خانه و باغ - وسایل برقی اشپزخانه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به لوازم آشپزخانه مانند "فریزر"، "مخلوط کن" و "اجاق" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
اجرا کردن

یخچال

Ex:

درب یخچال یک نوار مغناطیسی برای نگه داشتن یادداشت ها و تصاویر دارد.

freezer [اسم]
اجرا کردن

فریزر

Ex: The freezer door was left open , causing the food to thaw .

درب فریزر باز گذاشته شد، که باعث ذوب شدن غذا شد.

range [اسم]
اجرا کردن

اجاق‌گاز

Ex: He preheated the range before baking the cake .
microwave [اسم]
اجرا کردن

ماکروفر

Ex: Always be careful when removing items from the microwave , as they can be very hot .

همیشه هنگام خارج کردن وسایل از مایکروویو مراقب باشید، زیرا می‌توانند بسیار داغ باشند.

اجرا کردن

قهوه‌ساز

Ex: The coffee maker makes a sound when the brewing process is complete .

قهوه ساز وقتی فرآیند دم کردن کامل می‌شود صدا می‌دهد.

blender [اسم]
اجرا کردن

مخلوط‌کن

Ex: The blender is essential for creating frozen cocktails and beverages at parties .

مخلوط کن برای تهیه کوکتل‌ها و نوشیدنی‌های منجمد در مهمانی‌ها ضروری است.

اجرا کردن

غذاساز

Ex: The recipe suggests using a food processor to shred the carrots .

دستور پخت استفاده از خوراک‌پز برای رنده کردن هویج‌ها را پیشنهاد می‌کند.

juicer [اسم]
اجرا کردن

آبمیوه‌گیری (دستگاه)

Ex: The juicer quickly turned the carrots into a smooth drink .

آبمیوه‌گیری به سرعت هویج را به یک نوشیدنی نرم تبدیل کرد.

اجرا کردن

کتری برقی

Ex: We used the electric kettle to prepare hot water for making instant noodles .

ما از کتری برقی برای تهیه آب گرم برای درست کردن نودل فوری استفاده کردیم.

stand mixer [اسم]
اجرا کردن

همزن ایستاده

Ex: After the batter was mixed , I attached the whisk to the stand mixer to beat the eggs .

بعد از مخلوط کردن خمیر، همزن را به میکسر ایستاده متصل کردم تا تخم‌مرغ‌ها را بزنم.

bread maker [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخت نان

Ex: The bread maker is perfect for making homemade pizza dough .

نان ساز برای درست کردن خمیر پیتزای خانگی عالی است.

ice maker [اسم]
اجرا کردن

*دستگاه یخ‌ساز

Ex: She noticed that the ice maker was n't working , so she called a technician to fix it .

او متوجه شد که دستگاه یخساز کار نمی‌کند، بنابراین یک تکنسین را برای تعمیر آن فراخواند.

oven [اسم]
اجرا کردن

فر

Ex: The oven 's temperature knob can be adjusted for precise cooking .

دکمه دمای فر را می‌توان برای پخت دقیق تنظیم کرد.

اجرا کردن

زودپز

Ex: He prepared tender meat using the pressure cooker .

او با استفاده از زودپز گوشت نرمی آماده کرد.

اجرا کردن

دستگاه بستنی‌ساز

Ex: After assembling the ice cream maker , he poured in the ingredients and set the timer .

پس از سرهم کردن دستگاه بستنی ساز، مواد را ریخت و تایمر را تنظیم کرد.

اجرا کردن

*دستگاه گریل برقی

Ex: He adjusted the temperature on the electric grill to make sure the steak cooked evenly .

او دمای کباب پز برقی را تنظیم کرد تا مطمئن شود استیک به طور یکنواخت پخته می‌شود.

اجرا کردن

*دستگاه خشک‌کن مواد غذایی

Ex: A food dehydrator is perfect for making homemade beef jerky with your favorite seasonings .

یک دستگاه خشک کن مواد غذایی برای درست کردن جرسی گاو خانگی با چاشنی‌های مورد علاقه‌تان عالی است.

اجرا کردن

*همزن دستی

Ex: She used the handheld mixer to blend the cake batter until it was smooth .

