500 صفت رایج انگلیسی - برترین 226 - 250 صفت
در اینجا قسمت 10 از لیست صفتهای رایج در انگلیسی مانند "آنلاین"، "ناز" و "فوقالعاده" به شما ارائه شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
connected to or via the Internet

آنلاین
بسیاری از دانشگاهها دورههای آنلاین ارائه میدهند که به دانشجویان اجازه میدهد از هرجایی که به اینترنت متصل هستند به سخنرانیها و منابع دسترسی داشته باشند.
attractive and good-looking

ناز, قشنگ، جذاب
شخصیت های کارتونی در فیلم ناز بودند.
not connected to anything, and forming a unit by itself

مجزا, جدا، مستقل
شرکت دو بخش جداگانه برای تولید و فروش اداره میکند.
considered to be one of the best or most important kind

بهترین در نوع خود, معروف، کلاسیک، عالی
سخنرانی او به یک نمونه کلاسیک از سخنرانی عمومی قدرتمند و مؤثر تبدیل شد.
having the possibility to develop or be developed into something particular in the future

محتمل, بالقوه
آنها در جلسه طوفان فکری در مورد راهحلهای بالقوه برای مشکل بحث کردند.
very good, pleasant, or impressive

عالی, معرکه
او یک دوست فوقالعاده است، همیشه مهربان و قابل اعتماد.
doing an activity as a job and not just for fun

حرفهای
به عنوان یک موزیسین حرفهای، او به طور منظم در کنسرتها و رویدادها اجرا میکند.
(of a person) interested in learning and knowing about things

کنجکاو
طبیعت کنجکاو او باعث شد تا کتابهایی در مورد طیف گستردهای از موضوعات بخواند.
located at or toward the forward-facing side or part of an object or space

جلو, جلویی، پیشین
صندلیهای جلو ماشین بهترین دید را از جاده ارائه میدهند.
having or bringing good luck

خوششانس
او خوششانس بود که جای پارک دقیقاً جلوی ساختمان پیدا کرد.
going from one place to another in a straight line without stopping or changing direction

مستقیم
قطار یک مسیر مستقیم از شهر به حومه ارائه میدهد.
not seen by or unknown to other people

سری, پنهانی
جاسوس یک کد محرمانه برای ارتباط با مقر داشت.
added or extra to what is already present or available

اضافی
شرکت کارکنان اضافی را برای مدیریت حجم کار افزایش یافته استخدام کرد.
(of TV or radio broadcasts) aired at the exact moment the events are taking place, without any earlier recording or editing

زنده (برنامه و غیره)
کانال خبری پوشش زنده مناظره ریاست جمهوری را ارائه داد.
happening infrequently or uncommon in occurrence

کمیاب, نادر، نایاب، استثنایی
یافتن دوستی واقعی نادر اما بیقیمت است.
needing to sleep or rest because of not having any more energy

خسته
او احساس خستگی کرد و تصمیم گرفت چرت کوتاهی بزند.
relating to, produced by, or using electricity

برقی, الکتریکی
او گیتار الکتریکی خود را وصل کرد و شروع به نواختن یک ملودی کرد.
having the color of chocolate ice cream

قهوهای
چشمهایش به رنگ قهوهای گرم بود، مثل شکلات ذوب شده.
chosen, done, or happening by chance and without any particular plan, method, or purpose

تصادفی, اتفاقی، ناگهانی، درهم
او یک ایمیل تصادفی از یک دوست قدیمی دریافت کرد که سالها از او خبری نداشت.
including or considering everything or everyone in a certain situation or group

کلی
feeling very annoyed because of something that we do not like

عصبانی, خشمگین
وقتی که نقد ناعادلانه را خواند، عصبانی به نظر میرسید.
having so many things to do in a way that leaves not much free time

پرمشغله, گرفتار
ددلاین پروژه در حال نزدیک شدن است و تیم مشغول تمام کردن گزارشها و ارائهها است.
pleased about something

خوشحال, خشنود
من خوشحالم که از فیلم لذت بردید؛ آن هم یکی از موردعلاقههای من است.
