500 قید رایج انگلیسی - برترین 76 - 100 قیدها
در اینجا قسمت 4 از لیست رایجترین قیدهای انگلیسی مانند "that"، "below" و "home" به شما ارائه میشود.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used to show that something is the case and nothing more

فقط
او به سادگی پاسخ داد که در رویداد شرکت خواهد کرد.
used to emphasize the extent or degree of something

آنقدر
خانه واقعاً آنقدر گران نیست.
in a total or complete way

خیلی, بسیار، کاملاً
او کاملاً به داروهایش برای عملکرد روزانه وابسته است.
used to show that someone or something is equally not capable, likely, or involved

هیچ (مقدار)
تلاش دوم او نه بیشتر از اول موفقیت آمیز بود.
before the usual or scheduled time

زود, پیش از موقع
خورشید زود طلوع کرد، نشاندهنده شروع یک روز زیبا.
to a smaller amount, extent, etc. in comparison to a previous state or another thing or person

کمتر, تر
این جاده صبحها کمتر شلوغ است.
in a position or location situated beneath or lower than something else

زیر, پایین
صدایی از زیر تختههای کف طنین انداز شد.
in an assured manner, leaving no room for doubt

قطعاً, بیشک
تیم قطعاً برای دستیابی به اهداف خود در این فصل سخت کار کرد.
used to express possibility or likelihood of something

شاید
شاید راهحل بهتری وجود دارد که هنوز در نظر نگرفتهایم.
to, at, or toward the place where one lives

به خانه, در خانه
گربه به محض شنیدن صدای رعد به خانه دوید.
after or at the end of a series of events or an extended period

در نهایت, سرانجام
پس از سالها کار سخت، او بالاخره به رویای شروع کسبوکار خود دست یافت.
to a high or exceptional degree

بسیار, به شدت
این مسئله ریاضی سوپر آسان است.
in a complete and absolute way

کاملاً
این پروژه کاملاً توسط دولت تأمین مالی شد.
with a lot of difficulty or effort

بهسختی, باتلاش زیاد
تیم سخت جنگید تا بازی را ببرد.
to or toward the front

بهسمت جلو, رو به جلو
ماشین به آرامی به جلو در ترافیک حرکت کرد.
as a replacement or equal in value, amount, etc.

در عوض, به جای
او تصمیم گرفت به جای آن اتوبوس بگیرد به جای.
in or into a room, building, etc.

داخل, به داخل
تیم قبل از بازی داخل رختکن جمع شد.
at the time or point immediately following the present

سپس, بعد
سخنران اول ارائه خواهد داد و شما بعدی خواهید رفت.
continuously, persistently, or without pause

همیشه, دائماً
سرور همیشه کرش میکند چون بیش از حد بارگذاری شده است.
in a way that something is done without much trouble or exertion

بهآسانی, بهراحتی
تیم به راحتی بازی را برد.
in a way that is instant and involves no delay

فوراً, بلافاصله
فیلم آنقدر خوب بود که من بلافاصله خواستم دوباره آن را ببینم.
in a manner that emphasizes a specific aspect or detail

به ویژه, مخصوصاً
من از تمامی اشکال هنر قدردانی میکنم، اما به ویژه به نقاشیهای انتزاعی جذب میشوم.
in, at, or to some unspecified place

جایی
او جایی در جمعیت ناپدید شد.
