500 صفت رایج انگلیسی - بالاترین 226 - 250 صفت

در اینجا قسمت 10 از لیست صفت‌های رایج در انگلیسی مانند "آنلاین"، "ناز" و "فوق‌العاده" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
online [صفت]
اجرا کردن

آنلاین

Ex: Online banking has become increasingly popular , providing customers with convenient access to their accounts and transaction history .

بانکداری آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده است، که به مشتریان دسترسی راحت به حساب‌های خود و تاریخچه تراکنش‌ها را می‌دهد.

cute [صفت]
اجرا کردن

ناز

Ex: The cute girl had big , expressive eyes and a button nose .

دختر ناز چشمانی بزرگ و بیانگر و بینی دکمه‌ای داشت.

separate [صفت]
اجرا کردن

مجزا

Ex: The twins have separate interests and hobbies .

دوقلوها علایق و سرگرمی‌های جداگانه دارند.

classic [صفت]
اجرا کردن

بهترین‌ در نوع خود

Ex: Beethoven 's Symphony No . 5 is a classic example of classical music .

سمفونی شماره 5 بتهوون یک نمونه کلاسیک از موسیقی کلاسیک است.

potential [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: She noticed potential flaws in the design and suggested improvements .

او نقص‌های بالقوه در طراحی را متوجه شد و بهبودهایی را پیشنهاد داد.

super [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: He 's done a super job on this project .

او در این پروژه یک کار فوق‌العاده انجام داده است.

اجرا کردن

حرفه‌ای

Ex: He has years of experience as a professional chef in renowned restaurants .
curious [صفت]
اجرا کردن

کنجکاو

Ex: The curious traveler immerses themselves in local culture and customs wherever they go .

مسافر کنجکاو در هر کجا که برود، در فرهنگ و آداب و رسوم محلی غوطه‌ور می‌شود.

front [صفت]
اجرا کردن

جلو

Ex:

میز پذیرش جایی است که مهمان‌ها در هتل ثبت نام می‌کنند.

lucky [صفت]
اجرا کردن

خوش‌شانس

Ex: We were lucky that the rain stopped just as the event started .

ما خوش‌شانس بودیم که باران دقیقاً وقتی رویداد شروع شد، قطع شد.

direct [صفت]
اجرا کردن

مستقیم

Ex: She prefers to take the direct path through the forest rather than the winding trails .

او ترجیح می‌دهد مسیر مستقیم را از میان جنگل بپیماید تا مسیرهای پیچ‌درپیچ.

secret [صفت]
اجرا کردن

سری

Ex: They had a secret meeting to discuss the surprise party .

آنها یک جلسه محرمانه داشتند تا در مورد مهمانی غافلگیرانه بحث کنند.

additional [صفت]
اجرا کردن

اضافی

Ex: The hotel offered additional amenities , such as a gym and spa , for guests .

هتل امکانات اضافی، مانند سالن ورزشی و اسپا، برای مهمانان ارائه می‌داد.

live [صفت]
اجرا کردن

زنده (برنامه و غیره)

Ex: We watched the live broadcast of the soccer match on TV .

ما پخش زنده مسابقه فوتبال را در تلویزیون تماشا کردیم.

rare [صفت]
اجرا کردن

کمیاب

Ex: Seeing a shooting star is a rare occurrence that fills people with wonder and awe .

دیدن یک شهاب سنگ یک اتفاق نادر است که مردم را پر از شگفتی و ترس می‌کند.

tired [صفت]
اجرا کردن

خسته

Ex: The nurse was tired but continued her shift to care for the patients .

پرستار خسته بود اما شیفت خود را برای مراقبت از بیماران ادامه داد.

electric [صفت]
اجرا کردن

برقی

Ex:

ماشین برقی بی‌صدا در خیابان حرکت کرد، بدون انتشار هیچ گونه آلاینده‌ای.

brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای

Ex: The chocolate cake had a smooth , brown frosting .

کیک شکلاتی یک لعاب صاف و قهوه‌ای داشت.

random [صفت]
اجرا کردن

تصادفی

Ex: They decided to take a random road trip without planning the route beforehand .

آنها تصمیم گرفتند یک سفر جاده‌ای تصادفی را بدون برنامه‌ریزی مسیر از قبل انجام دهند.

overall [صفت]
اجرا کردن

کلی

Ex: The overall impact of climate change on the environment is a matter of global concern .

تأثیر کلی تغییرات آب و هوایی بر محیط زیست موضوع نگرانی جهانی است.

angry [صفت]
اجرا کردن

عصبانی

Ex: They were angry about the delay in their flight .

آن‌ها به دلیل تأخیر پروازشان عصبانی بودند.

busy [صفت]
اجرا کردن

پرمشغله

Ex: As a small business owner , Mark is always busy with managing orders , inventory , and customer inquiries .

به عنوان صاحب یک کسب‌وکار کوچک، مارک همیشه با مدیریت سفارشات، موجودی و درخواست‌های مشتری مشغول است.

glad [صفت]
اجرا کردن

خوشحال

Ex: He was glad for the chance to try something new and exciting .

او از فرصت امتحان کردن چیزی جدید و هیجان‌انگیز خوشحال بود.

stupid [صفت]
اجرا کردن

ابلهانه

Ex: Making fun of others for their mistakes is not just unkind but also stupid .

مسخره کردن دیگران به خاطر اشتباهاتشان نه تنها ناخوشایند است بلکه احمقانه نیز هست.

minute [صفت]
اجرا کردن

مشروح

Ex: The watchmaker 's work is minute , requiring precision and focus on even the tiniest components .

کار ساعت‌ساز میکروسکوپی است، نیاز به دقت و تمرکز حتی روی کوچکترین اجزا دارد.