رایج‌ترین 'قیدهای' انگلیسی (قسمت 16)

در اینجا قسمت 16 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "به صورت محلی"، "علاوه بر این"، و "آهسته" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
furthermore [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: Our research suggests exercise boosts mental well-being ; furthermore , higher activity levels yield greater benefits .

تحقیقات ما نشان می‌دهد که ورزش باعث بهبود سلامت روان می‌شود؛ علاوه بر این، سطوح بالاتر فعالیت منافع بیشتری به همراه دارد.

underground [قید]
اجرا کردن

زیر زمین

Ex: The city 's utilities , such as water and sewage pipes , are located underground .

تاسیسات شهری، مانند لوله‌های آب و فاضلاب، زیر زمین قرار دارند.

locally [قید]
اجرا کردن

به‌طور محلی

Ex: The news segment highlighted issues that impact residents locally .

بخش خبری مسائلی را برجسته کرد که بر ساکنان محلی تأثیر می‌گذارد.

اجرا کردن

به‌طور قابل توجهی

Ex: He remained marvelously calm during the crisis, reassuring everyone.

او در طول بحران به طور فوق العاده آرام ماند و همه را آرام کرد.

genetically [قید]
اجرا کردن

از نظر ژنتیکی

Ex: The scientist studied the trait genetically , exploring its origin in the DNA .

دانشمند این ویژگی را به صورت ژنتیکی مطالعه کرد، منشأ آن در DNA را بررسی نمود.

moreover [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: The team demonstrated exceptional teamwork during the project , and moreover , they exceeded the client 's expectations by delivering ahead of schedule .

تیم در طول پروژه کار تیمی استثنایی را نشان داد، و علاوه بر این، با تحویل زودتر از برنامه، از انتظارات مشتری فراتر رفت.

remarkably [قید]
اجرا کردن

به‌طور قابل ملاحظه

Ex: The team worked remarkably under pressure .

تیم تحت فشار به طور قابل توجهی کار کرد.

critically [قید]
اجرا کردن

بحرانی

Ex: The bridge was found to be critically unstable after the earthquake .

پل پس از زلزله به شدت ناپایدار تشخیص داده شد.

manually [قید]
اجرا کردن

به‌صورت دستی

Ex: The worker manually lifted the heavy boxes and arranged them on the shelves .

کارگر جعبه‌های سنگین را دستی بلند کرد و آن‌ها را روی قفسه‌ها چید.

amazingly [قید]
اجرا کردن

به‌طرز شگفت‌انگیزی

Ex: The new technology functions amazingly well .

فناوری جدید به طور شگفت‌انگیزی خوب کار می‌کند.

slow [قید]
اجرا کردن

به آرامی

Ex: The old car drives quite slow on steep hills.

ماشین قدیمی در تپه‌های شیبدار کاملاً آهسته حرکت می‌کند.

besides [قید]
اجرا کردن

گذشته از این

Ex: She's not coming to the party. Besides, it's too late to change plans.

او به مهمانی نمی‌آید. علاوه بر این، برای تغییر برنامه‌ها خیلی دیر شده است.

outdoors [قید]
اجرا کردن

بیرون

Ex: The children played outdoors until it started to rain .

بچه‌ها تا شروع باران بیرون بازی کردند.

solely [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: She took the job solely for financial reasons .

او این شغل را فقط به دلایل مالی پذیرفت.

thereby [قید]
اجرا کردن

در نتیجه

Ex: The company adopted eco-friendly practices , thereby reducing its carbon footprint .

شرکت روش‌های دوستدار محیط زیست را اتخاذ کرد، بدین ترتیب ردپای کربن خود را کاهش داد.

اجرا کردن

فوق العاده

Ex: The weather has improved tremendously over the past few days .

آب و هوا در چند روز گذشته به طور چشمگیری بهبود یافته است.

strangely [قید]
اجرا کردن

به‌طرز عجیبی

Ex: The door creaked strangely in the silent , empty house .

در به طور عجیبی در خانه ساکت و خالی جیرجیر کرد.

drastically [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: Her views on politics have drastically shifted over the years .

نظرات او درباره سیاست در طول سال‌ها به شدت تغییر کرده است.

sexually [قید]
اجرا کردن

از نظر جنسی

Ex: The romantic movie portrayed a sexually charged love affair .

فیلم رمانتیک یک رابطه عاشقانه جنسی پرحرارت را به تصویر کشید.

chemically [قید]
اجرا کردن

از لحاظ شیمیایی

Ex: The compound 's properties were understood chemically , considering its molecular structure and bonding .

ویژگی‌های ترکیب به صورت شیمیایی درک شد، با در نظر گرفتن ساختار مولکولی و پیوند آن.

beforehand [قید]
اجرا کردن

از قبل

Ex: The speaker emailed her notes beforehand .

سخنران یادداشت‌هایش را از قبل ایمیل کرد.

consciously [قید]
اجرا کردن

آگاهانه

Ex: He did n't consciously adjust his tone , but his voice grew softer as he spoke .

او آگاهانه لحن خود را تنظیم نکرد، اما صدایش هنگام صحبت کردن نرم‌تر شد.

اجرا کردن

متعاقباً

Ex: The plane landed safely and subsequently taxied to the gate .

هواپیما به سلامت فرود آمد و پس از آن به سمت دروازه حرکت کرد.

sideways [قید]
اجرا کردن

یک‌وری

Ex: He shuffled sideways to make room for others in the crowded elevator .

او به پهلو حرکت کرد تا برای دیگران در آسانسور شلوغ جا باز کند.

اجرا کردن

به‌صورت غیررسمی

Ex: The project started unofficially before the funding was fully secured .

پروژه به صورت غیررسمی قبل از اینکه بودجه به طور کامل تأمین شود شروع شد.