رایج‌ترین 'قیدهای' انگلیسی (قسمت 20)

در اینجا بخش 20 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "outward"، "stupidly" و "awfully" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
اجرا کردن

به‌صورت سیستماتیک

Ex: The detective systematically gathered evidence to solve the case .

کارآگاه به صورت سیستماتیک شواهد را جمع آوری کرد تا پرونده را حل کند.

اجرا کردن

به‌صورت تصاعدی

Ex: As word spread online , interest in the event rose exponentially .

همانطور که کلمه به صورت آنلاین پخش شد، علاقه به رویداد به صورت نمایی افزایش یافت.

اجرا کردن

متناوباً

Ex: Instead of using traditional flour , you can alternatively use almond flour in the recipe .

به جای استفاده از آرد سنتی، می‌توانید به عنوان جایگزین از آرد بادام در دستور استفاده کنید.

outward [قید]
اجرا کردن

به‌سمت بیرون

Ex: The ripples spread outward from the point where the stone hit the water .

امواج از نقطه‌ای که سنگ به آب برخورد کرد به بیرون گسترش می‌یابند.

distinctly [قید]
اجرا کردن

به‌وضوح

Ex: Her voice was distinctly recognizable in the crowded room .

صدایش در اتاق شلوغ به وضوح قابل تشخیص بود.

stupidly [قید]
اجرا کردن

از روی حماقت

Ex: She stupidly forgot to save her work before the computer crashed .

احمقانه, او فراموش کرد کارش را قبل از اینکه کامپیوتر خراب شود ذخیره کند.

tenaciously [قید]
اجرا کردن

باقاطعیت

Ex: The athlete tenaciously trained every day , refusing to give up even when faced with injuries .

ورزشکار هر روز سرسختانه تمرین می‌کرد، حتی در مواجهه با مصدومیت‌ها نیز از تسلیم شدن امتناع می‌ورزید.

intuitively [قید]
اجرا کردن

به‌طور غریزی

Ex: He intuitively sensed that the offer was too good to be true .

او به طور شهودی احساس کرد که پیشنهاد برای اینکه واقعی باشد، خیلی خوب است.

اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: I 'm focusing on this project for the moment ; other tasks can wait .

من در حال حاضر روی این پروژه تمرکز دارم؛ کارهای دیگر می‌توانند صبر کنند.

live [قید]
اجرا کردن

زنده (پخش یا اجرا)

Ex: The news anchor reported live from the scene of the event , providing up-to-the-minute information .

گوینده اخبار به صورت زنده از محل رویداد گزارش داد و اطلاعات به روز را ارائه کرد.

اجرا کردن

به‌طرز شگفت‌انگیزی

Ex: He finished the race ridiculously fast , beating everyone by minutes .

او مسابقه را باورنکردنی سریع به پایان رساند، همه را با اختلاف چند دقیقه شکست داد.

awfully [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The news about the accident was awfully distressing .

خبر مربوط به تصادف به شدت ناراحت‌کننده بود.

carelessly [قید]
اجرا کردن

با بی‌دقتی

Ex: She spoke carelessly , unaware of the impact her words had on others .

او بی‌دقتی صحبت کرد، بدون آگاهی از تأثیر کلماتش بر دیگران.

downward [قید]
اجرا کردن

رو به پایین

Ex: After the explosion , debris rained downward onto the street .

پس از انفجار، آوار به پایین بر روی خیابان بارید.

splendidly [قید]
اجرا کردن

به‌طرز باشکوهی

Ex: I 'm feeling splendidly today , thanks for asking .

امروز حس عالی دارم، ممنون از پرسیدن.

bravely [قید]
اجرا کردن

شجاعانه

Ex: Firefighters bravely battled the blaze for hours .

آتش‌نشان‌ها شجاعانه برای ساعت‌ها با آتش جنگیدند.

willingly [قید]
اجرا کردن

با کمال میل

Ex: He willingly took on extra work to ensure the project was completed on time .

او با میل و رغبت کار اضافی را پذیرفت تا مطمئن شود پروژه به موقع تکمیل می‌شود.

insanely [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: She worked insanely hard to meet the deadline , often staying up late into the night .

او به شدت سخت کار کرد تا به مهلت مقرر برسد، اغلب تا دیروقت شب بیدار می‌ماند.

اجرا کردن

با دقت بسیار

Ex: The chef meticulously measured the ingredients for the recipe to ensure perfect flavors .

آشپز مواد اولیه دستور غذا را با دقت اندازه‌گیری کرد تا طعم‌های بی‌نقصی را تضمین کند.

اجرا کردن

به‌طور فوق‌العاده‌ای

Ex: She sang fantastically at the audition , securing the lead role immediately .

او در آزمون فوق‌العاده خواند و بلافاصله نقش اصلی را به دست آورد.

اجرا کردن

به‌طور معجزه‌آسایی

Ex: The firefighters rescued the family from the burning building , and everyone survived miraculously .

آتش‌نشانان خانواده را از ساختمان در حال سوختن نجات دادند، و همه به طرز معجزه‌آسایی زنده ماندند.

اجرا کردن

یک جورهایی

Ex: He's sort of interested in the new project, but he hasn't fully committed yet.

او تا حدی به پروژه جدید علاقه دارد، اما هنوز کاملاً متعهد نشده است.

madly [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: She madly supported the cause , volunteering every weekend .

او دیوانه‌وار از این هدف حمایت کرد، هر آخر هفته داوطلب می‌شد.

in advance [قید]
اجرا کردن

از پیش

Ex: She booked her flight tickets months in advance to get the best deal.

او بلیط های پرواز خود را از قبل رزرو کرد تا بهترین معامله را بگیرد.

innately [قید]
اجرا کردن

ذاتاً

Ex: Curiosity is innately human ; we are born with an inherent desire to explore and learn .

کنجکاوی ذاتی انسان است؛ ما با میل ذاتی به کاوش و یادگیری متولد می‌شویم.