باامنیت کامل
کودک با ایمنی از خیابان رد شد، در حالی که دست یک بزرگسال را گرفته بود.
در اینجا بخش 10 از لیست رایج ترین قیدهای انگلیسی مانند "safely"، "surely" و "badly" به شما ارائه شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
باامنیت کامل
کودک با ایمنی از خیابان رد شد، در حالی که دست یک بزرگسال را گرفته بود.
مطمئناً
پس از آن همه تلاش سخت، او قطعاً در تلاشهایش موفق خواهد شد.
یکشبه
بسته شبانه رسید، که باعث خوشحالی آنها شد.
بهخوبی
آنها به خوبی با هم کار کردند تا کار را کامل کنند.
برای مدت کوتاهی
چراغها به طور مختصر در طول طوفان چشمک زدند.
تصادفاً
او به طور تصادفی روی دکمه اشتباه در نرمافزار کلیک کرد.
بدون شک
موفقیت شرکت بیشک به استراتژیهای نوآورانه آن نسبت داده میشود.
فرضاً
نقشه گنج به ظاهر به یک جزیره پنهان با ثروتهای بیشمار منتهی میشود.
صرفاً
گزارش فقط آنچه را که از قبل میدانیم تکرار میکند.
بهتدریج
دما در طول شب به تدریج کاهش یافت.
تقریباً
عملکرد قوی تیم عملاً به آنها جایگاهی در پلیآفها را تضمین میکند.
بهطور گسترده
نظرات وسیعی در مورد اینکه چه کسی مسئول است وجود دارد.
بهطور مشابه
او به انتقادات به طور مشابه با روشی که دفعه قبل مدیریت کرد پاسخ داد.
در جای دیگر
پس از بسته شدن فروشگاه، او در جای دیگری همان محصول را جستجو کرد.
بهسمت جنوب
پرندگان برای زمستان به سمت جنوب پرواز میکنند.
تقریباً
بسته در حدود پنج روز کاری میرسد.
دقیقاً
این دقیقاً دلیلی است که چرا باید مراقب باشیم.
در مجموع
کامل نبود، اما در کل، خوب پیش رفت.
بیسروصدا
من بیصدا از اتاق خارج شدم وقتی کسی نگاه نمیکرد.
بهطور چشمگیری
چشمانداز پس از بارندگی سنگین به شدت تغییر کرد.
خوشبختانه