خانه و باغ - انواع تخت‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به انواع مختلف تخت‌ها مانند "تخت دوطبقه"، "گهواره" و "ننو" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
bed [اسم]
اجرا کردن

تخت‌خواب

Ex: I read a book before going to bed .

قبل از رفتن به تختخواب کتابی خواندم.

murphy bed [اسم]
اجرا کردن

تخت تاشو

Ex: We installed a murphy bed in the guest room to make it more functional for visitors and free up space when it 's not in use .

ما یک تخت مورفی در اتاق مهمان نصب کردیم تا برای مهمانان کاربردی‌تر باشد و وقتی استفاده نمی‌شود فضا آزاد شود.

اجرا کردن

*تخت پلتفرم

Ex: She chose a platform bed with wooden slats for a more natural look .

او یک تخت سکو با تیرهای چوبی برای ظاهری طبیعی‌تر انتخاب کرد.

sleigh bed [اسم]
اجرا کردن

*تخت سورتمه‌ای

Ex: The sleigh bed ’s curved design gave the room a warm , classic feel .

طراحی منحنی تخت سورتمه‌ای به اتاق حس گرم و کلاسیک بخشید.

اجرا کردن

*تخت ستون‌دار

Ex: She spent the night in a cozy four-poster bed , tucked under the soft , velvet canopy .

او شب را در یک تخت چهارستون دنج گذراند، که زیر سایه‌بان نرم و مخملی قرار داشت.

اجرا کردن

*تخت قابل تنظیم

Ex: She enjoys her adjustable bed because it helps her sleep better when her legs are elevated .

او از تخت قابل تنظیم خود لذت می‌برد زیرا به او کمک می‌کند بهتر بخوابد وقتی پاهایش بالا هستند.

bunk bed [اسم]
اجرا کردن

تخت دوطبقه

Ex: The bunk bed had a sturdy ladder for easy access to the upper bed .

تخت دو طبقه یک نردبان محکم برای دسترسی آسان به تخت بالا داشت.

loft bed [اسم]
اجرا کردن

تخت خواب لوft

Ex: She bought a loft bed for her son ’s room to create more play space on the floor .

او یک تخت دوطبقه برای اتاق پسرش خرید تا فضای بازی بیشتری روی زمین ایجاد کند.

trundle bed [اسم]
اجرا کردن

*تخت کشویی

Ex: The trundle bed was hidden under the main bed , ready to be pulled out whenever we had company .

تخت تاشو زیر تخت اصلی پنهان بود، آماده تا هر زمان که مهمان داشتیم بیرون کشیده شود.

storage bed [اسم]
اجرا کردن

*تخت محفظه‌دار

Ex: He bought a storage bed for his studio apartment to make the most of limited space .

او یک تخت ذخیره‌سازی برای آپارتمان استودیویی خود خرید تا از فضای محدود بیشترین استفاده را ببرد.

اجرا کردن

*تخت کاپیتان

Ex:

ما یک تخت کاپیتانی زیبا در فروشگاه مبلمان با فضای ذخیره‌سازی اضافی برای پتوها پیدا کردیم.

panel bed [اسم]
اجرا کردن

*تخت پنلی

Ex: The panel bed had intricate carvings along the headboard , making it the focal point of the room .

تخت پانلی دارای حکاکی‌های پیچیده در امتداد سرتخت بود که آن را به نقطه کانونی اتاق تبدیل می‌کرد.

اجرا کردن

تخت با پشتی بالدار

Ex: The high sides of the wingback bed made it feel like a personal retreat within the room .

طرفین بلند تخت با پشتی بالدار آن را مانند یک پناهگاه شخصی در اتاق احساس می‌کرد.

اجرا کردن

تخت راحتی

Ex: She chose an upholstered bed in a light gray fabric to match the modern decor of her bedroom .

او یک تخت راحتی با پارچه خاکستری روشن انتخاب کرد تا با دکوراسیون مدرن اتاق خوابش هماهنگ باشد.

اجرا کردن

تخت دونفره نسبتا بزرگ

Ex: The hotel room came with a queen-size bed , offering plenty of space to relax .

اتاق هتل با یک تخت ملکه‌ای مجهز بود، که فضای زیادی برای استراحت فراهم می‌کرد.

اجرا کردن

*تخت بزرگ

Ex: The king-size bed took up most of the room , leaving little space for furniture .

تخت کینگ سایز بیشتر فضای اتاق را اشغال کرده بود و فضای کمی برای مبلمان باقی گذاشته بود.

waterbed [اسم]
اجرا کردن

*تخت آبی

Ex: He loves the feel of his waterbed , especially when the temperature is set just right .

او احساس تخت آبیش را دوست دارد، مخصوصاً وقتی دما کاملاً درست تنظیم شده باشد.

twin bed [اسم]
اجرا کردن

دو تخت یک‌نفره

Ex: The host had arranged the twin beds neatly before their arrival .

میزبان تخت‌های دو تخته را به دقت قبل از ورودشان چیده بود.

double bed [اسم]
اجرا کردن

تخت دونفره

Ex: They found a stylish double bed frame that matched the room 's decor .

آنها یک قاب تخت دو نفره شیک پیدا کردند که با دکوراسیون اتاق مطابقت داشت.

crib [اسم]
اجرا کردن

گهواره

Ex: She decorated the crib with soft blankets and toys .
اجرا کردن

*تخت ویکتوریایی

Ex:

او یک تخت ویکتوریایی برای اتاق خوابش انتخاب کرد به دلیل طراحی بی‌زمان و پرنقش و نگار آن.

iron bed [اسم]
اجرا کردن

*تخت آهنی

Ex: They decided to buy a black iron bed to match the room 's industrial style .

آن‌ها تصمیم گرفتند یک تخت آهنی سیاه بخرند تا با سبک صنعتی اتاق مطابقت داشته باشد.

brass bed [اسم]
اجرا کردن

*تخت برنجی

Ex: After a long day , she sank into the soft mattress of her brass bed , feeling instantly relaxed .

پس از یک روز طولانی، او در تشک نرم تخت برنجی خود فرو رفت و بلافاصله احساس آرامش کرد.