خانه و باغ - میزها و میزکارها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به میزها و میزها مانند "کاونتر"، "میز چای" و "میز ناهار خوری" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
table [اسم]
اجرا کردن

میز

Ex:

ما دور میز غذاخوری برای شام خانوادگی جمع شدیم.

desk [اسم]
اجرا کردن

میز تحریر

Ex: The student sat down at his desk and opened his notebook .

دانش آموز پشت میز خود نشست و دفترش را باز کرد.

اجرا کردن

*سالن بیلیارد

Ex: The billiard table was the centerpiece of the entertainment area , drawing guests in for a game .

میز بیلیارد مرکز منطقه سرگرمی بود، که مهمانان را برای یک بازی جذب می‌کرد.

اجرا کردن

*بار صبحانه

Ex: We always sit at the breakfast bar for a light snack after school .

ما همیشه بعد از مدرسه برای یک میان‌وعده سبک در بار صبحانه می‌نشینیم.

اجرا کردن

*میز صبحانه

Ex: After a long week , I enjoy sitting down at the breakfast table with a cup of coffee and a good book .

پس از یک هفته طولانی، از نشستن پشت میز صبحانه با یک فنجان قهوه و یک کتاب خوب لذت می‌برم.

card table [اسم]
اجرا کردن

*میز ورق‌بازی

Ex: He folded up the card table and stored it in the closet after the game was over .

او میز بازی را تا کرد و بعد از پایان بازی آن را در کمد گذاشت.

اجرا کردن

میز وسط

Ex: The new coffee table had built-in storage for remote controls and coasters .

میز قهوه‌خوری جدید دارای فضای ذخیره‌سازی داخلی برای کنترل از راه دور و زیرلیوانی بود.

اجرا کردن

*میز کنسول

Ex: The console table behind the sofa holds a lamp and a few books for reading .

میز کنسول پشت مبل یک چراغ و چند کتاب برای خواندن دارد.

counter [اسم]
اجرا کردن

پیشخوان

Ex: The bakery displayed its cakes on the counter .

نانوایی کیک‌هایش را روی پیشخوان نمایش داد.

اجرا کردن

میز ناهارخوری

Ex: The dining table was large enough to seat eight people comfortably .

میز غذاخوری به اندازه‌ای بزرگ بود که هشت نفر به راحتی می‌توانستند دور آن بنشینند.

اجرا کردن

میز آرایش

Ex: The room was furnished with a beautiful dressing table complete with a large mirror .

اتاق با یک میز آرایش زیبا که شامل یک آینه بزرگ بود مبله شده بود.

اجرا کردن

*میز تاشو

Ex: I love how the drop-leaf table expands to fit extra guests during parties but does n't take up much room otherwise .

من دوست دارم که چگونه میز برگه‌ای در مهمانی‌ها برای جا دادن مهمانان اضافی باز می‌شود اما در غیر این صورت فضای زیادی را اشغال نمی‌کند.

drum table [اسم]
اجرا کردن

*میز طبلی

Ex: We used the drum table as a coffee table in our cozy living room , where it provided both function and charm .

ما از میز طبل به عنوان میز قهوه در اتاق نشیمن دنج خود استفاده کردیم، جایی که هم عملکرد و هم جذابیت داشت.

escritoire [اسم]
اجرا کردن

*میز تحریر

Ex: The escritoire , with its intricate carvings , added a touch of elegance to the office .

میز تحریر، با حکاکی‌های پیچیده‌اش، جلوه‌ای از ظرافت به دفتر اضافه کرد.

اجرا کردن

*میز تاشو

Ex: For the yard sale , we set up several folding tables to display all the items for sale .

برای فروش حیاط، چندین میز تاشو برپا کردیم تا تمام اقلام فروشی را نمایش دهیم.

اجرا کردن

*میز تاشو

Ex: She carefully set the plates on the extended gateleg table , which comfortably fit all the guests for dinner .

او با دقت بشقاب‌ها را روی میز پایه تاشو گذاشت، که به راحتی همه مهمانان را برای شام جا می‌داد.

