خانه و باغ - صندلی و چهارپایه ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به صندلی و چهارپایه مانند "صندلی دسته دار"، "نیمکت" و "پاف" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
chair [اسم]
اجرا کردن

صندلی

Ex: Our dining table has four chairs around it .

میز غذاخوری ما چهار صندلی در اطراف خود دارد.

stool [اسم]
اجرا کردن

صندلی (بدون پشتی)

Ex: They arranged the stools around the table for the guests .

آنها پایه‌ها را دور میز برای مهمانان چیدند.

bergere [اسم]
اجرا کردن

*صندلی برژر

Ex:

آنها برژه قدیمی را بازسازی کردند، پارچه محو شده را با مخمل زیبا جایگزین کردند.

armchair [اسم]
اجرا کردن

مبل راحتی

Ex: She bought a new armchair with soft cushions for the study .

او یک صندلی دسته‌دار جدید با بالش‌های نرم برای مطالعه خرید.

banquette [اسم]
اجرا کردن

*بنکت

Ex: During the renovation , they replaced the old chairs with a custom-built banquette to save space .

در طول بازسازی، آنها صندلی‌های قدیمی را با یک نیمکت سفارشی جایگزین کردند تا فضا را ذخیره کنند.

bench [اسم]
اجرا کردن

نیمکت

Ex:

مرد پیر روی نیمکت پارک نشسته بود و خرده‌های نان را به پرندگان می‌داد.

اجرا کردن

صندلی گرد

Ex: The designer chose a soft fabric to upholster the barrel chair , making it feel even more luxurious .

طراح یک پارچه نرم را برای روکش کردن صندلی بشکه‌ای انتخاب کرد، که آن را حتی لوکس‌تر می‌کند.

اجرا کردن

*صندلی حصیری

Ex: After a long day , he loved sitting in his basket chair with a good book .

پس از یک روز طولانی، او عاشق نشستن روی صندلی حصیری خود با یک کتاب خوب بود.

bentwood [اسم]
اجرا کردن

*صندلی چوبی خمیده

Ex: He chose a bentwood table for the dining room because of its elegant curves .

او یک میز چوب خمیده برای اتاق ناهارخوری انتخاب کرد به خاطر منحنی‌های زیبایش.

اجرا کردن

*صندلی بربیس

Ex: The rich wood of the Berbice chair matched perfectly with the dark hardwood floors .

چوب غنی صندلی بربیس به طور کامل با کفپوش‌های چوبی تیره مطابقت داشت.

carver [اسم]
اجرا کردن

*صندلی دسته‌دار

deck chair [اسم]
اجرا کردن

صندلی تاشو عرشه کشتی

Ex: The deck chair collapsed when he leaned back too far , but luckily , he was not hurt .

صندلی تاشو وقتی که خیلی به عقب تکیه داد فرو ریخت، اما خوشبختانه، او آسیب ندید.

easy chair [اسم]
اجرا کردن

صندلی راحتی

Ex: He added an easy chair to his study , making it a cozy spot for reading .

او یک صندلی راحتی به مطالعه‌اش اضافه کرد و آن را به مکانی دنج برای خواندن تبدیل کرد.

fauteuil [اسم]
اجرا کردن

صندلی راحتی

Ex: The designer recommended placing a fauteuil near the fireplace for a welcoming look .

طراح توصیه کرد یک مبلمان راحتی نزدیک شومینه قرار دهید تا ظاهری پذیرا داشته باشد.

اجرا کردن

صندلی با پشتی ویولن شکل

Ex: The antique shop had a beautiful fiddle-back chair in the corner , which caught my attention immediately .

فروشگاه عتیقه‌جات یک صندلی زیبا با پشتی به شکل ویولن در گوشه داشت که بلافاصله توجه من را جلب کرد.

اجرا کردن

*صندلی تاشو

Ex: For the family reunion , we rented a dozen folding chairs to accommodate all the guests .

برای گردهمایی خانوادگی، یک دوجین صندلی تاشو اجاره کردیم تا همه مهمانان را جا دهیم.

اجرا کردن

صندلی

Ex: They added colorful cushions to the garden chair for extra comfort .

آنها بالش‌های رنگی به صندلی باغچه اضافه کردند برای راحتی بیشتر.

اجرا کردن

*صندلی زانویی

Ex: The office provided a kneeling chair for employees who wanted to reduce strain on their backs .

دفتر یک صندلی زانو زدن برای کارمندانی که می‌خواستند فشار روی کمرشان را کاهش دهند، فراهم کرد.

اجرا کردن

*صندلی پشت نردبانی

Ex: She sat in a ladder-back chair by the window , enjoying the afternoon sun .

او روی یک صندلی پلکانی کنار پنجره نشسته بود، از آفتاب بعدازظهر لذت می‌برد.

lounger [اسم]
اجرا کردن

صندلی تخت‌شو (معمولاً قبل یا بعد از شنا استفاده می‌شود)

اجرا کردن

*صندلی موریس

Ex: She loves curling up with a good book in her Morris chair , which reclines for ultimate comfort .

