بهطور نزدیک
قطارها در ساعتهای شلوغ به طور فشرده حرکت میکنند تا تقاضای مسافران را برآورده کنند.
در اینجا بخش 8 از لیست رایجترین قیدهای انگلیسی مانند "apart"، "closely" و "barely" به شما ارائه میشود.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بهطور نزدیک
قطارها در ساعتهای شلوغ به طور فشرده حرکت میکنند تا تقاضای مسافران را برآورده کنند.
دور از هم
دو رویداد با فاصله چند سال رخ دادند، اما به وضوح مرتبط بودند.
در همین حال
ساختمان جدید شروع به ساخت شد. در همین حال، ساختمان قدیمی در حال تخریب بود.
بهسختی
ماشین به زحمت سوخت کافی برای رسیدن به نزدیکترین پمپ بنزین را داشت.
بهطور مؤثر
کمپین بازاریابی برای رسیدن به مخاطبان هدف به طور موثر طراحی شده بود که منجر به افزایش قابل توجه فروش شد.
از لحاظ جسمی
ورزشکار از نظر جسمی قوی و چابک بود.
در مجموع
او فراز و نشیبهایی داشت، اما به طور کلی، کودکی شادی داشت.
در آغاز
این برنامه در ابتدا فقط 100 کاربر داشت؛ امروز به میلیونها نفر خدمت میکند.
قبلاً
من پیش از این در یک کارگاه مشابه شرکت کرده بودم، بنابراین با محتوا آشنا بودم.
تا حد زیادی
او تا حد زیادی مسئول سازماندهی کل رویداد بود.
بهشدت
آنها به شدت تحت تأثیر ارزشهای سنتی هستند.
زنده (پخش یا اجرا)
تاک شو به صورت زنده فیلمبرداری میشود، با حضور تماشاگران در طول ضبط.
در وهله اول
در درجه اول, ما بودجه کافی برای این پروژه نداریم، و ثانیاً، کمبود نیروی انسانی داریم.
بهدرستی
با پیروی صحیح از دستور، او یک کیک خوشمزه پخت.
بهطور منظم
او به طور منظم در طول روز ایمیل خود را بررسی میکند.
هیچجا
گنجیابها هیچجا در جزیره جستجو نکردند، آنها مطمئن بودند که آنجا نیست.
در اعماق
کف اقیانوس قلمرویی مرموز است، که عمیقاً در زیر امواج قرار دارد.
عمدتاً
گفتگو عمدتاً حول استراتژیها و اهداف تجاری آینده میچرخید.
سپس
خانواده از یک وعده غذایی خوشمزه لذت بردند و همه بعداً داستان ها را به اشتراک گذاشتند.
بهطور قابل ملاحظهای
شرایط جاده به دلیل طوفان به طور قابل توجهی بدتر شده است.
به طرز خطرناکی
آتشسوزی جنگلی به طور خطرناکی نزدیک به مناطق مسکونی گسترش یافت.