کلمات انگلیسی برای "انواع کاناپه"

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به انواع مختلف مبل مانند "تخت روز"، "کاناپه" و "مبل دو نفره" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
sofa [اسم]
اجرا کردن

مبل راحتی

Ex: The leather sofa adds a touch of elegance to the room .

مبل چرمی یک لمس از ظرافت به اتاق می‌افزاید.

sofa bed [اسم]
اجرا کردن

مبل تختخواب‌شو

Ex: She pulled out the sofa bed to accommodate her friend who needed somewhere to sleep .

او مبل تختخوابی را بیرون کشید تا دوستش که به جایی برای خواب نیاز داشت را جا دهد.

day bed [اسم]
اجرا کردن

نیمکت تختی

Ex: She added decorative pillows to the day bed to make it look more inviting when guests came over .

او بالش‌های تزئینی به تخت روز اضافه کرد تا وقتی مهمان‌ها می‌آیند، جذاب‌تر به نظر برسد.

اجرا کردن

*مبل تختخواب‌شو

Ex: The small living room is furnished with a comfortable studio couch for when visitors stay over .

اتاق نشیمن کوچک با یک مبل تختخوابدار راحت برای مواقعی که مهمانان می‌مانند مبله شده است.

اجرا کردن

*مبل شزلون

Ex: The living room was furnished with a plush chaise longue , perfect for an afternoon nap .

اتاق نشیمن با یک chaise longue مخمل‌پوش مبله شده بود، که برای چرت بعدازظهر عالی بود.

loveseat [اسم]
اجرا کردن

*کاناپه دونفره

Ex: We bought a new loveseat to fit in the small apartment and save space .

ما یک مبلمان دو نفره جدید خریدیم تا در آپارتمان کوچک جا شود و فضا ذخیره شود.

Lawson sofa [اسم]
اجرا کردن

*کاناپه لاوسون

Ex: We decided to buy a Lawson sofa because of its deep seat and comfortable cushions .

ما تصمیم گرفتیم یک مبل لاسون بخریم به خاطر صندلی عمیق و بالش‌های راحتش.

اجرا کردن

*کاناپه کملبک

Ex: The camelback sofa 's curved back gave the room a refined , sophisticated look .

مبل کمل‌بک با پشتی منحنی به اتاق ظاهری ظریف و پیچیده بخشید.

club sofa [اسم]
اجرا کردن

مبلمان کلوب

Ex: We decided to buy a club sofa for the den because of its cozy , inviting design .

ما تصمیم گرفتیم یک مبل کلاب برای اتاق نشیمن بخریم به دلیل طراحی دنج و دعوت‌کننده‌اش.

tuxedo sofa [اسم]
اجرا کردن

*مبل تاکسیدو

Ex: She chose a velvet tuxedo sofa to add elegance and sophistication to her newly renovated apartment .

او یک مبل تاکسیدو مخملی انتخاب کرد تا به آپارتمان تازه بازسازی شده‌اش ظرافت و پیچیدگی بیافزاید.

اجرا کردن

*کاناپه بریج‌واتر

Ex: The soft cushions on the Bridgewater sofa made it the perfect spot for an afternoon nap .

بالش‌های نرم مبل بریج‌واتر آن را به مکانی عالی برای چرت بعدازظهر تبدیل کرده بود.

اجرا کردن

*کاناپه قابل تنظیم

Ex: The reclining sofa in the living room is perfect for watching movies on lazy Sundays .

مبل تختخواب شو در اتاق نشیمن برای تماشای فیلم در یکشنبه‌های تنبل عالی است.

اجرا کردن

مبل چندتکه

Ex: I love how the modular sofa can be transformed into a cozy corner or a large seating area depending on the room layout .

من دوست دارم که چگونه مبلمان مدولار می‌تواند بسته به چیدمان اتاق به یک گوشه دنج یا یک منطقه نشیمن بزرگ تبدیل شود.

اجرا کردن

*مبل کبریول

Ex: The living room was filled with antique furniture , including a stunning cabriole sofa with elegant curved legs .

اتاق نشیمن پر از مبلمان عتیقه بود، از جمله یک مبل کابریول خیره‌کننده با پایه‌های منحنی ظریف.

اجرا کردن

مبل با دسته صاف

Ex: I decided to go with a track arm sofa because I love its minimalist design .

من تصمیم گرفتم که با یک مبلمان دسته صاف بروم چون عاشق طراحی مینیمالیستی آن هستم.

Knole sofa [اسم]
اجرا کردن

*کاناپه کنول

Ex: She chose a Knole sofa for her drawing room because of its timeless design and comfort .

او به خاطر طراحی بی‌زمان و راحتی‌اش یک مبلی نول برای اتاق نقاشی‌اش انتخاب کرد.

اجرا کردن

*مبل پشت گرد

Ex: The living room was enhanced by the addition of a classic barrel back sofa , which added both style and comfort .

اتاق نشیمن با اضافه شدن یک مبل پشتی بشکه‌ای کلاسیک، هم زیبایی و هم راحتی بیشتری پیدا کرد.

اجرا کردن

*مبل با پشتی بلند

Ex: She chose a high-back sofa for the study , where she could relax and read in comfort .

او یک مبل پشتبلند برای اتاق مطالعه انتخاب کرد، جایی که می‌توانست با آرامش استراحت کند و کتاب بخواند.

اجرا کردن

*کاناپه با پشتی کوتاه

Ex: I prefer a low-back sofa because it makes the room feel less crowded .

من مبل پشتی کوتاه را ترجیح می‌دهم چون باعث می‌شود اتاق کمتر شلوغ به نظر برسد.

tufted sofa [اسم]
اجرا کردن

*مبل کاپیتونه

Ex: I love the feel of the soft , tufted sofa after a long day at work .

من عاشق احساس نرم مبل توخالی بعد از یک روز طولانی کار هستم.

اجرا کردن

*مبل کنجی

Ex: We decided to buy a sectional sofa because it offers more seating for guests .

ما تصمیم گرفتیم یک مبلمان بخشی بخریم زیرا برای مهمانان صندلی بیشتری فراهم می‌کند.

اجرا کردن

کاناپه منحنی

Ex: A curved sectional sofa fits perfectly in the corner , making the most of the room 's layout .

یک مبل بخشی منحنی به طور کامل در گوشه قرار می‌گیرد و از چیدمان اتاق بیشترین استفاده را می‌برد.

couch [اسم]
اجرا کردن

مبل راحتی

Ex: The family gathered on the couch to watch their favorite movie .

خانواده روی مبل جمع شدند تا فیلم مورد علاقه خود را تماشا کنند.