500 قید رایج انگلیسی - برترین 376 - 400 قید

در اینجا قسمت 16 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "به صورت محلی"، "علاوه بر این"، و "آهسته" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
furthermore [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: Ancient ruins hold historical significance ; furthermore , their preservation is crucial .

ویرانه‌های باستانی اهمیت تاریخی دارند؛ علاوه بر این، حفظ آنها حیاتی است.

underground [قید]
اجرا کردن

زیر زمین

Ex: The subway system in the city allows commuters to travel quickly underground .

سیستم متروی شهر به مسافران اجازه می‌دهد تا به سرعت زیر زمین سفر کنند.

locally [قید]
اجرا کردن

به‌طور محلی

Ex: The community event attracted attendees locally , fostering neighborhood connections .

رویداد جامعه، شرکت‌کنندگان را به صورت محلی جذب کرد و ارتباطات محله‌ای را تقویت کرد.

اجرا کردن

به‌طور قابل توجهی

Ex:

استیک به طور فوق العاده نرم مزه می‌داد، در دهان آب می‌شد.

genetically [قید]
اجرا کردن

از نظر ژنتیکی

Ex: The characteristic was determined genetically , influenced by the individual 's genetic makeup .

ویژگی به صورت ژنتیکی تعیین شد، تحت تأثیر ساختار ژنتیکی فرد قرار گرفت.

moreover [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: The research findings supported the hypothesis , and moreover , they provided insights that are crucial for future experiments in the field .

یافته‌های تحقیق از فرضیه حمایت کردند، و علاوه بر این، بینش‌هایی ارائه دادند که برای آزمایش‌های آینده در این زمینه حیاتی هستند.

remarkably [قید]
اجرا کردن

به‌طور قابل ملاحظه

Ex: The actor portrayed the character remarkably , bringing new depth to the role .

بازیگر شخصیت را به طور قابل توجهی به تصویر کشید و عمق جدیدی به نقش بخشید.

critically [قید]
اجرا کردن

بحرانی

Ex: The ecosystem is critically fragile and needs urgent protection .

اکوسیستم به طور بحرانی شکننده است و نیاز به محافظت فوری دارد.

manually [قید]
اجرا کردن

به‌صورت دستی

Ex: The gardener manually planted seeds in the soil , carefully arranging them .

باغبان دانه‌ها را دستی در خاک کاشت و با دقت آن‌ها را چید.

amazingly [قید]
اجرا کردن

به‌طرز شگفت‌انگیزی

Ex: The chef cooked an amazingly delicious meal .

آشپز یک غذای فوق‌العاده خوشمزه پخت.

slow [قید]
اجرا کردن

به آرامی

Ex: The traffic moved slow along the highway due to the heavy rain .

ترافیک به دلیل باران شدید به آهستگی در طول بزرگراه حرکت می‌کرد.

besides [قید]
اجرا کردن

گذشته از این

Ex:

او جلسه را از دست داد. علاوه بر این، او یک بهانه معتبر داشت.

outdoors [قید]
اجرا کردن

بیرون

Ex: They set up a projector and watched a movie outdoors .

آن‌ها یک پروژکتور راه اندازی کردند و یک فیلم در فضای باز تماشا کردند.

solely [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: He donated the money solely out of gratitude .

او پول را فقط از روی قدردانی اهدا کرد.

thereby [قید]
اجرا کردن

در نتیجه

Ex: The new policy streamlined the process , thereby increasing efficiency in the workplace .

سیاست جدید فرآیند را ساده‌تر کرد، بدین ترتیب کارایی در محل کار افزایش یافت.

اجرا کردن

فوق العاده

Ex: She was tremendously relieved to hear the good news .

او با شنیدن خبر خوب به شدت آرامش یافت.

strangely [قید]
اجرا کردن

به‌طرز عجیبی

Ex: The car engine sounded strangely , prompting a visit to the mechanic .

موتور ماشین عجیب صدا می‌داد، که باعث شد به مکانیک مراجعه شود.

drastically [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: Their diets were drastically modified after the health scare .

رژیم‌های غذایی آنها پس از ترس از سلامتی به شدت تغییر کرد.

sexually [قید]
اجرا کردن

از نظر جنسی

Ex: The therapist addressed their sexually related concerns .

درمانگر به نگرانی‌های جنسی آن‌ها پرداخت.

chemically [قید]
اجرا کردن

از لحاظ شیمیایی

Ex: The water purification process was explained chemically , detailing the removal of impurities .

فرآیند تصفیه آب به صورت شیمیایی توضیح داده شد، با جزئیات حذف ناخالصی‌ها.

beforehand [قید]
اجرا کردن

از قبل

Ex: He always reads meeting agendas beforehand .

او همیشه دستور جلسه‌ها را از قبل می‌خواند.

consciously [قید]
اجرا کردن

آگاهانه

Ex: Most people do n't consciously think about each step when walking .

اکثر مردم به هر قدم هنگام راه رفتن آگاهانه فکر نمی‌کنند.

اجرا کردن

متعاقباً

Ex: He graduated in 2019 and subsequently moved to New York .

او در سال 2019 فارغ‌التحصیل شد و پس از آن به نیویورک نقل مکان کرد.

sideways [قید]
اجرا کردن

یک‌وری

Ex: The tree branch bent sideways under the weight of the snow .

شاخه درخت زیر وزن برف به یک طرف خم شد.

اجرا کردن

به‌صورت غیررسمی

Ex: The new policy was implemented unofficially by some departments , pending approval from higher management .

سیاست جدید به صورت غیررسمی توسط برخی از دپارتمان‌ها اجرا شد، در حالی که منتظر تأیید مدیریت بالاتر بود.