500 صفت رایج انگلیسی - برترین 401 - 425 صفتها
در اینجا قسمت 17 از لیست صفتهای رایج در انگلیسی مانند "pro"، "like" و "mobile" به شما ارائه شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
relating to or in accordance with the rules laid out in a constitution, which is a set of fundamental laws for a country or organization

مشروطه, مطابق قانون اساسی
اصلاحات قانون اساسی با هدف مدرنیزه کردن چارچوب حقوقی و تقویت حکومت دموکراتیک انجام شد.
identical or nearly the same in appearance, characteristics, etc.

مشابه, یکسان، شبیه به هم
او در همراهی روحهای مشابه آرامش یافت.
(of people or events) professional, especially in sports

حرفهای
رویکرد حرفهای آنها به تمرین و استراتژی با یک پیروزی نتیجه داد.
having a large amount of money or valuable possessions

ثروتمند, پولدار
محله ثروتمند به خاطر عمارتهای مجلل و جوامع محصورش معروف بود.
done or performed without any time gap

فوری
پزشک درمان فوری را به بیمار در وضعیت بحرانی تجویز کرد.
not fixed and able to move or be moved easily or quickly

سیار, متحرک، قابل تحرک
جرثقیل متحرک برای بلند کردن اجسام سنگین و حمل آنها در سراسر سایت ساخت و ساز استفاده شد.
worth noticing, especially because of being unusual or extraordinary

فوق العاده, قابل توجه، استثنایی
دقت قابل توجه مهندسی ماشین مهندسان را متحیر کرد.
measured or judged in comparison to something else

نسبی
موفقیت پروژه نسبی به تلاش انجام شده در آن بود.
first in importance or rank

اصلی, اساسی، عمده
تمرکز اصلی مطالعه بررسی اثرات تغییرات آب و هوایی بود.
(of food or farming techniques) produced or done without any artificial or chemical substances

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی), ارگانیک
فروشگاه انتخاب گستردهای از تنقلات و نوشیدنیهای ارگانیک دارد.
difficult to do or handle and requiring skill or caution

دشوار, سخت
درک دستورالعملهای پیچیده برای مونتاژ مبلمان بدون ابزار مناسب و تخصص میتواند ناامیدکننده باشد.
paying close attention and concentrating on a specific goal, activity, or task

متمرکز
او بر روی دستیابی به اهداف تناسب اندام خود متمرکز بود و خود را به تمرینات منظم اختصاص داد.
related to or practicing magic

جادویی
چوبدستی جادویی جادوگر با نوری اسرارآمیز درخشید در حالی که طلسم خود را میخواند.
lacking intelligence or the ability to think clearly

کندذهن, احمق
جنایتکار احمق شواهد فراوانی از خود به جا گذاشت، که دستگیری او را برای پلیس آسان کرد.
related to the sun

خورشیدی, شمسی
پنلهای خورشیدی نور خورشید را به برق تبدیل میکنند.
made or consisting of plastic, a substance produced in a chemical process

پلاستیکی
بستهبندی پلاستیکی اغلب به دلیل مشارکت در آلودگی محیط زیست مورد انتقاد قرار میگیرد.
relating to India or its people or languages

هندی
آنها معماری هندی را در حین بازدید از معابد و بناهای باستانی کشف کردند.
located toward the southern direction

جنوبی
بال جنوبی ساختمان محل استقرار دفاتر اداری است.
stated or specified; acknowledged or supposed

مشخص, معین، مذکور
آنها به سرعت به محدودیتهای داده شده پروژه عادت کردند.
describing or practicing special abilities or powers

جادویی
ردای جادوگر دارای خواص جادویی بود که او را برای دیگران نامرئی میکرد.
not showing worry, anger, or other strong emotions

آرام, ریلکس
حتی زمانی که مورد انتقاد قرار گرفت، به روشی آرام و خونسرد پاسخ داد.
connected with or in the style of comedy

کمیک, مربوط به کمدی
آنها در یک کنوانسیون کمدی شرکت کردند که در آن طرفداران به شکل شخصیتهای مورد علاقهشان لباس پوشیده بودند.
short in duration

کوتاه
طوفان یک دوره کوتاه از باران شدید به همراه آورد.
