500 قید رایج انگلیسی - برترین 476 - 500 قیدها

در اینجا بخش 20 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "outward"، "stupidly" و "awfully" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
اجرا کردن

به‌صورت سیستماتیک

Ex: The engineer systematically analyzed the problem before proposing a solution .

مهندس قبل از پیشنهاد راه‌حل، مشکل را به صورت سیستماتیک تحلیل کرد.

اجرا کردن

به‌صورت تصاعدی

Ex: After her first viral video , her follower count increased exponentially .

پس از اولین ویدیوی ویرال او، تعداد دنبال‌کنندگانش به صورت نمایی افزایش یافت.

اجرا کردن

متناوباً

Ex: You can purchase the product online , or alternatively , visit the store in person .

شما می‌توانید محصول را به صورت آنلاین خریداری کنید، یا به عنوان گزینه دیگر، به صورت حضوری از فروشگاه دیدن کنید.

outward [قید]
اجرا کردن

به‌سمت بیرون

Ex: The city expanded outward as new neighborhoods were developed .

شهر به سمت بیرون گسترش یافت زیرا محله های جدید توسعه یافتند.

distinctly [قید]
اجرا کردن

به‌وضوح

Ex: The scent of the flowers was distinctly aromatic and pleasant .

بوی گل‌ها به وضوح معطر و دلپذیر بود.

stupidly [قید]
اجرا کردن

از روی حماقت

Ex: He stupidly quit his job without having another one lined up .

احمقانه، او بدون داشتن شغل دیگری از کارش استعفا داد.

tenaciously [قید]
اجرا کردن

باقاطعیت

Ex: The lawyer tenaciously defended her client , leaving no stone unturned in her search for evidence .

وکیل سرسختانه از موکل خود دفاع کرد، هیچ سنگی را در جستجوی شواهد برنگرداند.

intuitively [قید]
اجرا کردن

به‌طور غریزی

Ex: I intuitively avoided that alley without knowing why .

من به طور غریزی از آن کوچه اجتناب کردم بدون اینکه بدانم چرا.

اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: The team is content with the current plan for the moment , but revisions may be necessary .

تیم از برنامه فعلی در حال حاضر راضی است، اما ممکن است بازنگری‌هایی لازم باشد.

live [قید]
اجرا کردن

زنده (پخش یا اجرا)

Ex: The talk show is filmed live , with the audience present during the recording .

تاک شو به صورت زنده فیلمبرداری می‌شود، با حضور تماشاگران در طول ضبط.

اجرا کردن

به‌طرز شگفت‌انگیزی

Ex: She looked ridiculously young for her age .

او برای سنش مسخره‌آمیز جوان به نظر می‌رسید.

awfully [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The noise from the construction site was awfully disruptive .

سر و صدا از محل ساخت و ساز به شدت مختل کننده بود.

carelessly [قید]
اجرا کردن

با بی‌دقتی

Ex: They drove carelessly , disregarding traffic rules and causing accidents .

آنها بی‌احتیاطی رانندگی کردند، قوانین ترافیک را نادیده گرفتند و باعث تصادف شدند.

downward [قید]
اجرا کردن

رو به پایین

Ex: He glanced downward , avoiding her gaze .

او به پایین نگاه کرد، از نگاه او اجتناب کرد.

splendidly [قید]
اجرا کردن

به‌طرز باشکوهی

Ex: She performed splendidly in the school play .

او در نمایش مدرسه عالی بازی کرد.

bravely [قید]
اجرا کردن

شجاعانه

Ex: She bravely continued to walk despite the pain .

او با وجود درد شجاعانه به راه رفتن ادامه داد.

willingly [قید]
اجرا کردن

با کمال میل

Ex: The children willingly shared their toys with each other during playtime .

کودکان با میل و رغبت اسباب‌بازی‌های خود را در زمان بازی با یکدیگر تقسیم کردند.

insanely [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: His new car is insanely expensive , but he says it 's worth every penny .

ماشین جدید او دیوانه‌وار گران است، اما او می‌گوید که ارزش هر پنی را دارد.

اجرا کردن

با دقت بسیار

Ex: The detective meticulously examined the crime scene for any clues that could lead to the perpetrator .

کارآگاه صحنه جرم را با دقت بررسی کرد تا هر سرنخی که می‌تواند به مجرم منجر شود را پیدا کند.

اجرا کردن

به‌طور فوق‌العاده‌ای

Ex: He managed the crisis fantastically , calming everyone and finding a quick solution .

او بحران را فوق‌العاده مدیریت کرد، همه را آرام کرد و راه‌حلی سریع پیدا کرد.

اجرا کردن

به‌طور معجزه‌آسایی

Ex: The medical team worked tirelessly , and the patient 's condition improved miraculously against all odds .

تیم پزشکی بی‌وقفه کار کرد و وضعیت بیمار به طرز معجزه‌آسایی برخلاف همه انتظارات بهبود یافت.

اجرا کردن

یک جورهایی

Ex:

من تا حدودی مفهوم را می‌فهمم، اما به توضیحات بیشتری در مورد جزئیات خاصی نیاز دارم.

madly [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: He was madly devoted to his family .

او دیوانه‌وار به خانواده‌اش متعهد بود.

in advance [قید]
اجرا کردن

از پیش

Ex: The event organizers requested that all participants register in advance to avoid last-minute chaos .

برگزارکنندگان رویداد درخواست کردند که همه شرکت‌کنندگان از قبل ثبت‌نام کنند تا از هرج و مرج آخرین لحظه جلوگیری شود.

innately [قید]
اجرا کردن

ذاتاً

Ex: The instinct to protect one 's offspring is innately programmed in many species , ensuring their survival .

غریزه محافظت از فرزند به طور ذاتی در بسیاری از گونه‌ها برنامه‌ریزی شده است، که بقای آن‌ها را تضمین می‌کند.