500 قید رایج انگلیسی - برترین 426 - 450 قیدها

در اینجا قسمت 18 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "عجیب"، "نرم" و "مهربان" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
thereafter [قید]
اجرا کردن

پس از آن

Ex: The project faced challenges initially , but thereafter , improvements were noticeable .

پروژه در ابتدا با چالش‌هایی روبرو شد، اما پس از آن، پیشرفت‌ها قابل توجه بود.

اجرا کردن

همه‌جا

Ex: He searched high and low in the attic for the old family photographs .

او همه جا را در اتاق زیر شیروانی برای عکس‌های قدیمی خانواده گشت.

اجرا کردن

از نظر علمی

Ex: The journal article was written scientifically , with clear documentation of research methods and results .

مقاله مجله به صورت علمی نوشته شده بود، با مستندسازی روش‌ها و نتایج تحقیق به صورت واضح.

awhile [قید]
اجرا کردن

برای مدتی

Ex: I 'll be working on this task awhile longer .

من مدتی دیگر روی این کار خواهم کرد.

steadily [قید]
اجرا کردن

به‌طور پیوسته

Ex: With consistent practice , his confidence grew steadily in public speaking .

با تمرین مداوم، اعتماد به نفس او در سخنرانی عمومی به طور پیوسته افزایش یافت.

culturally [قید]
اجرا کردن

از لحاظ فرهنگی

Ex: Celebrating holidays and festivals is a way to connect culturally with one 's heritage .

جشن گرفتن تعطیلات و جشنواره‌ها راهی برای اتصال فرهنگی با میراث فرد است.

oddly [قید]
اجرا کردن

به‌طرز عجیب

Ex: His choice of words seemed oddly formal for a casual conversation .

انتخاب کلمات او به طور عجیبی برای یک مکالمه غیررسمی رسمی به نظر می‌رسید.

اجرا کردن

به‌طور حرفه‌ای

Ex: Though she 's struggling emotionally , she 's doing well professionally .

اگرچه او از نظر عاطفی در حال مبارزه است، اما حرفه‌ای خوب عمل می‌کند.

magically [قید]
اجرا کردن

به‌طور جادویی

Ex: The fantasy novel described a world where creatures could communicate magically .

رمان فانتزی دنیایی را توصیف می‌کرد که در آن موجودات می‌توانستند به طور جادویی با هم ارتباط برقرار کنند.

اجرا کردن

عمدتاً

Ex: The school 's curriculum is predominantly focused on STEM subjects .

برنامه درسی مدرسه عمدتاً بر موضوعات STEM متمرکز است.

infinitely [قید]
اجرا کردن

بی‌اندازه

Ex: The variations in the data set were seen as infinitely complex .

تنوع‌ها در مجموعه داده به عنوان بی‌نهایت پیچیده دیده شد.

privately [قید]
اجرا کردن

به‌صورت خصوصی

Ex: The business deal was negotiated privately to avoid leaks .

معامله تجاری به صورت خصوصی مذاکره شد تا از نشتی جلوگیری شود.

uniquely [قید]
اجرا کردن

منحصراً

Ex: Each snowflake is uniquely shaped , with no two being exactly alike .

هر دانه برف به شکل منحصر به فردی است، و هیچ دو دانه ای دقیقاً شبیه هم نیستند.

اجرا کردن

به شدت

Ex: The company expanded considerably , reaching new markets .

شرکت به طور قابل توجهی گسترش یافت و به بازارهای جدید دست یافت.

softly [قید]
اجرا کردن

با ملایمت

Ex: The snow fell softly , creating a peaceful and serene winter scene .

برف آرام می‌بارید، و صحنه‌ای زمستانی آرام و صلح‌آمیز ایجاد می‌کرد.

formerly [قید]
اجرا کردن

سابقاً

Ex: Formerly , the company operated under a different name .

پیشتر، شرکت تحت نام دیگری فعالیت می‌کرد.

undoubtedly [قید]
اجرا کردن

بدون شک

Ex: His research has undoubtedly advanced our understanding of climate change .

تحقیقات او بدون شک درک ما از تغییرات آب و هوایی را پیش برده است.

kindly [قید]
اجرا کردن

با مهربانی

Ex: The neighbors kindly took care of our cat while we were away .

همسایه‌ها مهربانانه از گربه ما مراقبت کردند در حالی که ما دور بودیم.

اجرا کردن

از نظر آماری

Ex: The effectiveness of the treatment was measured statistically , comparing outcomes across different groups .

اثربخشی درمان به صورت آماری اندازه‌گیری شد، با مقایسه نتایج در گروه‌های مختلف.

massively [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: She felt massively unprepared for the interview .

او احساس کرد به شدت برای مصاحبه آماده نیست.

angrily [قید]
اجرا کردن

با عصبانیت

Ex: They angrily confronted the manager about the unfair treatment .

آن‌ها با عصبانیت با مدیر درباره رفتار ناعادلانه روبرو شدند.

اجرا کردن

در حقیقت

Ex: She assessed the situation realistically and made a practical decision .

او وضعیت را واقع‌بینانه ارزیابی کرد و تصمیمی عملی گرفت.

illegally [قید]
اجرا کردن

به‌صورت غیر قانونی

Ex: The driver was charged with illegally running a red light .

راننده به غیرقانونی رد کردن چراغ قرمز متهم شد.

اجرا کردن

به‌صورت افقی

Ex: The painting featured bold strokes that flowed horizontally across the canvas .

نقاشی دارای ضربه‌های جسورانه‌ای بود که به صورت افقی روی بوم جریان داشت.

vertically [قید]
اجرا کردن

به‌صورت عمودی

Ex: The vines climbed vertically along the trellis , reaching for sunlight .

تاک‌ها به صورت عمودی در امتداد داربست بالا رفتند، به دنبال نور خورشید.