500 صفت رایج انگلیسی - برترین 451 - 475 صفت

در اینجا بخش 19 از لیست صفات رایج در انگلیسی مانند "گیر کرده"، "احمق" و "باهوش" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
annual [صفت]
اجرا کردن

سالانه

Ex: He attended the annual charity gala to support a good cause .

او در گالای خیریه سالانه شرکت کرد تا از یک هدف خوب حمایت کند.

stuck [صفت]
اجرا کردن

گیرکرده

Ex: The stuck zipper on her jacket made it difficult to put on .

زیپ گیر کرده روی ژاکتش پوشیدن آن را سخت کرد.

conscious [صفت]
اجرا کردن

هوشیار

Ex: The child became conscious after being given oxygen .

کودک پس از دریافت اکسیژن هوشیار شد.

unknown [صفت]
اجرا کردن

ناشناخته

Ex: He took on an unknown role , eager to make his mark in the industry .

او نقشی ناشناخته را بر عهده گرفت، مشتاق برای گذاشتن نشان خود در صنعت.

passionate [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: They had a passionate debate about the future of renewable energy in their community .

آنها یک بحث پرشور در مورد آینده انرژی‌های تجدیدپذیر در جامعه خود داشتند.

اجرا کردن

مربوط به ریاست‌جمهوری

Ex: Presidential debates offer voters insight into the candidates ' policies and leadership abilities .
audio [صفت]
اجرا کردن

صوتی

Ex: The audio equipment malfunctioned during the live broadcast .

تجهیزات صوتی در طول پخش زنده خراب شد.

exclusive [صفت]
اجرا کردن

انحصاری

Ex: The resort offers exclusive packages for honeymooners , with private villas and personalized services .

مجتمع تفریحی بسته‌های انحصاری برای زوج‌های در ماه عسل ارائه می‌دهد، با ویلاهای خصوصی و خدمات شخصی‌سازی شده.

silly [صفت]
اجرا کردن

احمق

Ex: She was being silly when she wore mismatched shoes on purpose .

او احمقانه رفتار می‌کرد وقتی که عمداً کفش‌های ناهماهنگ پوشید.

liquid [صفت]
اجرا کردن

مایع

Ex:

رنگ در حالت مایع بود، که باعث می‌شد به راحتی روی بوم اعمال شود.

neutral [صفت]
اجرا کردن

بی‌طرف

Ex: He remained neutral during the debate to avoid choosing between the two sides .

او در طول مناظره بی‌طرف باقی ماند تا از انتخاب بین دو طرف اجتناب کند.

invisible [صفت]
اجرا کردن

نامرئی

Ex: The virus was invisible in the microscope , requiring advanced techniques to study its structure .

ویروس در میکروسکوپ نامرئی بود، که نیاز به تکنیک‌های پیشرفته برای مطالعه ساختار آن داشت.

clever [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: The clever student aced the exam by applying clever mnemonics and study techniques .

دانش آموز باهوش با استفاده از روش‌های هوشمندانه یادآوری و تکنیک‌های مطالعه در امتحان قبول شد.

Spanish [صفت]
اجرا کردن

اسپانیایی

Ex: In Spanish culture , it is common to greet others with a kiss on each cheek .

در فرهنگ اسپانیایی، معمول است که دیگران را با بوسه‌ای روی هر گونه سلام کنند.

universal [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The universal need for education underscores its importance as a fundamental human right .

نیاز جهانی به آموزش، اهمیت آن را به عنوان یک حق اساسی بشر برجسته می‌کند.

executive [صفت]
اجرا کردن

اجرایی

Ex:

شاخه اجرایی دولت مسئول اجرای قوانین و مقررات است.

dominant [صفت]
اجرا کردن

چیره

Ex: Blue is the dominant color in the artist 's latest painting , creating a striking visual impact .

آبی رنگ غالب در آخرین نقاشی هنرمند است که تاثیر بصری چشمگیری ایجاد می‌کند.

prepared [صفت]
اجرا کردن

آماده

Ex: The prepared statement addressed all potential questions from the press .

بیانیه آماده شده به تمام سوالات بالقوه مطبوعات پاسخ داد.

subtle [صفت]
اجرا کردن

نامحسوس

Ex: She gave him a subtle nod , indicating that she understood his unspoken message .

او به او تکان سر ظریفی داد، نشان می‌داد که پیام ناگفته‌اش را فهمیده است.

permanent [صفت]
اجرا کردن

دائمی

Ex: The company offered her a permanent contract after seeing her excellent performance during the probation period .

شرکت پس از دیدن عملکرد عالی او در دوره آزمایشی، یک قرارداد دائمی به او پیشنهاد داد.

electrical [صفت]
اجرا کردن

برقی

Ex:

سوئیچ الکتریکی چراغ‌های اتاق را روشن و خاموش می‌کند.

awkward [صفت]
اجرا کردن

شرم‌آور

Ex: It was an awkward moment when they accidentally wore the same outfit .

این یک لحظه خجالت‌آور بود وقتی که آنها به طور تصادفی یک لباس پوشیدند.

outside [صفت]
اجرا کردن

بیرونی

Ex: The outside lights automatically turn on at dusk .

چراغ‌های خارجی به طور خودکار در غروب روشن می‌شوند.

chronic [صفت]
اجرا کردن

مزمن (بیماری)

Ex: Despite following a strict diet , Tim 's chronic diabetes requires constant monitoring of his blood sugar levels .

علیرغم رعایت رژیم غذایی سخت، دیابت مزمن تیم نیاز به نظارت مداوم بر سطح قند خون او دارد.

broken [صفت]
اجرا کردن

شکسته

Ex: The storm left a trail of destruction , with broken branches and fallen trees everywhere .

طوفان ردپایی از ویرانی به جا گذاشت، با شاخه‌های شکسته و درختان افتاده در همه جا.