‌وار مانند شنا در دریاچه در وسط زمستان انجام می‌دهد.

entire [صفت]
اجرا کردن

تمام

Ex: The entire class worked together to solve the math problem , pooling their knowledge and skills .

تمام کلاس با هم کار کردند تا مسئله ریاضی را حل کنند، دانش و مهارت‌های خود را به اشتراک گذاشتند.

clear [صفت]
اجرا کردن

آشکار

Ex: The explanation provided by the doctor was clear , alleviating the patient 's concerns .

توضیح ارائه شده توسط پزشک روشن بود، که نگرانی‌های بیمار را کاهش داد.

American [صفت]
اجرا کردن

آمریکایی

Ex: The bald eagle is a national symbol of the American people .

عقاب سرسفید نماد ملی مردم آمریکایی است.

particular [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: The report focuses on a particular segment of the population , namely elderly citizens .

این گزارش بر روی بخش خاصی از جمعیت، یعنی شهروندان سالخورده تمرکز دارد.

difficult [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Understanding Shakespearean language in his plays can be difficult for high school students .

درک زبان شکسپیر در نمایشنامه‌هایش می‌تواند برای دانش‌آموزان دبیرستانی دشوار باشد.

close [صفت]
اجرا کردن

نزدیک

Ex: The close spacing of the chairs in the auditorium made it feel cramped .

فاصله نزدیک صندلی‌ها در سالن کنفرانس باعث می‌شد احساس تنگی کند.

red [صفت]
اجرا کردن

قرمز

Ex: The roses in the garden were red with velvety petals .

گل‌های رز در باغ قرمز با گلبرگ‌های مخملی بودند.

weird [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: The magician did a weird trick that I still ca n't figure out .

شعبده باز یک حقه عجیب انجام داد که من هنوز نمی‌توانم بفهمم.

public [صفت]
اجرا کردن

عمومی

Ex: The government implemented new policies to address public health concerns .

دولت سیاست‌های جدیدی را برای رسیدگی به نگرانی‌های سلامت عمومی اجرا کرد.

deep [صفت]
اجرا کردن

عمیق

Ex: The canyon was deep , with towering walls that seemed to stretch endlessly .

دره عمیق بود، با دیواره‌های بلندی که به نظر می‌رسید بی‌پایان کشیده شده‌اند.

peculiar [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌وغریب

Ex: The peculiar design of the house , with its curved walls and unconventional layout , intrigued visitors .

طراحی عجیب خانه، با دیوارهای منحنی و چیدمان غیرمتعارف آن، بازدیدکنندگان را کنجکاو کرد.