او از همزن دستی برای مخلوط کردن خمیر کیک استفاده کرد تا زمانی که صاف شد.

اجرا کردن

آون توستر

Ex: They bought a toaster oven with a digital display for precise cooking .

آنها یک اجاق توستر با نمایشگر دیجیتال برای پخت دقیق خریداری کردند.

اجرا کردن

*ترکیب بلندر فرآورنده غذایی

Ex: The blender food processor combo made it easy to prepare smoothies and chop vegetables for dinner .

ترکیب مخلوط کن و غذاساز تهیه اسموتی ها و خرد کردن سبزیجات برای شام را آسان کرد.

اجرا کردن

*در بازکن برقی

Ex: The electric can opener made it easier for him to open cans without straining his hands .

در بازکن کنسرو برقی باز کردن قوطی‌ها را بدون فشار آوردن به دست‌هایش برای او آسان‌تر کرد.

اجرا کردن

دستگاه پاپ‌کورن ساز

Ex: For the party , we set up a popcorn maker on the counter for guests to enjoy .

برای مهمانی، یک دستگاه پاپ کورن روی پیشخوان قرار دادیم تا مهمانان از آن لذت ببرند.

اجرا کردن

دودکن داخلی

Ex: After using the indoor smoker , I found it to be a convenient way to enjoy smoked food year-round .

پس از استفاده از دودکننده داخلی، متوجه شدم که این یک راه مناسب برای لذت بردن از غذای دودی در تمام طول سال است.

اجرا کردن

*سردکن نوشیدنی

Ex: The beverage cooler keeps my drinks at the perfect temperature for hours .

خنک‌کننده نوشیدنی نوشیدنی‌های من را برای ساعت‌ها در دمای مناسب نگه می‌دارد.

tea maker [اسم]
اجرا کردن

چای‌ساز

Ex: The tea maker is a great addition to my kitchen , making it simple to enjoy tea any time of day .

سازنده چای یک افزودنی عالی برای آشپزخانه من است، که لذت بردن از چای را در هر زمان از روز آسان می‌کند.

range hood [اسم]
اجرا کردن

*هود آشپزخانه

Ex: After frying the fish , I always run the range hood to remove the lingering odor .

بعد از سرخ کردن ماهی، همیشه هود را روشن می‌کنم تا بوی باقی‌مانده را از بین ببرم.

pasta maker [اسم]
اجرا کردن

*دستگاه پاستاساز

Ex: The kitchen was filled with the smell of fresh pasta , thanks to the new pasta maker .

آشپزخانه پر از بوی پاستای تازه بود، به لطف دستگاه پاستاساز جدید.

egg cooker [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ‌پز

Ex: She loves her egg cooker because it cooks eggs just the way she likes them .

او عاشق تخم مرغ پز خود است چون تخم مرغ ها را دقیقاً به همان روشی که دوست دارد می پزد.

اجرا کردن

*چاقو برقی

Ex: For the holiday meal , the chef used an electric knife to quickly prepare the meat .

برای وعده غذایی تعطیلات، آشپز از یک چاقوی برقی برای آماده کردن سریع گوشت استفاده کرد.

اجرا کردن

ساندویچ‌ساز

Ex: For a simple snack , I just put some bread and ham in the sandwich maker .

برای یک میان‌وعده ساده، من فقط کمی نان و ژامبون در ساندویچ ساز می‌گذارم.

toaster [اسم]
اجرا کردن

توستر

Ex: She spread butter on the hot toast straight from the toaster .

او کره را روی نان تست داغ که مستقیماً از توستر بیرون آمده بود پخش کرد.

اجرا کردن

*دستگاه اسموتی

Ex: I added spinach and kale to my smoothie maker for a nutrient-packed drink .

من اسفناج و کلم پیچ را به سازنده اسموتی خود اضافه کردم تا یک نوشیدنی سرشار از مواد مغذی داشته باشم.

dishwasher [اسم]
اجرا کردن

ماشین ظرف‌شویی

Ex: The dishwasher 's control panel has intuitive buttons for easy operation .

پنل کنترل ماشین ظرفشویی دارای دکمه‌های شهودی برای کاربرد آسان است.