500 صفت رایج انگلیسی - بالاترین 126 - 150 صفت

در اینجا بخش 6 از لیست صفت‌های رایج در انگلیسی مانند "فقیر"، "قانونی" و "آگاه" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
incredible [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: His incredible strength enabled him to lift heavy objects with ease .

قدرت باورنکردنی او به او اجازه داد تا اشیاء سنگین را به راحتی بلند کند.

fun [صفت]
اجرا کردن

مفرح

Ex: Baking cookies together with family members can be a fun activity .
poor [صفت]
اجرا کردن

فقیر

Ex: The poor worker earned minimum wage and could n't afford to save money .

کارگر فقیر حداقل دستمزد را کسب می‌کرد و نمی‌توانست پس‌انداز کند.

famous [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: The famous actor won numerous awards for his performances in blockbuster movies .

بازیگر معروف برای بازی‌هایش در فیلم‌های پرفروش جوایز زیادی کسب کرد.

former [صفت]
اجرا کردن

سابق

Ex: He met with his former colleagues to reminisce about their time working together .

او با همکاران سابق خود ملاقات کرد تا درباره زمان کار کردن با هم یادآوری کند.

legal [صفت]
اجرا کردن

حقوقی

Ex:

او یک متخصص حقوقی استخدام کرد تا به او در پیمودن پیچیدگی‌های سیستم حقوقی کمک کند.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

aware [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The students were not aware of the upcoming test until the teacher reminded them .

دانش‌آموزان از آزمون پیش‌رو مطلع نبودند تا اینکه معلم به آنها یادآوری کرد.

correct [صفت]
اجرا کردن

صحیح

Ex: His correct pronunciation impressed everyone in the language class .

تلفظ صحیح او همه را در کلاس زبان تحت تأثیر قرار داد.

private [صفت]
اجرا کردن

خصوصی

Ex: The school has private classrooms for tutoring sessions .

مدرسه کلاس‌های خصوصی برای جلسات تدریس خصوصی دارد.

sweet [صفت]
اجرا کردن

شیرین

Ex: She added a little honey to her tea to make it sweet .

او کمی عسل به چایش اضافه کرد تا آن را شیرین کند.

various [صفت]
اجرا کردن

گوناگون

Ex: They tried various methods to solve the problem but none worked .

آنها مختلف روش‌ها را برای حل مشکل امتحان کردند اما هیچکدام جواب نداد.

dangerous [صفت]
اجرا کردن

خطرناک

Ex: The coast guard warned us against swimming during a storm because it 's very dangerous .

گارد ساحلی به ما هشدار داد که در طول طوفان شنا نکنیم زیرا بسیار خطرناک است.

current [صفت]
اجرا کردن

کنونی

Ex: The current negotiations between the two companies are expected to lead to a significant partnership .

انتظار می‌رود که مذاکرات جاری بین دو شرکت به یک مشارکت مهم منجر شود.

slow [صفت]
اجرا کردن

آهسته

Ex: The slow healing process of the wound required regular care .

فرآیند کند بهبود زخم به مراقبت منظم نیاز داشت.

strange [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: It 's strange to see the streets so empty during a busy time of day .

عجیب است که خیابان‌ها را در ساعت شلوغی اینقدر خالی ببینیم.

federal [صفت]
اجرا کردن

فدرال

Ex:

او برای یک آژانس فدرال مسئول حفاظت از محیط زیست کار می‌کند.

average [صفت]
اجرا کردن

میانگین

Ex: His average score in math class is 85 % .

نمره میانگین او در کلاس ریاضی 85٪ است.

basic [صفت]
اجرا کردن

بنیادی

Ex: The basic ingredients for the recipe include flour , sugar , and eggs .

مواد پایه برای دستور غذا شامل آرد، شکر و تخم مرغ می‌شود.

multiple [صفت]
اجرا کردن

چندگانه

Ex: The conference featured multiple speakers from various industries .

کنفرانس شامل چندین سخنران از صنایع مختلف بود.

successful [صفت]
اجرا کردن

موفق

Ex: Our school has a successful sports program .

مدرسه ما یک برنامه ورزشی موفق دارد.

terrible [صفت]
اجرا کردن

بسیار بد

Ex: The movie received terrible reviews from critics due to its poor plot and acting .

فیلم به دلیل طرح و بازی ضعیف، نقدهای وحشتناکی از منتقدان دریافت کرد.

key [صفت]
اجرا کردن

کلیدی

Ex: The key ingredient in this recipe is fresh herbs for added flavor .

ماده کلیدی در این دستور غذا، گیاهان تازه برای طعم اضافی است.

financial [صفت]
اجرا کردن

مالی

Ex: The government introduced new financial regulations to stabilize the economy .

دولت مقررات مالی جدیدی را برای تثبیت اقتصاد معرفی کرد.

cheap [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant serves delicious food at cheap prices .

رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمت‌های ارزان سرو می‌کند.