او دوست دارد با یک کتاب خوب در صندلی موریس خود که برای راحتی نهایی تکیه می‌دهد، جمع شود.

اجرا کردن

*صندلی تکانشی

Ex: The nursery had a comfortable platform rocker for the parents to use while soothing their baby to sleep .

مهد کودک یک صندلی گهواره ای پایه دار راحت داشت که والدین می‌توانستند هنگام خواباندن کودک خود از آن استفاده کنند.

اجرا کردن

صندلی راحتی

Ex: The reclining chair in the corner of the room is my favorite spot to unwind .

صندلی تخت شو در گوشه اتاق، محل مورد علاقه من برای استراحت است.

اجرا کردن

*صندلی صاف

Ex: The straight chair was uncomfortable after a few hours , but it served its purpose .

صندلی صاف پس از چند ساعت ناراحت کننده بود، اما به هدف خود رسید.

اجرا کردن

صندلی تخم مرغی تابدار

Ex: After a long day , he loved unwinding in his cozy swing egg chair on the balcony .

پس از یک روز طولانی، او عاشق استراحت در صندلی تخم مرغی تابدار راحت خود در بالکن بود.

اجرا کردن

*صندلی گردان

Ex: The children fought over who would sit in the swivel chair during family game night .

بچه‌ها بر سر اینکه چه کسی روی صندلی چرخان در شب بازی خانوادگی بنشیند دعوا کردند.

tub chair [اسم]
اجرا کردن

*صندلی حمام

Ex: He chose a comfortable tub chair for his office to encourage long hours of work .

او یک صندلی وان راحت برای دفترش انتخاب کرد تا ساعت‌های طولانی کار را تشویق کند.

اجرا کردن

*صندلی وینزر

Ex: He decided to refinish the old Windsor chair , restoring its original beauty .

او تصمیم گرفت که صندلی ویندزور قدیمی را بازسازی کند و زیبایی اصلی آن را بازگرداند.

wing chair [اسم]
اجرا کردن

*صندلی پشت‌بلند

Ex: I prefer sitting in the wing chair when I need a quiet place to think .

من ترجیح می‌دهم روی صندلی بالدار بنشینم وقتی به یک جای آرام برای فکر کردن نیاز دارم.

اجرا کردن

صندلی گهواره‌ای

Ex: After a long day , she settled into her rocking chair with a good book .

پس از یک روز طولانی، او با یک کتاب خوب در صندلی گهواره‌ای خود نشست.

اجرا کردن

*مبل دکوری

Ex: The accent chair in the study is both comfortable and stylish .

صندلی تزئینی در اتاق مطالعه هم راحت و هم شیک است.

footstool [اسم]
اجرا کردن

*زیرپایی

Ex: She quickly grabbed the footstool to reach the top shelf in the closet .

او به سرعت پایه پا را گرفت تا به قفسه بالایی کمد برسد.

bar stool [اسم]
اجرا کردن

صندلی بلند بدون پشتی

Ex: The bar stools are adjustable , so they can fit comfortably at different counter heights .

صندلی‌های بار قابل تنظیم هستند، بنابراین می‌توانند به راحتی در ارتفاع‌های مختلف پیشخوان جا شوند.

اجرا کردن

*صندلی پایه‌دار

Ex: The kitchen looks more inviting with these stylish counter stools around the island .

آشپزخانه با این صندلی‌های بار شیک دور جزیره، دل‌پذیرتر به نظر می‌رسد.

اجرا کردن

چهارپایه

Ex: After a long day of gardening , he took a break on the garden stool to catch his breath .

پس از یک روز طولانی باغبانی، او روی صندلی باغی استراحت کرد تا نفسی تازه کند.

step stool [اسم]
اجرا کردن

*چهارپایه پلکانی

Ex: He pulled out the step stool to change the light bulb in the ceiling .

او پله‌ای کوچک را بیرون آورد تا لامپ سقف را عوض کند.

اجرا کردن

*چهارپایه تاشو

Ex: He used a folding stool to help him work on the car engine in the driveway .

او از یک صندلی تاشو برای کمک به کار روی موتور ماشین در راه‌رو استفاده کرد.

leg [اسم]
اجرا کردن

*پایه صندلی

backrest [اسم]
اجرا کردن

*پشتی صندلی

Ex: The reclining chair has a movable backrest that allows you to change its angle .

صندلی تخت خواب دارای یک پشتی متحرک است که به شما امکان می دهد زاویه آن را تغییر دهید.

armrest [اسم]
اجرا کردن

*دسته صندلی

Ex: The recliner had padded armrests , making it perfect for long hours of sitting .

صندلی راحتی دارای دست‌گیره‌های نرم بود که آن را برای ساعت‌های طولانی نشستن ایده‌آل می‌کرد.

seat [اسم]
اجرا کردن

*محل نشیمن مبل

Ex: The seat supports the sitter 's weight .
اجرا کردن

*صندلی ماساژ

Ex: After the workout , I used the massage chair to help reduce muscle soreness .

بعد از تمرین، از صندلی ماساژ برای کمک به کاهش درد عضلات استفاده کردم.