500 قید رایج انگلیسی - بالای 101 - 125 قیدها

در اینجا بخش 5 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "اخیراً"، "تقریباً" و "عمدتاً" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
anymore [قید]
اجرا کردن

دیگر

Ex: I do n't find that TV show interesting anymore .

من دیگر آن برنامه تلویزیونی را جالب نمی‌یابم anymore.

clearly [قید]
اجرا کردن

بی‌شک

Ex: It 's clearly going to rain , so we should bring our umbrellas .
essentially [قید]
اجرا کردن

اساساً

Ex: The new smartphone model is essentially an upgraded version of its predecessor , featuring improved performance and additional features .

مدل جدید گوشی هوشمند اساساً نسخه‌ای ارتقا یافته از مدل قبلی است، با عملکرد بهبود یافته و ویژگی‌های اضافی.

اجرا کردن

همزمان

Ex: The fireworks display and the music show started at the same time .

نمایش آتش‌بازی و کنسرت همزمان شروع شدند.

recently [قید]
اجرا کردن

اخیراً

Ex: He took up a new hobby recently .

او اخیراً یک سرگرمی جدید را شروع کرده است.

extremely [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: The match was extremely competitive , keeping everyone on the edge of their seats .

مسابقه بسیار رقابتی بود، همه را روی لبه صندلی‌هایشان نگه داشت.

nearly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: The project was nearly complete , lacking only a final review before submission .

پروژه تقریباً کامل بود، فقط یک بررسی نهایی قبل از ارسال باقی مانده بود.

mostly [قید]
اجرا کردن

غالباً

Ex: She mostly drinks tea in the morning , but sometimes she 'll have coffee .

او عمدتاً صبح‌ها چای می‌نوشد، اما گاهی قهوه می‌نوشد.

generally [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: That kind of software is generally expensive .

این نوع نرم‌افزار معمولاً گران است.

directly [قید]
اجرا کردن

مستقیماً

Ex: After the concert , they went directly to the restaurant .

بعد از کنسرت، آنها مستقیماً به رستوران رفتند.

hopefully [قید]
اجرا کردن

به امید اینکه

Ex: The negotiations are ongoing , hopefully leading to a mutually beneficial agreement .

مذاکرات در حال انجام است، امیدواریم که به توافقی دوسود منجر شود.

necessarily [قید]
اجرا کردن

لزوماً

Ex: A high price does n't necessarily indicate high quality .
therefore [قید]
اجرا کردن

از این رو

Ex: The company invested in innovative technology ; therefore , it gained a competitive edge in the market .

شرکت در فناوری نوآورانه سرمایه‌گذاری کرد؛ بنابراین، در بازار مزیت رقابتی به دست آورد.

anywhere [قید]
اجرا کردن

هر جا

Ex: You 're free to go anywhere you like after class .

شما آزاد هستید که بعد از کلاس به هر جایی که دوست دارید بروید.

fully [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: He is fully aware of the risks involved .

او کاملاً از خطرات موجود آگاه است.

incredibly [قید]
اجرا کردن

به‌طور باور نکردنی

Ex: The mountain was incredibly difficult to climb .

کوه باورنکردنی سخت برای صعود بود.

اجرا کردن

مخصوصاً

Ex: The instructions were written specifically for beginners , with step-by-step guidance .

دستورالعمل‌ها به‌طور خاص برای مبتدیان نوشته شده‌اند، با راهنمایی گام‌به‌گام.

straight [قید]
اجرا کردن

مستقیماً

Ex: The arrow shot straight through the target .

تیر مستقیم از هدف عبور کرد.

اجرا کردن

متأسفانه

Ex: The team played well , but unfortunately , they lost the championship match by a narrow margin .

تیم خوب بازی کرد، اما متأسفانه، آنها بازی قهرمانی را با اختلاف کمی باختند.

truly [قید]
اجرا کردن

واقعاً

Ex: He is truly a master of his craft .
slightly [قید]
اجرا کردن

کمی

Ex: The paint color looks slightly different in natural light .

رنگ نقاشی در نور طبیعی کمی متفاوت به نظر می‌رسد.

slowly [قید]
اجرا کردن

به‌‌آرامی

Ex: She slowly turned the pages of the old book , careful not to tear them .

او آهسته صفحات کتاب قدیمی را ورق زد، مراقب بود که آنها را پاره نکند.

anyway [قید]
اجرا کردن

به هر حال

Ex:

من می‌توانم تمام روز در مورد این صحبت کنم. به هر حال, نظر شما در این مورد چیست؟

currently [قید]
اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: Currently , the stock market is experiencing a period of volatility .

در حال حاضر، بازار سهام دوره‌ای از نوسان را تجربه می‌کند.

suddenly [قید]
اجرا کردن

ناگهان

Ex: The thunderstorm started suddenly , catching people off guard .

توفان ناگهانی شروع شد، مردم را غافلگیر کرد.