500 صفت رایج انگلیسی - برترین 76 - 100 صفت

در اینجا بخش 4 از لیست رایج‌ترین صفات در انگلیسی مانند "تاریک"، "دیر" و "اصلی" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
natural [صفت]
اجرا کردن

طبیعی

Ex: The dish was made using natural and locally sourced ingredients .

غذا با استفاده از مواد طبیعی و محلی تهیه شد.

normal [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: It 's normal for children to experience some difficulty adjusting to a new school .

برای کودکان طبیعی است که در سازگاری با یک مدرسه جدید کمی مشکل داشته باشند.

quick [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: The quick shower refreshed her before she headed out for the day .

دوش سریع قبل از اینکه او برای روز بیرون برود، او را سرحال آورد.

powerful [صفت]
اجرا کردن

قدرتمند

Ex: The movie had a powerful impact on viewers .

فیلم تأثیر قوی بر روی بینندگان داشت.

general [صفت]
اجرا کردن

کلی

Ex: The new policy applies to the general public and aims to improve safety standards .

سیاست جدید برای عموم عمومی اعمال می‌شود و هدف آن بهبود استانداردهای ایمنی است.

dark [صفت]
اجرا کردن

تاریک

Ex: The dark night made the stars shine brighter .

شب تاریک باعث درخشش بیشتر ستاره‌ها شد.

late [صفت]
اجرا کردن

دیر

Ex: The late response from the client delayed the project timeline .

پاسخ دیر هنگام مشتری، زمان‌بندی پروژه را به تأخیر انداخت.

main [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: In the debate , the main argument revolves around environmental sustainability .

در بحث، استدلال اصلی حول پایداری محیط زیست می‌چرخد.

safe [صفت]
اجرا کردن

امن

Ex: He always checks the locks twice to ensure his home is safe before leaving .

او همیشه قفل‌ها را دو بار بررسی می‌کند تا مطمئن شود خانه‌اش امن است قبل از ترک کردن.

OK [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: It 's OK with me if you change the plans .

اگر برنامه‌ها را تغییر دهید برای من مشکلی نیست.

healthy [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The healthy students were separated from the ones who had the flu .

دانش‌آموزان سالم از کسانی که آنفلوانزا داشتند جدا شدند.

dead [صفت]
اجرا کردن

مرده

Ex: The soldier was confirmed dead at the scene .

سرباز در محل حادثه مرده تأیید شد.

impressed [صفت]
اجرا کردن

تحت‌تأثیر قرار گرفته

Ex: The impressed expression on her face showed her admiration for the talented musician .

حالت تحت تأثیر چهره‌اش نشان‌دهنده تحسین او برای موسیقیدان بااستعداد بود.

political [صفت]
اجرا کردن

سیاسی

Ex:

کمپین‌های سیاسی از استراتژی‌های مختلفی برای تحت تأثیر قرار دادن رأی‌دهندگان و کسب حمایت عمومی استفاده می‌کنند.

major [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: His major contribution to the field of science earned him international recognition .

مشارکت عمده او در زمینه علم، برای او شناخت بین‌المللی به ارمغان آورد.

specific [صفت]
اجرا کردن

مختص

Ex: He has a specific preference for Italian cuisine when dining out .

او ترجیح خاصی برای آشپزی ایتالیایی وقتی بیرون غذا می‌خورد دارد.

worth [صفت]
اجرا کردن

ارزش (داشتن)

Ex: The concert was worth attending , even with the high ticket prices .

کنسرت ارزش شرکت کردن را داشت، حتی با قیمت‌های بالای بلیط.

top [صفت]
اجرا کردن

در بالاترین یا بهترین جایگاه

Ex: From the top seat of the Ferris wheel , they could see the entire amusement park .

از صندلی بالایی چرخ و فلک، آنها می‌توانستند کل پارک تفریحی را ببینند.

personal [صفت]
اجرا کردن

شخصی

Ex: It 's important to keep personal information confidential in a professional setting .

مهم است که اطلاعات شخصی در یک محیط حرفه‌ای محرمانه نگه داشته شود.

excited [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌زده

Ex: The crowd was excited to watch the fireworks display on New Year 's Eve .

جمعیت برای تماشای نمایش آتش‌بازی در شب سال نو هیجان‌زده بود.

upbeat [صفت]
اجرا کردن

سرزنده

Ex: Despite the tough competition , the team remained upbeat about their chances of winning .

علیرغم رقابت سخت، تیم در مورد شانس خود برای برنده شدن خوشبین باقی ماند.

available [صفت]
اجرا کردن

در دسترس

Ex: The new product will soon be available in stores nationwide .

محصول جدید به زودی در فروشگاه‌های سراسر کشور در دسترس خواهد بود.

actual [صفت]
اجرا کردن

واقعی

Ex: She compared the advertised features of the product with its actual performance .

او ویژگی‌های تبلیغ شده محصول را با عملکرد واقعی آن مقایسه کرد.

sorry [صفت]
اجرا کردن

متأسف

Ex: He 's deeply sorry for the hurtful words he said during the argument .

او به شدت متأسف است برای کلمات آزاردهنده‌ای که در طول بحث گفت.

cold [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The air conditioning made the room too cold , so I adjusted the temperature .

تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.