شاید
دارم به گذروندن اون دوره فکر میکنم، اما ممکنه برام خیلی سخت باشه، شاید با یه چیز آسونتر شروع کنم.
در اینجا بخش 2 از لیست رایج ترین قیدهای انگلیسی مانند "شاید"، "هرگز" و "همه" به شما ارائه شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
شاید
دارم به گذروندن اون دوره فکر میکنم، اما ممکنه برام خیلی سخت باشه، شاید با یه چیز آسونتر شروع کنم.
هرگز
او هرگز شنا یاد نگرفت، با اینکه در نزدیکی اقیانوس بزرگ شد.
همیشه
آنها همیشه تولدها را با یک جشن جشن میگیرند.
بهسوی عقب
او به عقب برگشت تا به او کمی فضا بدهد.
ترین (نشانه صفت یا قید عالی)
او باهوشترین دانشآموز در مدرسه است.
احتمالاً
بسته احتمالاً تا پایان هفته تحویل داده خواهد شد.
نسبتاً
هوا این هفته در مقایسه با هفته گذشته نسبتاً ملایم بوده است.
تابهحال
هیچ چیز هرگز آرامش او را برهم نزد.
قبلاً
او قبلاً چمدانهایش را برای سفر بسته است.
البته
البته، اگر بهروزرسانیهایی وجود داشته باشد به شما اطلاع خواهم داد.
حدوداً
او حدود سه سال است که اینجا کار میکند.
دور
او قبل از پیدا کردن دریاچه پنهان، دور به داخل جنگل راه رفت.
طولانی (زمان)
او مدتها منتظر این فرصت بوده تا استعدادش را نشان دهد.
با هم
او و دوستش با هم روی نیمکت نشستند.
تقریباً
آنها تقریباً آماده رفتن بودند که متوجه شدند بلیطهایشان را فراموش کردهاند.
دیگر
او پیتزا نمیخواست، بنابراین برایش چیز دیگری سفارش دادیم.
گاهی
ما گاهی در حیاط خلوت باربیکیو داریم.
اغلب
او اغلب در مرکز جامعه داوطلب میشود.
یکبار
ما یک بار در سال برای تجدید دیدار ملاقات میکنیم.
بعداً
او از من خواست که بعداً به او زنگ بزنم.
دقیقاً
اندازهگیریها برای پروژه ساخت باید دقیقاً رعایت شوند تا دقت تضمین شود.
اساساً
اساساً، چیزی که من میگویم این است که باید رویکردمان را تغییر دهیم.