500 صفت رایج انگلیسی - برترین 326 - 350 صفت

در اینجا بخش 14 از لیست صفات رایج در انگلیسی مانند "بصری"، "بالایی" و "مرد" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 صفت رایج انگلیسی
visual [صفت]
اجرا کردن

بصری

Ex: Visual aids such as charts and diagrams can enhance learning in classrooms .

ابزارهای دیداری مانند نمودارها و دیاگرام‌ها می‌توانند یادگیری در کلاس‌ها را بهبود بخشند.

severe [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The building suffered severe damage from the earthquake .

ساختمان از زلزله آسیب شدیدی دید.

historical [صفت]
اجرا کردن

تاریخی

Ex: The historical mansion is now a museum open to the public .
efficient [صفت]
اجرا کردن

مؤثر

Ex: The new software streamlined processes , making the office more efficient and organized .

نرم‌افزار جدید فرآیندها را ساده‌تر کرد و دفتر را کارآمدتر و منظم‌تر ساخت.

electronic [صفت]
اجرا کردن

الکترونیکی

Ex:

دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلفن‌های هوشمند و لپ‌تاپ‌ها به ابزارهای ضروری برای کار و تفریح تبدیل شده‌اند.

upper [صفت]
اجرا کردن

بالایی

Ex: The upper branches of the tree were swaying in the strong wind .

شاخه‌های بالایی درخت در باد شدید تکان می‌خوردند.

unusual [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: His quiet behavior at the party was unusual .

رفتار آرام او در مهمانی غیرعادی بود.

southern [صفت]
اجرا کردن

جنوبی

Ex: The southern coastline is a popular destination for tourists seeking coastal scenery .

خط ساحلی جنوبی مقصدی محبوب برای گردشگرانی است که به دنبال مناظر ساحلی هستند.

male [صفت]
اجرا کردن

مردانه

Ex: The male jeans he chose were comfortable and fashionable .

شلوار جین مردانه ای که او انتخاب کرد راحت و مد روز بود.

raw [صفت]
اجرا کردن

خام

Ex: The raw oysters were served on ice with a squeeze of lemon .

صدف‌های خام روی یخ با فشردن لیمو سرو شدند.

holy [صفت]
اجرا کردن

مقدس

Ex:

روز مقدس عید فطر نشان‌دهنده پایان رمضان در تقویم اسلامی است.

appropriate [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: Wearing casual attire is appropriate for a picnic .

پوشیدن لباس غیررسمی برای پیکنیک مناسب است.

gentle [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex: Even in difficult times , he maintains a gentle demeanor , offering solace to those around him .

حتی در زمان‌های سخت، او رفتار ملایمی دارد و به اطرافیانش تسلی می‌دهد.

guilty [صفت]
اجرا کردن

گناهکار

Ex: She confessed she was guilty of the wrongdoing .

او اعتراف کرد که در رفتار نادرست مقصر بوده است.

European [صفت]
اجرا کردن

اروپایی

Ex: The fashion show featured designs from top European designers .

نمایش مد، طرح‌هایی از برترین طراحان اروپایی را به نمایش گذاشت.

dirty [صفت]
اجرا کردن

کثیف

Ex: She had to clean her dirty car after a long road trip .

او مجبور شد ماشین کثیف خود را پس از یک سفر طولانی جاده‌ای تمیز کند.

upset [صفت]
اجرا کردن

ناراحت

Ex: The child felt upset after losing his favorite toy .

کودک پس از گم کردن اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش احساس ناراحتی کرد.

inner [صفت]
اجرا کردن

درونی

Ex: Our house has an inner courtyard surrounded by tall walls .

خانه ما یک حیاط داخلی دارد که با دیوارهای بلند احاطه شده است.

brilliant [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: Brilliant as always , she aced the exam with ease .

درخشان مثل همیشه، او به راحتی امتحان را پشت سر گذاشت.

advanced [صفت]
اجرا کردن

پیشرفته

Ex: The advanced machinery in the factory has increased production efficiency .

ماشین‌آلات پیشرفته در کارخانه کارایی تولید را افزایش داده‌اند.

اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: The athlete 's performance in the championship game was truly extraordinary , leading their team to victory .

عملکرد ورزشکار در بازی قهرمانی واقعاً خارق‌العاده بود و تیمش را به پیروزی رساند.

genetic [صفت]
اجرا کردن

ژنتیکی

Ex:

تکنیک‌های ژنتیکی مهندسی به دانشمندان اجازه می‌دهد تا DNA موجودات را برای اهداف مختلف، مانند بهبود محصولات یا تحقیقات پزشکی، تغییر دهند.

fascinating [صفت]
اجرا کردن

مجذوب‌کننده

Ex: The scientist 's discoveries about space are truly fascinating , expanding our understanding of the universe .

کشفیات دانشمند درباره فضا واقعاً مسحورکننده است، درک ما از جهان را گسترش می‌دهد.

temporary [صفت]
اجرا کردن

موقت

Ex: The temporary shelter provided refuge for those displaced by the disaster .

پناهگاه موقت به کسانی که بر اثر فاجعه آواره شده بودند پناه داد.