500 قید رایج انگلیسی - برترین 126 - 150 قیدها

در اینجا بخش 6 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "off"، "alone" و "forever" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
normally [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: He normally spends weekends with his family .

او معمولاً آخر هفته را با خانواده اش می گذراند.

otherwise [قید]
اجرا کردن

در غیر این صورت

Ex: She needs to leave now , otherwise she will miss her train .

او باید الان برود، در غیر این صورت قطارش را از دست خواهد داد.

off [قید]
اجرا کردن

به‌صورت جداگانه

Ex:

غبار را بعد از دراز کشیدن روی زمین پاک کردم.

everywhere [قید]
اجرا کردن

همه‌جا

Ex: Music could be heard everywhere at the outdoor concert .

موسیقی را می‌توان همه جا در کنسرت فضای باز شنید.

alone [قید]
اجرا کردن

تنها

Ex: I chose to stay alone at home during the holidays .

من انتخاب کردم که در تعطیلات تنها در خانه بمانم.

honestly [قید]
اجرا کردن

واقعاً

Ex: He honestly sees no other solution to the problem .

صادقانه بگویم، او راه‌حل دیگری برای مشکل نمی‌بیند.

skillfully [قید]
اجرا کردن

به‌طرز ماهرانه‌ای

Ex: He skillfully defused the tense situation with humor .

او با شوخ‌طبعی موقعیت تنش‌آلود را ماهرانه خنثی کرد.

typically [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: She typically drinks coffee in the morning .

او معمولاً صبح‌ها قهوه می‌نوشد.

highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: This wine is highly valued among collectors .

این شراب در میان مجموعه‌داران به شدت ارزشمند است.

forever [قید]
اجرا کردن

برای همیشه

Ex: He will be remembered forever for his contributions to science .
possibly [قید]
اجرا کردن

تحت هیچ شرایطی

Ex: He could n't possibly have known about the surprise party ; we kept it a secret from everyone !

او احتمالاً نمی‌توانست درباره مهمانی غافلگیرانه بداند؛ ما آن را از همه مخفی نگه داشتیم!

online [قید]
اجرا کردن

به‌‌صورت آنلاین

Ex: You can find all the information you need online .

شما می‌توانید تمام اطلاعات مورد نیاز خود را آنلاین پیدا کنید.

ultimately [قید]
اجرا کردن

در نهایت

Ex: He pursued different career paths , but ultimately , he found fulfillment in entrepreneurship .

او مسیرهای شغلی مختلفی را دنبال کرد، اما در نهایت، در کارآفرینی رضایت پیدا کرد.

seriously [قید]
اجرا کردن

به‌طور جدی

Ex: Her reputation was seriously damaged by the scandal .

آبروی او به دلیل رسوایی به شدت آسیب دید.

indeed [قید]
اجرا کردن

واقعاً

Ex: He was indeed the best candidate for the job .
outside [قید]
اجرا کردن

بیرون

Ex: The children played outside in the backyard all afternoon .

بچه‌ها تمام بعدازظهر را در حیاط خلوت بیرون بازی کردند.

somehow [قید]
اجرا کردن

به‌طریقی

Ex: I do n't know how , but she somehow completed the task on time .

من نمی‌دانم چطور، اما او به نحوی کار را به موقع تمام کرد.

اجرا کردن

پی‌درپی

Ex:

قایق با حرکت ملایم امواج به جلو و عقب تاب می‌خورد.

perfectly [قید]
اجرا کردن

به‌بهترین‌شکل

Ex: She speaks French perfectly .

او فرانسوی را کاملاً صحبت می‌کند.

constantly [قید]
اجرا کردن

دائماً

Ex: She constantly reminded herself to stay focused on her goals .

او مدام به خودش یادآوری می‌کرد که روی اهدافش متمرکز بماند.

apparently [قید]
اجرا کردن

ظاهراً

Ex: She apparently forgot about our meeting , as she did n't show up on time .

ظاهراً او جلسه ما را فراموش کرده بود، چون سر وقت نیامد.

either [قید]
اجرا کردن

هم

Ex: He does n’t speak French , and he does n’t speak Spanish either .

او فرانسوی صحبت نمی‌کند، و اسپانیایی را هم صحبت نمی‌کند.

personally [قید]
اجرا کردن

شخصاً

Ex: I personally believe that reading is a great way to expand one 's knowledge .

شخصاً معتقدم که خواندن راهی عالی برای گسترش دانش است.

ahead [قید]
اجرا کردن

جلو

Ex: The hikers paused to admire the breathtaking view ahead .

کوهنوردان توقف کردند تا منظرۀ نفس‌گیر جلوی خود را تحسین کنند.

اجرا کردن

در نتیجه

Ex: The project timeline was poorly managed , and consequently , the team struggled to meet crucial milestones .

زمان‌بندی پروژه به بدی مدیریت شد، و در نتیجه، تیم برای رسیدن به نقاط عطف کلیدی تلاش کرد.