500 صفت رایج انگلیسی - برترین 176 - 200 صفت

در اینجا بخش 8 از لیست صفات رایج در انگلیسی مانند "صادق"، "دقیق" و "بیمار" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
honest [صفت]
اجرا کردن

صادق

Ex: The honest witness testified in court , providing crucial evidence for the case .

شاهد صادق در دادگاه شهادت داد و شواهد حیاتی برای پرونده ارائه کرد.

familiar [صفت]
اجرا کردن

آشنا

Ex: The professor 's teaching style was familiar to the students who had taken his class before .

سبک تدریس استاد برای دانشجویانی که قبلاً در کلاس او شرکت کرده بودند آشنا بود.

present [صفت]
اجرا کردن

حاضر

Ex: Sarah arrived late and missed the beginning of the presentation , but she is present now .

سارا دیر رسید و ابتدای ارائه را از دست داد، اما الان حاضر است.

significant [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The student 's research findings were significant enough to be published in a prestigious journal .

یافته‌های تحقیقاتی دانشجو به اندازه‌ای مهم بودند که در یک مجله معتبر منتشر شوند.

previous [صفت]
اجرا کردن

قبلی

Ex: She referred to her previous job experience during the interview .

او در طول مصاحبه به تجربه کاری قبلی خود اشاره کرد.

economic [صفت]
اجرا کردن

اقتصادی

Ex: Economic inequality remains a significant challenge in many countries , affecting access to opportunities and resources .

نابرابری اقتصادی همچنان به عنوان یک چالش مهم در بسیاری از کشورها باقی مانده است، که دسترسی به فرصت‌ها و منابع را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

complicated [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: The legal case was complicated , involving numerous laws and regulations .

پرونده حقوقی پیچیده بود و شامل قوانین و مقررات متعددی می‌شد.

exact [صفت]
اجرا کردن

دقیق

Ex: The exact ingredients and measurements were needed to replicate the recipe .

مواد و اندازه‌گیری‌های دقیق برای تکرار دستور غذا لازم بود.

sick [صفت]
اجرا کردن

بیمار

Ex: She stayed home because she is sick .

او در خانه ماند چون مریض بود.

daily [صفت]
اجرا کردن

روزانه

Ex: The daily chores include washing dishes and sweeping floors .

کارهای روزانه شامل شستن ظروف و جارو کردن کف می‌شود.

dry [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: Her lips were dry and cracked from exposure to the wind .

لب‌هایش از باد خشک و ترک خورده بود.

future [صفت]
اجرا کردن

آینده

Ex: The future generations will inherit the consequences of our actions today .

نسل‌های آینده عواقب اقدامات امروز ما را به ارث خواهند برد.

exciting [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: The soccer game was very exciting , with both teams scoring in the final minutes .

بازی فوتبال بسیار هیجان‌انگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.

individual [صفت]
اجرا کردن

مجزا

Ex: The project manager assigned individual tasks to team members to ensure efficiency .

مدیر پروژه وظایف فردی را به اعضای تیم اختصاص داد تا کارایی را تضمین کند.

French [صفت]
اجرا کردن

فرانسوی

Ex: I enjoy listening to French music , especially songs by Édith Piaf .

من از گوش دادن به موسیقی فرانسوی لذت می‌برم، به ویژه آهنگ‌های ادیث پیاف.

total [صفت]
اجرا کردن

مجموع کل

Ex: The total area of the apartment was 800 square feet , providing ample space for comfortable living .

مساحت کلی آپارتمان 800 فوت مربع بود که فضای کافی برای زندگی راحت را فراهم می‌کرد.

complex [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: He designed a complex machine that performs multiple functions simultaneously .

او یک ماشین پیچیده طراحی کرد که چندین عملکرد را به طور همزمان انجام می‌دهد.

thin [صفت]
اجرا کردن

نازک

Ex: The thin walls of the apartment allowed sound to travel easily between rooms .

دیوارهای نازک آپارتمان به صدا اجازه می‌داد به راحتی بین اتاق‌ها حرکت کند.

military [صفت]
اجرا کردن

نظامی

Ex: He wrote a book about military history .
complete [صفت]
اجرا کردن

کامل

Ex: This book is a complete guide to gardening .

این کتاب یک راهنمای کامل برای باغبانی است.

global [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The United Nations works to address global challenges such as poverty , hunger , and human rights violations .

سازمان ملل متحد برای مقابله با چالش‌های جهانی مانند فقر، گرسنگی و نقض حقوق بشر کار می‌کند.

helpful [صفت]
اجرا کردن

مفید

Ex: His helpful advice made the project much easier to complete .

توصیه‌های مفید او انجام پروژه را بسیار آسان‌تر کرد.

fantastic [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: They had a fantastic time on their vacation to Greece .

آنها در تعطیلات خود در یونان فوق‌العاده وقت گذراندند.

impossible [صفت]
اجرا کردن

غیرممکن

Ex: Running a marathon without training would be almost impossible .

دویدن ماراتن بدون تمرین تقریباً غیرممکن خواهد بود.

active [صفت]
اجرا کردن

فعال

Ex: She 's an active traveler , always planning her next adventure .

او یک مسافر فعال است، همیشه در حال برنامه‌ریزی برای ماجراجویی بعدی خود.