500 صفت رایج انگلیسی - بالاترین 301 - 325 صفت‌ها

در اینجا بخش 13 از لیست صفت‌های رایج در انگلیسی مانند "نادرست"، "وسیع" و "تیز" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
primary [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: The primary reason for his success is his unwavering dedication to his craft .

دلیل اصلی موفقیت او، وفاداری بی‌چون و چرای او به حرفه‌اش است.

democratic [صفت]
اجرا کردن

دموکراتیک

Ex: Democratic governments are accountable to the people and subject to checks and balances .

دولت‌های دموکراتیک در برابر مردم پاسخگو هستند و تحت نظارت و تعادل قرار دارند.

false [صفت]
اجرا کردن

اشتباه

Ex: She received a false promise that was never fulfilled .

او یک وعده دروغین دریافت کرد که هرگز عملی نشد.

absolute [صفت]
اجرا کردن

تمام‌عیار

Ex: The lab procedures demanded absolute cleanliness to avoid contaminating the samples .

روش‌های آزمایشگاهی نیازمند پاکیزگی مطلق بودند تا از آلوده شدن نمونه‌ها جلوگیری شود.

impressive [صفت]
اجرا کردن

تحسین‌برانگیز

Ex: Her impressive leadership skills helped guide the team to success .

مهارت‌های رهبری تحسین‌برانگیز او به هدایت تیم به سمت موفقیت کمک کرد.

vast [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: They explored the vast wilderness , discovering new landscapes and ecosystems along the way .

آنها طبیعت وسیع را کاوش کردند، مناظر و اکوسیستم‌های جدیدی را در طول راه کشف کردند.

official [صفت]
اجرا کردن

رسمی

Ex: The official inspector conducted a thorough examination of the construction site to ensure compliance with safety regulations .

بازرس رسمی یک بررسی دقیق از محل ساخت و ساز انجام داد تا اطمینان حاصل شود که مقررات ایمنی رعایت می‌شود.

sharp [صفت]
اجرا کردن

تیز

Ex: The cat 's claws were sharp , enabling it to climb trees and catch prey .

چنگال‌های گربه تیز بودند، که به آن اجازه می‌داد درختان را بالا برود و شکار را بگیرد.

western [صفت]
اجرا کردن

غربی

Ex: They live in a small village on the western edge of the country .

آن‌ها در یک روستای کوچک در لبه غربی کشور زندگی می‌کنند.

internal [صفت]
اجرا کردن

داخلی

Ex: Internal organs such as the heart and lungs are vital for bodily functions.

اعضای داخلی مانند قلب و ریه برای عملکردهای بدنی حیاتی هستند.

valuable [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: The historic mansion is a valuable property , featuring exquisite architectural details .

عمارت تاریخی یک ملک باارزش است که دارای جزئیات معماری ظریف می‌باشد.

civil [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex:

دولت آزادی‌های مدنی را برای محافظت از آزادی‌های فردی وضع کرد.

wet [صفت]
اجرا کردن

خیس

Ex: The wet sand was perfect for building a sandcastle .

شن مرطوب برای ساختن قلعه شنی عالی بود.

cultural [صفت]
اجرا کردن

فرهنگی

Ex: Cultural differences can lead to misunderstandings , but they also offer opportunities for learning and growth .

تفاوت‌های فرهنگی می‌توانند به سوءتفاهم منجر شوند، اما آنها همچنین فرصت‌هایی برای یادگیری و رشد ارائه می‌دهند.

fundamental [صفت]
اجرا کردن

اساسی

Ex: Understanding basic mathematics is fundamental to solving more complex problems .

درک ریاضیات پایه اساسی است برای حل مسائل پیچیده‌تر.

fat [صفت]
اجرا کردن

چاق

Ex: The rude kids teased him for being fat , which made him feel insecure .

بچه‌های بی‌ادب به خاطر چاق بودنش او را مسخره کردند، که باعث شد احساس ناامنی کند.

pure [صفت]
اجرا کردن

خالص

Ex: The scientist isolated a pure sample of the compound for the experiment , ensuring accurate results .

دانشمند یک نمونه خالص از ترکیب را برای آزمایش جدا کرد، تا نتایج دقیقی را تضمین کند.

initial [صفت]
اجرا کردن

اولیه

Ex: The initial assessment of the situation indicated that further investigation was needed .

ارزیابی اولیه وضعیت نشان داد که تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.

further [صفت]
اجرا کردن

بیشتر

Ex: The company announced further expansion plans to enter new markets .

شرکت برنامه‌های توسعه بیشتری را برای ورود به بازارهای جدید اعلام کرد.

opposite [صفت]
اجرا کردن

روبه‌رو

Ex: The painting hung on the opposite wall .

نقاشی روی دیوار مقابل آویزان بود.

Roman [صفت]
اجرا کردن

رومی

Ex: They visited Roman ruins in Pompeii to experience life in ancient times .

آنها از ویرانه‌های رومی در پمپئی دیدن کردند تا زندگی در دوران باستان را تجربه کنند.

Persian [صفت]
اجرا کردن

ایرانی

Ex:

امپراتوری پارس یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین امپراتوری‌ها در تاریخ باستان بود.

Italian [صفت]
اجرا کردن

ایتالیایی

Ex: Italian gelato is a delicious frozen treat that comes in a variety of flavors and is enjoyed by people of all ages .

ژلاتو ایتالیایی یک دسر یخ زده خوشمزه است که در طعم های مختلف عرضه می شود و مورد علاقه افراد در تمام سنین است.

Japanese [صفت]
اجرا کردن

ژاپنی

Ex: They attended a Japanese tea ceremony to learn about its rituals and significance .

آن‌ها در یک مراسم چای ژاپنی شرکت کردند تا درباره آیین‌ها و اهمیت آن بیاموزند.

enormous [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: He inherited an enormous mansion with dozens of rooms .

او یک عمارت عظیم با ده‌ها اتاق به ارث برد.