500 صفت رایج انگلیسی - برترین 1 - 25 صفت

در اینجا بخش 1 از لیست صفت‌های رایج در انگلیسی مانند "خوب"، "همان" و "مطمئن" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

other [صفت]
اجرا کردن

دیگری

Ex:

ما باید سایر احتمالات را قبل از تصمیم‌گیری در نظر بگیریم.

little [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The little bird chirped softly outside the window , adding melody to the morning .

پرنده کوچک به نرمی بیرون پنجره آواز خواند، به صبح ملودی افزود.

new [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The new software update includes several innovative features not seen before .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید شامل چندین ویژگی نوآورانه است که قبلاً دیده نشده بود.

great [صفت]
اجرا کردن

بزرگ‌

Ex: Her great talent in music was evident from a young age .

استعداد بزرگ او در موسیقی از سنین پایین آشکار بود.

different [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex: She used different colors to paint a vibrant and lively picture .

او از رنگ‌های مختلف برای نقاشی یک تصویر پرجنب‌وجوش و زنده استفاده کرد.

divine [صفت]
اجرا کردن

الهی

Ex: The priestess received divine inspiration through visions and dreams .

کاهنه از طریق رویاها و خواب‌ها الهام الهی دریافت کرد.

big [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: He made a big mistake .

او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد.

right [صفت]
اجرا کردن

صحیح

Ex: The historian provided the right historical context for the event .

تاریخ‌نگار زمینه تاریخی درست را برای رویداد فراهم کرد.

same [صفت]
اجرا کردن

یکسان

Ex: They decided to go to the same vacation spot as last summer .

آنها تصمیم گرفتند به همان نقطه تعطیلات مانند تابستان گذشته بروند.

next [صفت]
اجرا کردن

بعدی

Ex: I 'm excited about the next episode of my favorite TV show .

من برای قسمت بعدی برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌ام هیجان زده هستم.

last [صفت]
اجرا کردن

آخرین

Ex: He was the last person to leave the office that night .

او آخرین نفری بود که آن شب از دفتر خارج شد.

own [صفت]
اجرا کردن

خود

Ex: The little girl loves to read her own books .

دختر کوچک دوست دارد کتاب‌های خودش را بخواند.

sure [صفت]
اجرا کردن

مطمئن

Ex: She was sure that she had locked the front door before leaving the house .

او مطمئن بود که در ورودی را قبل از ترک خانه قفل کرده است.

bad [صفت]
اجرا کردن

بد

Ex:

بدشانسی به نظر می‌رسید هر کجا که می‌رفت او را دنبال می‌کند.

important [صفت]
اجرا کردن

مهم

Ex: Conserving water is important for the sustainable use of natural resources .

صرفه‌جویی در آب برای استفاده پایدار از منابع طبیعی مهم است.

high [صفت]
اجرا کردن

بلند

Ex: She climbed to a high branch to get a better view of the sunset .

او به یک شاخه بلند بالا رفت تا منظره بهتری از غروب آفتاب داشته باشد.

able [صفت]
اجرا کردن

توانا

Ex: Despite her injury , she was able to finish the marathon .

علیرغم مصدومیتش، او توانست ماراتن را به پایان برساند.

old [صفت]
اجرا کردن

ساله (برای بیان سن)

Ex: The building is a hundred years old and has been recently renovated .

ساختمان صد سال قدیمی است و اخیراً بازسازی شده است.

small [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The toy car was small enough to fit in his pocket .

ماشین اسباب‌بازی به اندازه‌ای کوچک بود که در جیبش جا شود.

whole [صفت]
اجرا کردن

تمام

Ex: The whole group cheered for the winning team .

تمام گروه برای تیم برنده هورا کشیدند.

well [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex:

او پس از یک هفته استراحت و بهبودی، به اندازه کافی خوب احساس می‌کرد تا به کار بازگردد.

long [صفت]
اجرا کردن

طولانی (مسافت)

Ex:

مار نزدیک به شش فوت درازا بود، که آن را به صحنه‌ای کاملاً چشمگیر تبدیل می‌کرد.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The store offers a selection of nice products that last longer .

فروشگاه مجموعه‌ای از محصولات خوب را ارائه می‌دهد که دوام بیشتری دارند.

real [صفت]
اجرا کردن

واقعی

Ex: The tree in the backyard is real ; you can touch its bark and smell its leaves .

درخت در حیاط خلوت واقعی است; می‌توانید پوست آن را لمس کنید و برگ‌هایش را بو کنید.