500 قید رایج انگلیسی - برترین 1 - 25 قیدها

در اینجا بخش 1 از لیست رایج ترین قیدهای انگلیسی مانند "فقط"، "اکنون" و "اینجا" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
so [قید]
اجرا کردن

آن قدر

Ex: He was so tired that he fell asleep immediately .

او آنقدر خسته بود که بلافاصله خوابش برد.

just [قید]
اجرا کردن

تنها

Ex: The instructions were just a page long .

دستورالعمل‌ها فقط یک صفحه طول داشت.

now [قید]
اجرا کردن

حالا

Ex: She is taking a shower now to freshen up after a long day .

او اکنون در حال دوش گرفتن است تا پس از یک روز طولانی تازه شود.

when [قید]
اجرا کردن

چه‌زمانی

Ex:

من نمی‌توانم به یاد بیاورم کی آخرین بار با تلفن صحبت کردیم.

here [قید]
اجرا کردن

اینجا

Ex: I live here in this apartment .

من اینجا در این آپارتمان زندگی می‌کنم.

then [قید]
اجرا کردن

سپس

Ex: I read the instructions then started assembling the furniture .

من دستورالعمل‌ها را خواندم سپس شروع به مونتاژ مبلمان کردم.

how [قید]
اجرا کردن

چطور

Ex:

چگونه یک ایمیل رسمی بنویسیم؟

really [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: That film was really funny .

آن فیلم واقعاً خیلی خنده‌دار بود.

very [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The teacher 's explanation was very clear .

توضیح معلم خیلی واضح بود.

also [قید]
اجرا کردن

همچنین

Ex: I bought the shoes and also picked up a jacket .

من کفش‌ها را خریدم و همچنین یک ژاکت برداشتم.

where [قید]
اجرا کردن

کجا

Ex:

کلیدهایت را کجا گذاشتی ؟

there [قید]
اجرا کردن

آنجا

Ex: Look there ; a shooting star !

نگاه کن آنجا؛ یک شهاب سنگ!

even [قید]
اجرا کردن

حتی

Ex: Even the simplest tasks became difficult in the extreme weather .

حتی ساده‌ترین کارها در هوای شدید دشوار شدند.

actually [قید]
اجرا کردن

در واقع

Ex: It may sound like a cliché , but , actually , dreams can influence our emotions and thoughts .

ممکن است کلیشه‌ای به نظر برسد، اما، در واقع، رویاها می‌توانند بر احساسات و افکار ما تأثیر بگذارند.

more [قید]
اجرا کردن

تر (نشانه صفت تفضیلی)

Ex: He smiled more warmly when he saw his old friend .

وقتی دوست قدیمی خود را دید بیشتر گرم لبخند زد.

kind of [عبارت]
اجرا کردن

تا حدی

Ex: The movie was kind of funny , but it did n't make me laugh as much as I expected .
right [قید]
اجرا کردن

دقیقاً

Ex: He was standing right beside her when the announcement was made .

او دقیقاً کنارش ایستاده بود وقتی اعلامیه خوانده شد.

why [قید]
اجرا کردن

چرا

Ex:

چرا این رستوران را برای شام انتخاب کردید؟

as [قید]
اجرا کردن

مثل

Ex: He 's not as tall as his father .

او به اندازه پدرش بلند نیست.

only [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: I play with toys only at home .

من فقط در خانه با اسباب‌بازی‌ها بازی می‌کنم.

still [قید]
اجرا کردن

هنوز

Ex: We still do n't know what happened .

ما هنوز نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاده است.

well [قید]
اجرا کردن

به‌خوبی

Ex: The speech was delivered well , capturing the audience 's attention .

سخنرانی به خوبی ارائه شد و توجه مخاطبان را جلب کرد.

again [قید]
اجرا کردن

دوباره

Ex: The baby woke up crying again at 3 AM .

نوزاد دوباره ساعت 3 صبح گریه کنان بیدار شد.

too [قید]
اجرا کردن

بیش از حد

Ex: I 'm too tired to keep working tonight .

من خیلی خسته‌ام که امشب به کار کردن ادامه دهم.

much [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The situation has improved much since last month .

وضعیت از ماه گذشته بسیار بهبود یافته است.