سخت
انجام جراحی سخت است و به مهارتهای دقیق و سالها آموزش پزشکی نیاز دارد.
در اینجا بخش 2 از لیست صفتهای رایج در انگلیسی مانند "سخت"، "آسان" و "درست" به شما ارائه شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
سخت
انجام جراحی سخت است و به مهارتهای دقیق و سالها آموزش پزشکی نیاز دارد.
ساده
تعمیر شیر آبی که چکه میکرد آسان بود؛ فقط نیاز به سفت کردن سریع پیچ داشت.
بزرگ
رستوران وعدههای بزرگ غذا سرو میکرد، اطمینان حاصل میکرد که مشتریان با احساس رضایت ترک کنند.
بسته
درپوش بسته شیشه تازگی غذا را در داخل حفظ کرد.
صحیح
گزارش درست بود، یافتههای واقعی تحقیق را منعکس میکرد.
خنک
آنها از یک شب تابستانی خنک زیر ستارهها لذت بردند.
جالب
موزه نمایشگاههای جالب زیادی داشت.
پر
ظرف نگهداری پر از لباسها و وسایل قدیمی بود.
آماده
با یادداشتهایش در دست، سارا احساس میکرد آماده است تا ارائهای با اطمینان به همکارانش بدهد.
تنها
او تنها فرد در اتاق بود که پیراهن آبی پوشیده بود، که این باعث میشد در جمع به راحتی دیده شود.
جوان
باغ پر از گیاهان جوان بود که بعد از باران جوانه میزدند.
مطمئن
اگر از وفاداری او مطمئن هستید، میتوانید راز خود را به او بگویید.
ممکن
تیم هر تلاش ممکنی را برای بردن بازی انجام داد.
سیاه
آسمان شب سیاه است، به جز ستارهها و ماه.
مجرد
من ترجیح میدهم مجرد باشم و الان روی حرفهام تمرکز کنم.
شاد
آنها درباره تعطیلات پیشروی خود خوشحال و هیجانزده احساس میکردند.
قوی
عضلات قوی ببر به آن اجازه داد تا با آسانی شکار خود را زمین بزند.
اشتباه
روزنامه نگار یک بیانیه نادرست در مقاله منتشر کرد.
بسیار بزرگ
درخت عظیم در حیاط خلوتشان سایهای برای تمام باغ فراهم میکرد.
شگفتآور
او در روز تولدش یک هدیه شگفتانگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.
ساده
حل پازل ساده بود؛ فقط نیاز به تفکر منطقی و مشاهده داشت.
کافی
ما به اندازه کافی غذا داریم تا همه را در مهمانی سیر کنیم.
تلخ
طعم تلخ سالاد آرولا با شیرینی سس بالزامیک متعادل شد.