خانه و باغ - قفسه ها و چوب لباسی ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قفسه‌ها و پایه‌ها مانند "قلاب"، "پایه کلاه" و "میخ لباس" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The bathroom shelf is stocked with towels , toiletries , and other essentials .

قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.

اجرا کردن

قفسه نردبانی

Ex: The metal ladder shelf in the bathroom holds towels , toiletries , and small baskets for storage .

قفسه نردبانی فلزی در حمام حوله ها، لوازم بهداشتی و سبدهای کوچک برای ذخیره سازی نگه می دارد.

اجرا کردن

قفسه شناور

Ex: He used a floating shelf to showcase his collection of vintage figurines .

او از یک قفسه شناور برای نمایش مجموعه فیگورهای قدیمی خود استفاده کرد.

wall shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه دیواری

Ex: He built a custom wall shelf to showcase his collection of action figures .

او یک قفسه دیواری سفارشی ساخت تا مجموعه فیگورهای اکشن خود را به نمایش بگذارد.

اجرا کردن

قفسه گوشه

Ex: The triangular corner shelf in the office keeps the desk clear and organized .

قفسه گوشه مثلثی در دفتر، میز را تمیز و منظم نگه می‌دارد.

اجرا کردن

قفسه توکار

Ex: The cozy reading nook features a built-in shelf that holds a collection of novels .

گوشه دنج مطالعه دارای قفسه توکار است که مجموعه‌ای از رمان‌ها را در خود جای داده است.

wire shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه سیمی

Ex: The bathroom cabinet features wire shelves that hold towels and toiletries .

کابینت حمام دارای قفسه سیمی است که حوله ها و لوازم بهداشتی را در خود جای می دهد.

bookshelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه کتاب

Ex: They installed floating bookshelves in the children 's room to encourage reading .

آنها قفسه‌های کتاب شناور را در اتاق کودکان نصب کردند تا خواندن را تشویق کنند.

اجرا کردن

قفسه کتاب گوشه ای

Ex: I love how the corner bookshelf blends in with the rest of the room while maximizing storage .

من دوست دارم که چگونه قفسه کتاب گوشه با بقیه اتاق ترکیب می‌شود در حالی که فضای ذخیره‌سازی را به حداکثر می‌رساند.

اجرا کردن

قفسه کتاب توکار

Ex: The new house has a built-in bookshelf in the hallway , perfect for displaying family photos .

خانه جدید دارای قفسه کتاب توکار در راهرو است که برای نمایش عکس های خانوادگی عالی است.

اجرا کردن

کتابخانه چرخان

Ex: She spun the revolving bookcase to find the novel she wanted to read .

او قفسه کتاب چرخان را چرخاند تا رمانی را که می‌خواست بخواند پیدا کند.

اجرا کردن

کتابخانه وکیل

Ex: She carefully placed her favorite novels in the barrister bookcase to keep them safe from dust .

او با دقت رمان‌های مورد علاقه‌اش را در کتابخانه شیشه‌ای قرار داد تا از گرد و غبار در امان بمانند.

wine rack [اسم]
اجرا کردن

قفسه شراب

Ex: The wine rack in the cellar is built into the wall , keeping the bottles at the perfect temperature .

قفسه شراب در زیرزمین در دیوار ساخته شده است و بطری ها را در دمای مناسب نگه می دارد.

hook [اسم]
اجرا کردن

a simple device, typically made of metal or plastic, for holding or hanging items by catching onto a loop or ring

Ex: She hung her bag on the hook by the door .
hat stand [اسم]
اجرا کردن

پایه کلاه

Ex: The antique hat stand added a touch of elegance to the entryway .

جاکلخی عتیقه‌ای به ورودی‌ای جلوه‌ای از زیبایی بخشید.

coat peg [اسم]
اجرا کردن

*آویز لباس

Ex: The children hung their coats on the coat pegs when they arrived at school .

بچه‌ها وقتی به مدرسه رسیدند کت‌هایشان را روی قلاب لباس آویزان کردند.

coat stand [اسم]
اجرا کردن

*آویز لباس

Ex: I need to buy a new coat stand for the entryway to keep everything organized .

من نیاز به خرید یک جا لباسی جدید برای ورودی دارم تا همه چیز منظم بماند.

valet stand [اسم]
اجرا کردن

پایه لباس

Ex: The valet stand in the hallway kept his clothes neat and organized for the next day .

جالباسی در راهرو لباس‌هایش را برای روز بعد مرتب و منظم نگه می‌داشت.

belt hanger [اسم]
اجرا کردن

آویز کمربند

Ex: She placed her new leather belts on the belt hanger to keep them in good condition .

او کمربندهای چرمی جدیدش را روی آویز کمربند قرار داد تا آنها را در شرایط خوبی نگه دارد.

purse hook [اسم]
اجرا کردن

قلاب کیف

Ex: At the restaurant , I noticed purse hooks on the back of the chairs for guests to hang their bags .

در رستوران، متوجه قلاب‌های کیف در پشت صندلی‌ها شدم تا مهمانان بتوانند کیف‌های خود را آویزان کنند.

اجرا کردن

سازماندهنده شال

Ex: I need to buy a scarf organizer for my closet since my scarves are always getting tangled .

من نیاز دارم یک سازنده شال برای کمدم بخرم چون شال‌هایم همیشه گره می‌خورند.

اجرا کردن

سازنده کفش

Ex: After organizing my shoes in a shoe organizer , I no longer have to dig through a pile to find a match .

بعد از سازماندهی کفش‌هایم در یک سازماندهنده کفش، دیگر نیازی نیست برای پیدا کردن جفت در یک توده جستجو کنم.

اجرا کردن

آویز لباس روی در

Ex: The over-the-door clothes hanger is perfect for organizing my scarves and hats .

آویز لباس روی در برای سازماندهی شال و کلاه‌هایم عالی است.

towel rack [اسم]
اجرا کردن

جا حوله ای

Ex: The hotel room had several neatly arranged towels on the towel rack .

اتاق هتل چند حوله مرتب روی جا حوله‌ای داشت.

hallstand [اسم]
اجرا کردن

جا لباسی

Ex: He hung his jacket on the hook of the hallstand and sat down to put on his shoes .

او کت خود را به قلاب جا لباسی آویزان کرد و نشست تا کفش هایش را بپوشد.

اجرا کردن

پایه چتر

Ex: The umbrella stand had enough space to hold several umbrellas for guests .

پایه چتر فضای کافی برای نگهداری چندین چتر برای مهمانان داشت.

shoe rack [اسم]
اجرا کردن

قفسه کفش

Ex: I like how the shoe rack helps keep my closet organized and free of clutter .

من دوست دارم که چگونه قفسه کفش به منظم و بدون شلوغی نگه داشتن کمد من کمک می‌کند.

rack [اسم]
اجرا کردن

رگال لباس

Ex: The bakery showcased pastries on a glass rack .
cube shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه مکعبی

Ex: She placed the vase on the top compartment of the cube shelf to add a decorative touch .

او گلدان را در محفظه بالایی قفسه مکعبی قرار داد تا یک تم تزئینی اضافه کند.