500 صفت رایج انگلیسی - برترین 151 - 175 صفت

در اینجا بخش 7 از لیست صفت‌های رایج در انگلیسی مانند "نرم"، "گذشته" و "مفید" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
English [صفت]
اجرا کردن

انگلیسی

Ex: They attended an English wedding ceremony in a quaint village church .

آن‌ها در یک کلیسای روستایی دلفریب در مراسم عروسی انگلیسی شرکت کردند.

equal [صفت]
اجرا کردن

مساوی

Ex: All students in the class were given equal time to present their projects .

به همه دانش‌آموزان کلاس زمان برابر برای ارائه پروژه‌هایشان داده شد.

soft [صفت]
اجرا کردن

نرم

Ex: She loved the soft texture of the cashmere sweater .

او بافت نرم پلیور کشمیر را دوست داشت.

past [صفت]
اجرا کردن

گذشته

Ex: Past mistakes served as valuable lessons for future decision-making .

اشتباهات گذشته به عنوان درس‌های ارزشمندی برای تصمیم‌گیری‌های آینده عمل کردند.

foreign [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: The company expanded its operations into foreign markets in Asia .

شرکت عملیات خود را به بازارهای خارجی در آسیا گسترش داد.

useful [صفت]
اجرا کردن

سودمند

Ex: A supportive friend who offers advice and comfort can be incredibly useful during challenging times .

یک دوست حمایت‌گر که نصیحت و آرامش ارائه می‌دهد می‌تواند در زمان‌های چالش‌برانگیز بسیار مفید باشد.

national [صفت]
اجرا کردن

ملی

Ex: The national government is responsible for setting policies that affect the entire nation .

دولت ملی مسئول تعیین سیاست‌هایی است که بر کل ملت تأثیر می‌گذارد.

tough [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Coping with the loss of a loved one can be tough , requiring time and emotional support .

کنار آمدن با از دست دادن عزیزان می‌تواند سخت باشد، به زمان و حمایت عاطفی نیاز دارد.

bright [صفت]
اجرا کردن

روشن

Ex: The candlelit room felt warm and bright on a cold winter evening .

اتاق روشن شده با شمع در یک عصر سرد زمستانی گرم و روشن احساس می‌شد.

giant [صفت]
اجرا کردن

غول‌پیکر

Ex: The giant mountain range stretched across the horizon , its peaks disappearing into the clouds .

رشته کوه غول‌پیکر در سراسر افق کشیده شده بود، قله‌هایش در ابرها ناپدید می‌شد.

warm [صفت]
اجرا کردن

گرم

Ex: The warm weather was perfect for a day at the beach .

هوای گرم برای یک روز در ساحل عالی بود.

unique [صفت]
اجرا کردن

منحصربه‌فرد

Ex: This artist has a unique perspective that makes her artwork stand out .

این هنرمند یک دیدگاه منحصر به فرد دارد که آثار هنری او را متمایز می‌کند.

massive [صفت]
اجرا کردن

غول پیکر

Ex: The iceberg floating in the Arctic Ocean was massive , stretching for miles in every direction .

کوه یخ شناور در اقیانوس منجمد شمالی عظیم بود، در هر جهت برای مایل‌ها امتداد داشت.

fresh [صفت]
اجرا کردن

دست اول

Ex: He brought a fresh perspective to the team 's problem-solving approach .

او یک دیدگاه تازه به رویکرد حل مسئله تیم آورد.

recent [صفت]
اجرا کردن

اخیر

Ex: In recent months , the city has seen a significant increase in tourism due to new attractions .

در ماه‌های اخیر، شهر به دلیل جاذبه‌های جدید شاهد افزایش قابل توجهی در گردشگری بوده است.

alive [صفت]
اجرا کردن

زنده

Ex: He hugged his family tightly , relieved to see them alive and well after the natural disaster .

او خانواده‌اش را محکم در آغوش گرفت، با دیدن آنها زنده و سالم پس از فاجعه طبیعی احساس آرامش کرد.

very [صفت]
اجرا کردن

همان

Ex:

این دقیقاً همان خانه‌ای است که در آن بزرگ شدم، با همان پنجره‌های آبی و نرده‌های سفید.

clean [صفت]
اجرا کردن

تمیز

Ex: The clean windows allowed sunlight to fill the room .

پنجره‌های تمیز اجازه می‌دادند نور خورشید اتاق را پر کند.

afraid [صفت]
اجرا کردن

ترسیده

Ex: The child is afraid of loud noises .

کودک از صداهای بلند می‌ترسد.

fair [صفت]
اجرا کردن

نسبتاً بزرگ

Ex:

او با مهارت‌هایش شانس خوبی برای برنده شدن در مسابقه دارد.

willing [صفت]
اجرا کردن

مایل

Ex: She was willing to compromise in order to reach a resolution .

او مایل بود برای رسیدن به یک راه‌حل مصالحه کند.

comfortable [صفت]
اجرا کردن

راحت

Ex: The elderly woman seemed comfortable in her favorite armchair by the fireplace .

زن مسن در صندلی مورد علاقه خود کنار شومینه راحت به نظر می‌رسید.

effective [صفت]
اجرا کردن

مؤثر

Ex: The coach 's effective strategies improved the team 's performance on the field .

استراتژی‌های موثر مربی عملکرد تیم را در زمین بهبود بخشید.

wide [صفت]
اجرا کردن

عریض

Ex: The road was wide , accommodating both cars and pedestrians comfortably .

جاده عریض بود، که هم ماشین‌ها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای می‌داد.

traditional [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: They decorated the house with traditional holiday ornaments .

آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.