500 صفت رایج انگلیسی - برترین 426 - 450 صفت

در اینجا بخش 18 از لیست صفت‌های رایج در انگلیسی مانند "grand"، "viral" و "unable" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
confused [صفت]
اجرا کردن

گیج

Ex: She felt confused about her feelings towards her friend .

او درباره احساساتش نسبت به دوستش سردرگم بود.

grand [صفت]
اجرا کردن

بزرگ و با شکوه

Ex: They attended a grand banquet in a massive dining hall .

آنها در یک تالار غذاخوری بزرگ در یک ضیافت با شکوه شرکت کردند.

narrow [صفت]
اجرا کردن

باریک

Ex: The narrow path wound its way through the dense forest , barely wide enough for one person to pass .

مسیر باریک از میان جنگل انبوه می‌گذشت، به سختی به اندازه‌ای که یک نفر از آن عبور کند.

boring [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The movie was boring and I fell asleep halfway through it .

فیلم خسته‌کننده بود و من وسط آن خوابم برد.

viral [صفت]
اجرا کردن

(محتوای اینترنتی) داغ و پربازدید

Ex: The video of the baby laughing went viral , accumulating millions of views within hours of being posted .

ویدیوی خندیدن نوزاد ویروسی شد و در عرض چند ساعت پس از انتشار، میلیون‌ها بازدید جمع کرد.

unable [صفت]
اجرا کردن

ناتوان

Ex: The company was unable to meet its financial targets for the quarter .

شرکت نتوانست به اهداف مالی خود برای این فصل دست یابد.

deadly [صفت]
اجرا کردن

کشنده

Ex: The deadly combination of drugs proved fatal for the overdose victim .
external [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: She used an external microphone to capture high-quality audio for her podcast recordings .

او از یک میکروفون خارجی برای ضبط صدای با کیفیت بالا برای پادکست‌هایش استفاده کرد.

slight [صفت]
اجرا کردن

اندک

Ex: She felt a slight breeze on her face as she walked outside .

او هنگام بیرون رفتن نسیم ملایمی را روی صورتش احساس کرد.

silent [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The silent classroom was a sign that the students were deeply engrossed in their work .

کلاس ساکت نشانه‌ای بود که دانش‌آموزان عمیقاً در کار خود غرق شده بودند.

purple [صفت]
اجرا کردن

بنفش

Ex: The purple flowers in the vase were beautiful .

گل‌های بنفش در گلدان زیبا بودند.

gross [صفت]
اجرا کردن

چندش

Ex: The gross disparity in wealth distribution highlighted societal inequalities .

اختلاف فاحش در توزیع ثروت، نابرابری‌های اجتماعی را برجسته کرد.

vulnerable [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: The elderly are particularly vulnerable to illness , so it 's important for them to get vaccinated .
racial [صفت]
اجرا کردن

نژادی

Ex: He conducted research on racial disparities in healthcare access .

او تحقیقی در مورد نابرابری‌های نژادی در دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی انجام داد.

northern [صفت]
اجرا کردن

شمالی

Ex: The northern border of the state is marked by a river .

مرز شمالی ایالت با یک رودخانه مشخص شده است.

toxic [صفت]
اجرا کردن

سمی

Ex: Exposure to toxic chemicals in the workplace can have long-term health consequences for employees .
republican [صفت]
اجرا کردن

جمهوری‌خواه

Ex: He identifies as a Republican voter due to his beliefs in conservative values .

او به دلیل اعتقاداتش به ارزش‌های محافظه‌کارانه، خود را به عنوان یک رای‌دهنده جمهوری‌خواه معرفی می‌کند.

blind [صفت]
اجرا کردن

نابینا

Ex: The blind athlete competes in track and field events with the assistance of a guide .

ورزشکار نابینا با کمک راهنما در مسابقات دو و میدانی شرکت می‌کند.

vocal [صفت]
اجرا کردن

صوتی

Ex:

متخصص گوش و حلق و بینی در تشخیص و درمان اختلالات تارهای صوتی تخصص دارد.

kind [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex: She 's always kind to everyone she meets .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کند مهربان است.

reliable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اطمینان

Ex: The car is old but still reliable for long drives .

ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.

round [صفت]
اجرا کردن

گرد

Ex: The round moon shone brightly in the night sky , casting a soft glow .

ماه گرد در آسمان شب به روشنی می‌درخشید و نوری نرم می‌پراکند.

sound [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The laptop was in sound condition after the technician repaired the hardware .

لپتاپ پس از تعمیر سخت‌افزار توسط تکنسین در وضعیت مناسبی بود.

pink [صفت]
اجرا کردن

صورتی

Ex: The rose was pink and had a lovely scent .

گل رز صورتی بود و عطر دلپذیری داشت.

automatic [صفت]
اجرا کردن

خودکار

Ex: The coffee maker has an automatic timer , so you can wake up to freshly brewed coffee in the morning .

قهوه ساز دارای تایمر خودکار است، بنابراین می‌توانید صبح با قهوه تازه دم بیدار شوید.