500 قید رایج انگلیسی - برترین 76 - 100 قیدها

در اینجا قسمت 4 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "that"، "below" و "home" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
simply [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: The message on the sign is simply that parking is not allowed .
that [قید]
اجرا کردن

آنقدر

Ex: He 's not that good at cooking .

او آنقدر در آشپزی خوب نیست.

absolutely [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The room was absolutely silent .

اتاق کاملاً ساکت بود.

no [قید]
اجرا کردن

هیچ (مقدار)

Ex:

آن‌ها پس از توضیح هیچ خردمندتر نبودند.

early [قید]
اجرا کردن

زود

Ex: The movie ended early , so we decided to go for a walk .

فیلم زود تمام شد، بنابراین تصمیم گرفتیم برای پیاده‌روی برویم.

less [قید]
اجرا کردن

کمتر

Ex: The weather was less warm than yesterday .

هوا کمتر از دیروز گرم بود.

below [قید]
اجرا کردن

زیر

Ex:

ابرها زیر قله کوه‌ها شناور بودند.

certainly [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: You can certainly count on my support .
perhaps [قید]
اجرا کردن

شاید

Ex: She has n't decided yet , but perhaps she 'll join us later .
home [قید]
اجرا کردن

به خانه

Ex: I decided to stay home and rest instead of going out .

من تصمیم گرفتم به جای بیرون رفتن در خانه بمانم و استراحت کنم.

eventually [قید]
اجرا کردن

در نهایت

Ex: She struggled to learn the language at first , but eventually , she became fluent through consistent practice .

او در ابتدا برای یادگیری زبان تلاش کرد، اما در نهایت، از طریق تمرین مداوم به تسلط رسید.

super [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: I 'm super proud of how you handled that .

من از نحوه برخورد تو با آن خیلی مغرورم.

totally [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: The dress she wore was totally out of fashion .

لباسی که پوشیده بود کاملاً از مد افتاده بود.

hard [قید]
اجرا کردن

به‌سختی

Ex: I tried hard to lift the heavy box .

من سخت تلاش کردم تا جعبه سنگین را بلند کنم.

forward [قید]
اجرا کردن

به‌سمت جلو

Ex: He leaned forward to get a closer look at the intricate details .

او به جلو خم شد تا نگاه دقیق‌تری به جزئیات پیچیده بیندازد.

instead [قید]
اجرا کردن

در عوض

Ex: We had to cancel our trip due to the weather , so we watched a movie instead .

ما مجبور شدیم سفرمان را به دلیل آب و هوا لغو کنیم، بنابراین به جای آن یک فیلم تماشا کردیم.

inside [قید]
اجرا کردن

داخل

Ex: Please come inside ; it 's starting to rain .

لطفاً داخل بیایید؛ باران شروع می‌شود.

next [قید]
اجرا کردن

سپس

Ex: We 're thrilled to discover what innovative project she 'll tackle next .
اجرا کردن

همیشه

Ex: His leg hurts all the time , with no relief .

پایش همیشه درد می‌کند، بدون هیچ تسکینی.

easily [قید]
اجرا کردن

به‌آسانی

Ex: He answered the questions easily .

او به سوالات به راحتی پاسخ داد.

immediately [قید]
اجرا کردن

فوراً

Ex: She fell asleep almost immediately after hitting the pillow .

او تقریباً بلافاصله پس از برخورد به بالش خوابید.

اجرا کردن

به ویژه

Ex: He works hard , particularly when preparing for presentations .

او سخت کار می‌کند، به ویژه هنگام آماده‌سازی برای ارائه‌ها.

somewhere [قید]
اجرا کردن

جایی

Ex: I remember seeing that movie somewhere , but I ca n't recall where .

من به یاد می‌آورم که آن فیلم را جایی دیده‌ام، اما نمی‌توانم به خاطر بیاورم کجا.

literally [قید]
اجرا کردن

جداً

Ex: When he said he was literally starving , he meant he had n't eaten all day .

وقتی گفت که به معنای واقعی کلمه گرسنه است، منظورش این بود که تمام روز چیزی نخورده بود.

greatly [قید]
اجرا کردن

تا حد زیادی

Ex: Her skills in problem-solving have greatly evolved over the years .

مهارت‌های او در حل مسئله در طول سال‌ها به شدت تکامل یافته است.