500 صفت رایج انگلیسی - برترین 476 - 500 صفت

در اینجا بخش 20 از لیست صفات رایج در انگلیسی مانند "جسور"، "نزدیک" و "مخلوط" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
Asian [صفت]
اجرا کردن

آسیایی

Ex: Iranian cuisine is influenced by various Asian flavors , making it a delightful fusion of Middle Eastern and Asian culinary traditions .

غذای ایرانی تحت تأثیر طعم‌های مختلف آسیایی قرار دارد که آن را به ترکیبی دلپذیر از سنت‌های آشپزی خاورمیانه و آسیایی تبدیل می‌کند.

biological [صفت]
اجرا کردن

بیولوژیکی

Ex: Biological experiments often involve observing the behavior of organisms in controlled settings .

آزمایش‌های زیستی اغلب شامل مشاهده رفتار ارگانیسم‌ها در محیط‌های کنترل‌شده می‌شوند.

married [صفت]
اجرا کردن

متأهل

Ex: Both married and single employees are eligible for the program .

هر دو کارمند متأهل و مجرد واجد شرایط برنامه هستند.

bold [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex: As a bold leader , he fearlessly confronts difficult decisions and challenges head-on .

به عنوان یک رهبر جسور، او بدون ترس با تصمیمات دشوار و چالش‌ها روبرو می‌شود.

confusing [صفت]
اجرا کردن

گیج‌کننده

Ex: The instructions for assembling the furniture were confusing and led to several mistakes.

دستورالعمل‌های مونتاژ مبلمان گیج‌کننده بود و منجر به چندین اشتباه شد.

near [صفت]
اجرا کردن

نزدیک

Ex: She moved to the near city to be closer to her workplace .

او به شهر نزدیک نقل مکان کرد تا به محل کارش نزدیک‌تر باشد.

productive [صفت]
اجرا کردن

پربازده

Ex: Regular exercise and a balanced diet contribute to a productive lifestyle .

ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل به یک سبک زندگی مولد کمک می‌کنند.

mysterious [صفت]
اجرا کردن

اسرارآمیز

Ex: The disappearance of the ancient civilization remains mysterious , as archaeologists continue to uncover clues but struggle to piece together the full story .

ناپدید شدن تمدن باستانی همچنان مرموز باقی مانده است، چرا که باستان‌شناسان به کشف سرنخ‌ها ادامه می‌دهند اما در کنار هم گذاشتن داستان کامل با مشکل مواجه هستند.

mixed [صفت]
اجرا کردن

مختلط

Ex: The multicultural neighborhood was a mixed community , with residents from various ethnic backgrounds living harmoniously together .

محله چندفرهنگی یک جامعه مختلط بود، با ساکنانی از پیشینه‌های قومی مختلف که به‌صورت هماهنگ با هم زندگی می‌کردند.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

musical [صفت]
اجرا کردن

موزیکال

Ex: She 's pursuing a musical career as a singer-songwriter .

او در حال دنبال کردن یک حرفه موسیقایی به عنوان خواننده-ترانه‌سرا است.

virtual [صفت]
اجرا کردن

مجازی (کامپیوتر)

Ex: Virtual assistants like Siri and Alexa provide helpful information through voice commands .

دستیاران مجازی مانند سیری و الکسا اطلاعات مفیدی را از طریق فرمان‌های صوتی ارائه می‌دهند.

iconic [صفت]
اجرا کردن

نمادین

Ex: The iconic Coca-Cola logo is instantly recognizable worldwide .

لوگوی نمادین کوکاکولا در سراسر جهان به سرعت قابل تشخیص است.

dense [صفت]
اجرا کردن

انبوه

Ex: The city has a dense population , with people living closely together .

شهر جمعیت فشرده‌ای دارد، با مردم در کنار هم زندگی می‌کنند.

attractive [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The handsome actor 's attractive smile made him a heartthrob for many fans .

لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.

اجرا کردن

روانی

Ex: The study revealed psychological patterns in decision-making .

مطالعه الگوهای روانشناختی در تصمیم‌گیری را آشکار کرد.

اجرا کردن

اصولگرا

Ex: They follow a conservative lifestyle rooted in tradition .

آنها از یک سبک زندگی محافظه‌کارانه که ریشه در سنت دارد پیروی می‌کنند.

secure [صفت]
اجرا کردن

ایمن

Ex: The company 's data is stored on a secure server with encryption to protect against cyber threats .

داده‌های شرکت بر روی یک سرور امن با رمزگذاری ذخیره می‌شوند تا در برابر تهدیدات سایبری محافظت شوند.

ugly [صفت]
اجرا کردن

زشت

Ex: The makeup made her look ugly , she looked much better without it .

آرایش او را زشت نشان داد، بدون آن بسیار بهتر به نظر می‌رسید.

ongoing [صفت]
اجرا کردن

در حال انجام

Ex: The ongoing investigation into the crime has involved multiple law enforcement agencies .

تحقیق جاری در مورد جنایت، چندین سازمان اجرای قانون را درگیر کرده است.

competitive [صفت]
اجرا کردن

رقابتی

Ex: He enjoys participating in competitive gaming tournaments .

او از شرکت در تورنمنت‌های بازی رقابتی لذت می‌برد.

fellow [صفت]
اجرا کردن

هم- (جهت نمایش اشتراک و تعلق به گروه)

Ex: The artist admired the work of his fellow painters at the gallery opening .

هنرمند در افتتاحیه گالری آثار همکاران نقاش خود را تحسین کرد.

brave [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex: The brave explorer ventured into the uncharted jungle , undeterred by the risks .

کاشف شجاع به جنگل ناشناخته وارد شد، بدون آنکه از خطرات بترسد.

fit [صفت]
اجرا کردن

تندرست

Ex: He exercises regularly , so he 's very fit and full of energy .

او به طور منظم ورزش می‌کند، بنابراین بسیار تناسب اندام دارد و پر از انرژی است.

radical [صفت]
اجرا کردن

متمایز

Ex: The artist 's radical approach to painting broke all traditional rules .

رویکرد رادیکال هنرمند به نقاشی تمام قوانین سنتی را شکست.