خانه و باغ - حمام و دستشویی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به حمام مانند "سینک دستشویی"، "لگن" و "سر دوش" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
toiletry [اسم]
اجرا کردن

*لوازم بهداشتی

Ex:

او فراموش کرد که وسایل بهداشتی خود را بسته‌بندی کند و مجبور شد آن‌ها را در فرودگاه بخرد.

toilet [اسم]
اجرا کردن

توالت

Ex: The bathroom remodel included a state-of-the-art toilet with built - in bidet functions for added comfort .

بازسازی حمام شامل یک توالت پیشرفته با عملکردهای بی‌دت داخلی برای راحتی بیشتر بود.

toilet bowl [اسم]
اجرا کردن

*کاسه توالت

Ex: After cleaning the toilet bowl , I noticed how much fresher the bathroom smelled .

بعد از تمیز کردن کاسه توالت، متوجه شدم که چقدر حمام بوی تازه‌تری می‌دهد.

grab bar [اسم]
اجرا کردن

*دستگیره معلولین

Ex: He installed a grab bar near the toilet to make it easier for his grandmother to get up .

او یک میله نگهدارنده نزدیک توالت نصب کرد تا مادربزرگش راحت‌تر بلند شود.

اجرا کردن

جعبه کمک‌های اولیه

Ex: The school ensures that every classroom has a stocked first-aid kit .

مدرسه اطمینان می‌دهد که هر کلاس دارای یک جعبه کمک‌های اولیه مجهز باشد.

scale [اسم]
اجرا کردن

ترازو

Ex: The airline baggage check-in counter had a scale to ensure that luggage met weight restrictions .

پیشخوان تحویل بار هواپیما یک ترازو داشت تا مطمئن شود که چمدان‌ها محدودیت‌های وزن را رعایت می‌کنند.

bathrobe [اسم]
اجرا کردن

حوله تن‌پوش

Ex: She hung her freshly laundered bathrobe on the hook behind the bathroom door .

او روب حمام تازه شسته شده اش را به قلاب پشت در حمام آویزان کرد.

bubble bath [اسم]
اجرا کردن

حمام حباب

Ex: The scent of the bubble bath filled the room , adding to the peaceful atmosphere .

عطر حمام حباب اتاق را پر کرد و به فضای آرام افزود.

اجرا کردن

*کابین دوش

Ex: I prefer a stall shower because it saves space and is easier to clean .

من دوش ایستاده را ترجیح می‌دهم چون جا کم می‌گیرد و تمیز کردنش آسان‌تر است.

basin [اسم]
اجرا کردن

روشویی حمام

Ex: They installed a new , modern basin in the bathroom remodel .

آن‌ها یک سینک جدید و مدرن در بازسازی حمام نصب کردند.

bidet [اسم]
اجرا کردن

بیده

Ex: After moving to a new house , they decided to upgrade their bathroom with a bidet .

پس از نقل مکان به یک خانه جدید، آنها تصمیم گرفتند حمام خود را با یک بیده ارتقا دهند.

washbasin [اسم]
اجرا کردن

روشویی

Ex: The washbasin in the bathroom was filled with soap and water .

سینک دستشویی در حمام پر از صابون و آب بود.

اجرا کردن

*دستمال حوله‌ای

Ex: Many older buildings still have roller towels installed in their restrooms .

بسیاری از ساختمان‌های قدیمی هنوز حوله‌های رولی در سرویس‌های بهداشتی خود نصب کرده‌اند.

toilet roll [اسم]
اجرا کردن

رول دستمال توالت

Ex: There was a spare toilet roll in the cabinet .

یک رول توالت یدکی در کابینت وجود داشت.

ballcock [اسم]
اجرا کردن

*دستگاه کنترل آب

Ex: She noticed the toilet was n’t flushing properly because the ballcock was n’t working .

او متوجه شد که توالت به درستی شستشو نمی‌دهد زیرا شناور کار نمی‌کند.

towel [اسم]
اجرا کردن

حوله

Ex:

او بعد از دوش گرفتن خود را در یک حوله حمام گرم پیچید.

tub [اسم]
اجرا کردن

وان حمام

Ex: The tub was too small for him to stretch out comfortably .

وان برای اینکه او بتواند راحت دراز بکشد خیلی کوچک بود.

drain [اسم]
اجرا کردن

آبریز

Ex: A mesh screen was installed over the drain to catch debris and prevent it from entering the pipes .

یک صفحه توری روی زهکش نصب شد تا آشغال ها را بگیرد و از ورود آنها به لوله ها جلوگیری کند.

shower [اسم]
اجرا کردن

دوش

Ex: The gym locker room was equipped with spacious showers for members to use after their workout .

رختکن سالن ورزشی مجهز به دوش‌های وسیعی بود که اعضا پس از تمرین از آن استفاده می‌کردند.

showerhead [اسم]
اجرا کردن

سردوش

Ex: The plumber replaced the old showerhead with a more modern , water-efficient model .

لوله‌کش دوش‌سر قدیمی را با مدلی مدرن‌تر و کم‌مصرف آب جایگزین کرد.

اجرا کردن

حمام کامل

Ex: After the renovation , they added a full bathroom to the master bedroom .

پس از بازسازی، آنها یک حمام کامل به اتاق خواب اصلی اضافه کردند.