500 قید رایج انگلیسی - بالای 226 - 250 قیدها

در اینجا بخش 10 از لیست رایج ترین قیدهای انگلیسی مانند "safely"، "surely" و "badly" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
safely [قید]
اجرا کردن

باامنیت کامل

Ex: The child crossed the street safely , holding an adult 's hand .

کودک با ایمنی از خیابان رد شد، در حالی که دست یک بزرگسال را گرفته بود.

surely [قید]
اجرا کردن

مطمئناً

Ex: After all that hard work , he will surely succeed in his endeavors .

پس از آن همه تلاش سخت، او قطعاً در تلاش‌هایش موفق خواهد شد.

badly [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: The team played badly and lost by a huge margin .
overnight [قید]
اجرا کردن

یک‌شبه

Ex: The package arrived overnight , much to their delight .

بسته شبانه رسید، که باعث خوشحالی آنها شد.

nicely [قید]
اجرا کردن

به‌خوبی

Ex: They worked together nicely to complete the task .

آنها به خوبی با هم کار کردند تا کار را کامل کنند.

briefly [قید]
اجرا کردن

برای مدت کوتاهی

Ex: The lights flickered briefly during the storm .

چراغ‌ها به طور مختصر در طول طوفان چشمک زدند.

اجرا کردن

تصادفاً

Ex: She accidentally clicked on the wrong button in the software .

او به طور تصادفی روی دکمه اشتباه در نرم‌افزار کلیک کرد.

no doubt [قید]
اجرا کردن

بدون‌ شک

Ex: The company 's success is no doubt attributed to its innovative strategies .

موفقیت شرکت بی‌شک به استراتژی‌های نوآورانه آن نسبت داده می‌شود.

supposedly [قید]
اجرا کردن

فرضاً

Ex: The treasure map supposedly leads to a hidden island with untold riches .

نقشه گنج به ظاهر به یک جزیره پنهان با ثروت‌های بی‌شمار منتهی می‌شود.

merely [قید]
اجرا کردن

صرفاً

Ex: The report merely repeats what we already know .

گزارش فقط آنچه را که از قبل می‌دانیم تکرار می‌کند.

partly [قید]
اجرا کردن

تا حدی

Ex: Her anger was partly justified .

خشم او تا حدی موجه بود.

gradually [قید]
اجرا کردن

به‌تدریج

Ex: The temperature dropped gradually throughout the evening .

دما در طول شب به تدریج کاهش یافت.

virtually [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: The team 's strong performance virtually guarantees them a spot in the playoffs .

عملکرد قوی تیم عملاً به آنها جایگاهی در پلی‌آف‌ها را تضمین می‌کند.

aside [قید]
اجرا کردن

به‌کنار

Ex:

او کنار رفت تا ماشین عبور کند.

widely [قید]
اجرا کردن

به‌طور گسترده

Ex: There are widely divergent opinions about who is responsible .

نظرات وسیعی در مورد اینکه چه کسی مسئول است وجود دارد.

similarly [قید]
اجرا کردن

به‌طور مشابه

Ex: He responded to the criticism similarly to how he handled it last time .

او به انتقادات به طور مشابه با روشی که دفعه قبل مدیریت کرد پاسخ داد.

elsewhere [قید]
اجرا کردن

در جای دیگر

Ex: After the store closed , he searched elsewhere for the same product .

پس از بسته شدن فروشگاه، او در جای دیگری همان محصول را جستجو کرد.

loud [قید]
اجرا کردن

بلند

Ex:

جمعیت با صدای بلند و واضح تشویق کردند.

south [قید]
اجرا کردن

به‌سمت جنوب

Ex: The birds fly south for the winter .

پرندگان برای زمستان به سمت جنوب پرواز می‌کنند.

اجرا کردن

تقریباً

Ex: The package will arrive in approximately five business days .

بسته در حدود پنج روز کاری می‌رسد.

precisely [قید]
اجرا کردن

دقیقاً

Ex: This is precisely why we need to be careful .

این دقیقاً دلیلی است که چرا باید مراقب باشیم.

altogether [قید]
اجرا کردن

در مجموع

Ex: It was n't perfect , but altogether it worked out fine .

کامل نبود، اما در کل، خوب پیش رفت.

quietly [قید]
اجرا کردن

بی‌سروصدا

Ex: I slipped quietly out of the room when no one was looking .

من بی‌صدا از اتاق خارج شدم وقتی کسی نگاه نمی‌کرد.

اجرا کردن

به‌طور چشمگیری

Ex: The landscape transformed dramatically after the heavy rainfall .

چشم‌انداز پس از بارندگی سنگین به شدت تغییر کرد.

fortunately [قید]
اجرا کردن

خوشبختانه

Ex: Fortunately , the fire alarm went off in time , and everyone safely evacuated the building before any harm occurred .