خانه و باغ - لوازم خانگی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به لوازم خانگی مانند "خشک کن"، "اتو" و "جارو برقی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
اجرا کردن

جاروبرقی

Ex: The old vacuum cleaner stopped working , so we bought a new one .

جاروبرقی قدیمی از کار افتاد، بنابراین یک جدید خریدیم.

اجرا کردن

*گرم‌کن فضا

Ex: We use a space heater in the office to stay warm when the central heating is not enough .

ما از یک بخاری برقی در دفتر استفاده می‌کنیم تا وقتی گرمایش مرکزی کافی نیست، گرم بمانیم.

اجرا کردن

شویندهٔ پرفشار

Ex: The workers used a pressure washer to remove years of grime from the building ’s walls .

کارگران از یک ماشین فشارشوی برای پاک کردن سال‌ها کثیفی از دیوارهای ساختمان استفاده کردند.

اجرا کردن

دستگاه تهویه هوا

Ex: The air conditioner 's remote control allows you to adjust the temperature from a distance .

کنترل از راه دور کولر گازی به شما امکان می‌دهد دما را از راه دور تنظیم کنید.

humidifier [اسم]
اجرا کردن

*بخور

Ex: He refilled the humidifier to keep the air in his room from getting too dry .

او رطوبت‌ساز را دوباره پر کرد تا هوای اتاقش خیلی خشک نشود.

اجرا کردن

*رطوبت‌گیر

Ex: After using the dehumidifier for a few days , the musty smell in the bathroom disappeared .

پس از استفاده از رطوبت‌گیر برای چند روز، بوی کپک در حمام از بین رفت.

fan [اسم]
اجرا کردن

پنکه

Ex:

پنکه برقی یک وسیله ضروری در آب و هوای گرم و مرطوب است.

اجرا کردن

دستگاه تصفیه هوا

Ex: We decided to buy an air purifier for the office to help with dust and pollen .

ما تصمیم گرفتیم یک تصفیه کننده هوا برای دفتر بخریم تا با گرد و غبار و گرده کمک کند.

اجرا کردن

دستگاه بخارشوی

Ex: She brought out the steam cleaner to sanitize the upholstery after the party .

او تمیزکننده بخار را بیرون آورد تا پس از مهمانی روکش‌ها را ضدعفونی کند.

اجرا کردن

چرخ خیاطی

Ex: I need a new needle for my sewing machine .

من به یک سوزن جدید برای چرخ خیاطی خود نیاز دارم.

اجرا کردن

*دستگاه قابل حمل تهویه هوا

Ex: He bought a portable air conditioner for his office to stay comfortable during the summer months .

او یک کولر گازی قابل حمل برای دفترش خرید تا در ماه‌های تابستان راحت بماند.

اجرا کردن

*کولر گازی پنجره‌ای

Ex: We installed a window air conditioner in the bedroom to sleep comfortably at night .

ما یک کولر گازی در اتاق خواب نصب کردیم تا شب‌ها راحت بخوابیم.

tower fan [اسم]
اجرا کردن

فن فلر

Ex: She set up the tower fan near the window to help circulate the air in the room .

او پنکه برجی را نزدیک پنجره قرار داد تا به گردش هوا در اتاق کمک کند.

air cooler [اسم]
اجرا کردن

کولر

Ex: My office just got an air cooler , and it has made a noticeable difference in the temperature .

دفتر من به تازگی یک کولر آبی گرفته است و این تغییر محسوسی در دما ایجاد کرده است.

اجرا کردن

*بخاری برقی

Ex: During the winter months , the electric heater was a lifesaver in the office .

در طول ماه‌های زمستان، بخاری برقی در دفتر یک نجات‌دهنده بود.

اجرا کردن

*دستگاه مکش مرکزی

Ex: My grandmother loves the central vacuum system because it is quieter than the traditional vacuum she used before .

مادربزرگ من عاشق سیستم جارو مرکزی است زیرا از جاروبرقی سنتی که قبلاً استفاده می‌کرد آرام‌تر است.

اجرا کردن

*پتوی برقی

Ex: They used the electric blanket to stay cozy while watching movies on the couch .

آن‌ها از پتوی برقی استفاده کردند تا در حالی که روی کاناپه فیلم تماشا می‌کنند، گرم بمانند.

اجرا کردن

جارو دستی شارژی

Ex: After spilling some dirt on the kitchen floor , I used the handheld vacuum cleaner to clean it up .

بعد از ریختن کمی کثیفی روی کف آشپزخانه، از جاروبرقی دستی برای تمیز کردن آن استفاده کردم.

اجرا کردن

تصفیه‌کن

Ex: After traveling to a remote area , they used a water purifier to make sure the water was safe to drink .

پس از سفر به یک منطقه دورافتاده، آنها از یک تصفیه‌کننده آب استفاده کردند تا مطمئن شوند آب برای نوشیدن ایمن است.

اجرا کردن

ماشین لباس‌شویی

Ex: The washing machine has different settings for different types of fabrics .

ماشین لباسشویی تنظیمات مختلفی برای انواع مختلف پارچه دارد.

dryer [اسم]
اجرا کردن

دستگاهِ خشک‌کن

Ex: She put the wet clothes in the dryer .

او لباس‌های خیس را در خشک‌کن گذاشت.

iron [اسم]
اجرا کردن

اتو

Ex: The iron is hot , so be careful when touching it .

اتو داغ است، بنابراین در هنگام لمس آن مراقب باشید.

اجرا کردن

بخارشوی لباس

Ex: She prefers using a garment steamer because it ’s gentler on her clothes .

او ترجیح می‌دهد از اتو بخار لباس استفاده کند زیرا برای لباس‌هایش ملایم‌تر است.

اجرا کردن

*کمد خشک‌کن

Ex: I used the drying cabinet to quickly dry my gym clothes after a workout .

من از کابینت خشک‌کن برای خشک کردن سریع لباس‌های ورزشی بعد از تمرین استفاده کردم.

snow blower [اسم]
اجرا کردن

دستگاه برف‌روب

Ex: I prefer using a snow blower over a shovel because it ’s much less tiring .

من ترجیح می‌دهم از ماشین برف‌روب به جای بیل استفاده کنم چون خیلی کمتر خسته‌کننده است.

steam mop [اسم]
اجرا کردن

*بخارشوی

Ex: He prefers using a steam mop over a regular mop because it ’s more hygienic .

او ترجیح می‌دهد از تیرکش بخار به جای تیرکش معمولی استفاده کند چون بهداشتی‌تر است.