متداول‌ترین 'قیدهای' انگلیسی (قسمت 4)

در اینجا قسمت 4 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "that"، "below" و "home" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
simply [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: The answer is simply that the task is not yet completed .

پاسخ به سادگی این است که کار هنوز تکمیل نشده است.

that [قید]
اجرا کردن

آنقدر

Ex: She didn't seem that impressed by the performance.

به نظر نمی‌رسید که او آنقدر تحت تأثیر اجرا قرار گرفته باشد.

absolutely [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: He absolutely refused to listen to reason .

او کاملاً از شنیدن دلیل امتناع کرد.

no [قید]
اجرا کردن

هیچ (مقدار)

Ex: He 's no better at math than I am .

او نه بهتر از من در ریاضیات است.

early [قید]
اجرا کردن

زود

Ex: She woke up early to study for the exam .

او زود بیدار شد تا برای امتحان مطالعه کند.

less [قید]
اجرا کردن

کمتر

Ex: She 's less interested in sports than her brother .

او کمتر از برادرش به ورزش علاقه دارد.

below [قید]
اجرا کردن

زیر

Ex: The treasure was hidden deep below .

گنج به عمق زیر پنهان شده بود.

certainly [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: Despite the challenges , she certainly made the most of her opportunities .

علیرغم چالش‌ها، او قطعاً بهترین استفاده را از فرصت‌هایش کرد.

perhaps [قید]
اجرا کردن

شاید

Ex: Perhaps the weather will improve by the time we start our outdoor event .

شاید هوا تا زمانی که رویداد فضای باز خود را شروع کنیم بهبود یابد.

home [قید]
اجرا کردن

به خانه

Ex: After the vacation , they returned home and unpacked their suitcases .

بعد از تعطیلات، آنها به خانه بازگشتند و چمدان‌هایشان را باز کردند.

eventually [قید]
اجرا کردن

در نهایت

Ex: Despite initial setbacks , they eventually succeeded in completing the challenging project .

علیرغم مشکلات اولیه، آنها در نهایت موفق به تکمیل پروژه چالش‌برانگیز شدند.

super [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: He 's super excited about his promotion .

او فوق‌العاده از ارتقاء شغلی خود هیجان‌زده است.

totally [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: She was totally unaware of the consequences .

او کاملاً از عواقب بی‌خبر بود.

hard [قید]
اجرا کردن

به‌سختی

Ex: She studied hard for her exams .

او برای امتحاناتش سخت مطالعه کرد.

forward [قید]
اجرا کردن

به‌سمت جلو

Ex: The teacher asked the students to step forward one by one to present their projects.

معلم از دانش‌آموزان خواست که یکی یکی به جلو بیایند تا پروژه‌های خود را ارائه دهند.

instead [قید]
اجرا کردن

در عوض

Ex: We had to cancel our trip due to the weather , so we watched a movie instead .

ما مجبور شدیم سفرمان را به دلیل آب و هوا لغو کنیم، بنابراین به جای آن یک فیلم تماشا کردیم.

inside [قید]
اجرا کردن

داخل

Ex: Please come inside ; it 's starting to rain .

لطفاً داخل بیایید؛ باران شروع می‌شود.

next [قید]
اجرا کردن

سپس

Ex: After finishing one chapter , he eagerly turned the page to see what would happen next .

پس از پایان یک فصل، او مشتاقانه صفحه را ورق زد تا ببیند بعد چه اتفاقی می‌افتد.

اجرا کردن

همیشه

Ex: She worries all the time , even in her sleep .

او همیشه نگران است، حتی در خوابش.

easily [قید]
اجرا کردن

به‌آسانی

Ex: The cat jumped onto the sofa easily .

گربه به راحتی روی مبل پرید.

immediately [قید]
اجرا کردن

فوراً

Ex: He immediately regretted his decision .

او بلافاصله از تصمیم خود پشیمان شد.

اجرا کردن

به ویژه

Ex: The chef 's specialty was Italian cuisine , and he excelled particularly in crafting authentic pasta dishes .

تخصص سرآشپز غذاهای ایتالیایی بود، و او به ویژه در تهیه غذاهای پاستای اصیل عالی عمل می‌کرد.

somewhere [قید]
اجرا کردن

جایی

Ex: She placed the package somewhere near the front door .

او بسته را جایی نزدیک در ورودی گذاشت.

literally [قید]
اجرا کردن

جداً

Ex: When he said he was literally starving , he meant he had n't eaten all day .

وقتی گفت که به معنای واقعی کلمه گرسنه است، منظورش این بود که تمام روز چیزی نخورده بود.

greatly [قید]
اجرا کردن

تا حد زیادی

Ex: The team 's efforts greatly contributed to the success of the project .

تلاش‌های تیم به میزان زیادی به موفقیت پروژه کمک کرد.