500 صفت رایج انگلیسی - برترین 401 - 425 صفت‌ها

در اینجا قسمت 17 از لیست صفت‌های رایج در انگلیسی مانند "pro"، "like" و "mobile" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
اجرا کردن

مشروطه

Ex: The constitutional monarchy ensures that the monarch 's powers are limited by law .

سلطنت مشروطه تضمین می‌کند که اختیارات پادشاه توسط قانون محدود شده‌اند.

like [صفت]
اجرا کردن

مشابه

Ex:

آنها یک باشگاه برای افراد همفکر تشکیل دادند.

pro [صفت]
اجرا کردن

حرفه‌ای

Ex: The team hired a pro coach to lead them to victory .

تیم یک مربی حرفه‌ای استخدام کرد تا آنها را به پیروزی برساند.

wealthy [صفت]
اجرا کردن

ثروتمند

Ex: He became wealthy after his successful invention revolutionized the technology industry .

او پس از اینکه اختراع موفقش صنعت فناوری را متحول کرد، ثروتمند شد.

immediate [صفت]
اجرا کردن

فوری

Ex: The company responded to customer complaints with immediate action .

شرکت به شکایات مشتریان با اقدام فوری پاسخ داد.

mobile [صفت]
اجرا کردن

سیار

Ex:

خانه سیار می‌توانست به مکان‌های مختلف منتقل شود.

remarkable [صفت]
اجرا کردن

فوق العاده

Ex: The remarkable resilience of the community in the face of adversity inspired others .

انعطاف‌پذیری قابل توجه جامعه در برابر سختی‌ها دیگران را الهام بخشید.

relative [صفت]
اجرا کردن

نسبی

Ex: The difficulty of the hike was relative to the fitness level of the participants .

دشواری پیاده‌روی نسبی به سطح تناسب اندام شرکت‌کنندگان بود.

prime [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: She holds the prime position in the company as the CEO .

او به عنوان مدیرعامل، موقعیت اصلی را در شرکت دارد.

organic [صفت]
اجرا کردن

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی)

Ex: Organic cotton is grown without the use of synthetic chemicals , making it a more eco-friendly choice for clothing and textiles .

پنبه ارگانیک بدون استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی کشت می‌شود، که آن را به انتخابی دوستدار محیط زیست برای لباس و منسوجات تبدیل می‌کند.

tricky [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex: Balancing on a narrow beam during gymnastics practice is tricky and requires focus and control .

تعادل بر روی تیر باریک در تمرین ژیمناستیک دشوار است و به تمرکز و کنترل نیاز دارد.

focused [صفت]
اجرا کردن

متمرکز

Ex:

هنرمند بر خلق یک شاهکار متمرکز بود، و تمام حواس‌پرتی‌های خارجی را مسدود می‌کرد.

magical [صفت]
اجرا کردن

جادویی

Ex: They spent a magical evening stargazing under the clear night sky .

آنها یک شب جادویی را زیر آسمان شفاف شب به تماشای ستاره‌ها گذراندند.

dumb [صفت]
اجرا کردن

کندذهن

Ex: His dumb decisions often led to unfavorable outcomes , as he failed to consider the consequences .
solar [صفت]
اجرا کردن

خورشیدی

Ex:

اخترشناسان باد خورشیدی را مطالعه می‌کنند، جریانی از ذرات باردار که توسط خورشید ساطع می‌شود.

plastic [صفت]
اجرا کردن

پلاستیکی

Ex:

داشبورد ماشین با تزئینات پلاستیکی صیقلی آراسته شده بود.

Indian [صفت]
اجرا کردن

هندی

Ex:

فیلم‌های هندی به دلیل موسیقی پرانرژی و سکانس‌های رقصشان در سراسر جهان محبوب هستند.

south [صفت]
اجرا کردن

جنوبی

Ex:

باد جنوبی دمای گرم‌تری را به منطقه می‌آورد.

given [صفت]
اجرا کردن

مشخص

Ex: The given instructions were clear and easy to follow .

دستورالعمل‌های داده شده واضح و آسان برای دنبال کردن بودند.

calm [صفت]
اجرا کردن

آرام

Ex: In the face of adversity , she approached the challenge with a calm mindset .

در مواجهه با سختی‌ها، او با ذهنی آرام به چالش نزدیک شد.

comic [صفت]
اجرا کردن

کمیک

Ex: The sitcom is known for its comic timing and hilarious situations .

سیتکام به خاطر تایمینگ کمدی و موقعیت‌های خنده‌دارش معروف است.

brief [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex: She made a brief appearance at the party .

او یک ظاهر کوتاه در مهمانی داشت.

ordinary [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: His taste in clothing was ordinary , preferring simple and casual attire .

سلیقه او در لباس معمولی بود، لباس‌های ساده و غیررسمی را ترجیح می‌داد.

senior [صفت]
اجرا کردن

ارشد

Ex: The company hired a senior analyst to manage its financial reporting .

شرکت یک تحلیلگر ارشد را برای مدیریت گزارش‌های مالی خود استخدام کرد.