500 قید رایج انگلیسی - برترین 51 - 75 قیدها

در اینجا قسمت 3 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "away"، "yet" و "ago" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
over [قید]
اجرا کردن

آن‌سوی

Ex:

آن‌ها به طرف میز بعدی رفتند تا به دوستانشان بپیوندند.

at least [قید]
اجرا کردن

حداقل

Ex: The store offers a discount on purchases of at least $ 100 .

فروشگاه برای خریدهای حداقل 100 دلار تخفیف ارائه می‌دهد.

away [قید]
اجرا کردن

دور

Ex:

وقتی آلارم به صدا درآمد، آنها دور فرار کردند.

yet [قید]
اجرا کردن

هنوز

Ex: The team has been working on the project , but they have n't completed it yet .

تیم روی پروژه کار کرده است، اما آنها آن را هنوز تکمیل نکرده‌اند.

in [قید]
اجرا کردن

درون

Ex:

او به داخل رسید تا کتابی را از قفسه بردارد.

out [قید]
اجرا کردن

در خارج از

Ex:

او فریاد زد بیرون در حالی که وارد سالن می‌شد.

ago [قید]
اجرا کردن

پیش

Ex: The company was founded over a century ago .

شرکت بیش از یک قرن پیش تأسیس شد.

around [قید]
اجرا کردن

حدود

Ex: Around a hundred people showed up .

حدود صد نفر حاضر شدند.

down [قید]
اجرا کردن

پایین

Ex:

پس از اجرا، پرده به آرامی پایین آمد روی صحنه.

up [قید]
اجرا کردن

به سمت بالا

Ex:

بالا رفتن بالا بیش از آنچه که انتظار داشت تلاش برد.

definitely [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: The concert was definitely one of the best I 've ever attended .

کنسرت قطعاً یکی از بهترین‌هایی بود که تا به حال حضور داشته‌ام.

before [قید]
اجرا کردن

قبلاً

Ex: I read that book before .
especially [قید]
اجرا کردن

مخصوصاً

Ex: I enjoy various genres of music , but I like jazz , especially classic jazz , the most .

من از انواع مختلف موسیقی لذت می‌برم، اما جاز، به ویژه جاز کلاسیک را بیشتر از همه دوست دارم.

quite [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: After a long day at work , she found the warm bath quite soothing .

پس از یک روز طولانی کار، او حمام گرم را بسیار آرامش‌بخش یافت.

however [قید]
اجرا کردن

اما

Ex: She was tired ; however , she decided to attend the evening class .
though [قید]
اجرا کردن

اگرچه

Ex:

او کمی محفوظ است، اگرچه وقتی او را بشناسید می‌تواند بسیار دوستانه باشد.

enough [قید]
اجرا کردن

به‌اندازه کافی

Ex: She worked hard enough to earn a well-deserved promotion .
usually [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: They usually meet at the coffee shop on Fridays .

آنها معمولاً جمعه‌ها در کافی‌شاپ ملاقات می‌کنند.

soon [قید]
اجرا کردن

به‌زودی

Ex: The sun will set soon , and the stars will appear .

خورشید به زودی غروب خواهد کرد و ستاره‌ها ظاهر خواهند شد.

finally [قید]
اجرا کردن

در نهایت

Ex: She struggled with the project , but finally managed to finish it before the deadline .

او با پروژه دست و پنجه نرم کرد، اما بالاخره توانست آن را قبل از مهلت تمام کند.

completely [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: She was completely unaware of the time .

او کاملاً از زمان بی‌خبر بود.

rather [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The movie was rather boring , I almost fell asleep .

فیلم نسبتاً خسته‌کننده بود، تقریباً خوابم برد.

fast [قید]
اجرا کردن

سریع

Ex: The wind blew fast , causing the leaves to scatter across the yard .

باد سریع وزید و باعث پراکنده شدن برگ‌ها در حیاط شد.

obviously [قید]
اجرا کردن

به‌طور مشخص

Ex: He missed his flight and was obviously frustrated with the situation .

او پروازش را از دست داد و واضح بود که از این وضعیت ناراحت است.

quickly [قید]
اجرا کردن

به‌سرعت

Ex: The skilled chef chopped vegetables quickly .

آشپز ماهر سبزیجات را به سرعت خرد کرد.