اجرا کردن

*میز آشپزخانه

Ex: She set the flowers on the kitchen table to brighten up the room .

او گل‌ها را روی میز آشپزخانه گذاشت تا اتاق را روشن کند.

اجرا کردن

*میز عسلی

Ex: The nest of tables came in handy during the party when everyone needed a place to set their plates .

لانه میزها در مهمانی وقتی همه نیاز به جایی برای گذاشتن بشقاب‌هایشان داشتند، به کار آمد.

اجرا کردن

میز کناری

Ex: When guests arrive , we pull out the occasional tables for extra surface space .

وقتی مهمان‌ها می‌رسند، ما میزهای موقت را برای فضای سطح اضافی بیرون می‌آوریم.

اجرا کردن

*میز کار پایه‌دار

Ex: With its drawers on either side , the pedestal desk helped keep the office organized and clutter-free .

با کشوهایش در هر دو طرف، میز پایه‌دار به منظم و بی‌هرجومرج نگه داشتن دفتر کمک کرد.

اجرا کردن

میز پمبروک

Ex: The Pembroke table is versatile , offering extra space when the leaves are extended for guests .

میز پمبروک همه‌کاره است، زمانی که برگه‌ها برای مهمانان باز می‌شوند فضای اضافی ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

میز با لبه تزئینی شبیه به لبه پیچ خورده پوسته پای

Ex: The intricate woodwork on the piecrust table made it the centerpiece of the room .

کار چوب پیچیده روی میز لبه پای آن را به نقطه کانونی اتاق تبدیل کرد.

اجرا کردن

*میز سالن غذاخوری

Ex: The children sat at the refectory table , enjoying their lunch after a busy morning at school .

بچه‌ها دور میز غذاخوری صومعه نشسته بودند و بعد از یک صبح پرکار در مدرسه از ناهار خود لذت می‌بردند.

اجرا کردن

میز تحریر با درب رول شو

Ex: I love the vintage style of the roll-top desk in the corner of the room ; it adds so much character .

من عاشق سبک قدیمی میز رول تاپ در گوشه اتاق هستم؛ این میز بسیار به فضا شخصیت می‌دهد.

end table [اسم]
اجرا کردن

میز عسلی

Ex: The end table in the living room held a decorative vase and a stack of magazines .

میز کناری در اتاق نشیمن یک گلدان تزئینی و یک دسته مجله نگه می‌داشت.

اجرا کردن

میز اسنوکر

Ex: The group of friends enjoyed a friendly competition on the snooker table after dinner .

گروه دوستان از یک رقابت دوستانه روی میز اسنوکر بعد از شام لذت بردند.

teapoy [اسم]
اجرا کردن

*میز چایی

Ex: He admired the intricate carvings on the teapoy , which were typical of traditional Indian craftsmanship .

او از حکاکی‌های پیچیده روی میز چای که نمونه‌ای از صنایع دستی سنتی هند بود، تحسین کرد.

tea table [اسم]
اجرا کردن

میز چای‌خوری

Ex: The children sat at the tea table , pretending to host a fancy tea party .

بچه‌ها دور میز چای نشستند، وانمود می‌کردند که یک مهمانی چای مجلل برگزار می‌کنند.

اجرا کردن

میز پایه دار

Ex: He built a beautiful trestle table for the new kitchen using reclaimed wood .

او با استفاده از چوب بازیافتی یک میز پایه دار زیبا برای آشپزخانه جدید ساخت.

اجرا کردن

میز تعویض پوشک بچه

Ex: The changing table had a safety belt to keep the baby secure while being changed .

میز تعویض پوشک دارای کمربند ایمنی بود تا نوزاد را در حین تعویض ایمن نگه دارد.

اجرا کردن

*میز پیک‌نیک

Ex: After the hike , we rested at a wooden picnic table , eating sandwiches and chatting .

بعد از پیاده‌روی، در یک میز پیک نیک چوبی استراحت کردیم، ساندویچ خوردیم و گپ زدیم.

bureau [اسم]
اجرا کردن

میز تحریر کشودار

Ex: She keeps her stationery organized in the bureau .