بهصورت سیستماتیک
کارآگاه به صورت سیستماتیک شواهد را جمع آوری کرد تا پرونده را حل کند.
در اینجا بخش 20 از لیست رایجترین قیدهای انگلیسی مانند "outward"، "stupidly" و "awfully" به شما ارائه میشود.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بهصورت سیستماتیک
کارآگاه به صورت سیستماتیک شواهد را جمع آوری کرد تا پرونده را حل کند.
بهصورت تصاعدی
همانطور که کلمه به صورت آنلاین پخش شد، علاقه به رویداد به صورت نمایی افزایش یافت.
متناوباً
به جای استفاده از آرد سنتی، میتوانید به عنوان جایگزین از آرد بادام در دستور استفاده کنید.
بهسمت بیرون
امواج از نقطهای که سنگ به آب برخورد کرد به بیرون گسترش مییابند.
بهوضوح
صدایش در اتاق شلوغ به وضوح قابل تشخیص بود.
از روی حماقت
احمقانه, او فراموش کرد کارش را قبل از اینکه کامپیوتر خراب شود ذخیره کند.
باقاطعیت
ورزشکار هر روز سرسختانه تمرین میکرد، حتی در مواجهه با مصدومیتها نیز از تسلیم شدن امتناع میورزید.
بهطور غریزی
او به طور شهودی احساس کرد که پیشنهاد برای اینکه واقعی باشد، خیلی خوب است.
در حال حاضر
من در حال حاضر روی این پروژه تمرکز دارم؛ کارهای دیگر میتوانند صبر کنند.
زنده (پخش یا اجرا)
گوینده اخبار به صورت زنده از محل رویداد گزارش داد و اطلاعات به روز را ارائه کرد.
بهطرز شگفتانگیزی
او مسابقه را باورنکردنی سریع به پایان رساند، همه را با اختلاف چند دقیقه شکست داد.
بسیار
خبر مربوط به تصادف به شدت ناراحتکننده بود.
با بیدقتی
او بیدقتی صحبت کرد، بدون آگاهی از تأثیر کلماتش بر دیگران.
رو به پایین
پس از انفجار، آوار به پایین بر روی خیابان بارید.
بهطرز باشکوهی
امروز حس عالی دارم، ممنون از پرسیدن.
شجاعانه
آتشنشانها شجاعانه برای ساعتها با آتش جنگیدند.
با کمال میل
او با میل و رغبت کار اضافی را پذیرفت تا مطمئن شود پروژه به موقع تکمیل میشود.
بهشدت
او به شدت سخت کار کرد تا به مهلت مقرر برسد، اغلب تا دیروقت شب بیدار میماند.
با دقت بسیار
آشپز مواد اولیه دستور غذا را با دقت اندازهگیری کرد تا طعمهای بینقصی را تضمین کند.
بهطور فوقالعادهای
او در آزمون فوقالعاده خواند و بلافاصله نقش اصلی را به دست آورد.
بهطور معجزهآسایی
آتشنشانان خانواده را از ساختمان در حال سوختن نجات دادند، و همه به طرز معجزهآسایی زنده ماندند.
یک جورهایی
او تا حدی به پروژه جدید علاقه دارد، اما هنوز کاملاً متعهد نشده است.
بهشدت
او دیوانهوار از این هدف حمایت کرد، هر آخر هفته داوطلب میشد.
از پیش
او بلیط های پرواز خود را از قبل رزرو کرد تا بهترین معامله را بگیرد.
ذاتاً
کنجکاوی ذاتی انسان است؛ ما با میل ذاتی به کاوش و یادگیری متولد میشویم.