خانه و باغ - فناوری خانگی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به فناوری خانه مانند "پریز هوشمند"، "جعبه کابل" و "آژیر خطر آتش" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
اجرا کردن

*قفل هوشمند درب

Ex: I forgot my keys , but I was able to unlock the door using the app for the smart door lock .

من کلیدهایم را فراموش کردم، اما توانستم در را با استفاده از برنامه برای قفل هوشمند در باز کنم.

اجرا کردن

*ترموستات هوشمند

Ex: Over time , the smart thermostat adapts to the daily routines of the household , making temperature control more efficient .

با گذشت زمان، ترموستات هوشمند به روال روزانه خانه عادت می‌کند و کنترل دما را کارآمدتر می‌سازد.

اجرا کردن

*دستگاه دستیار خانگی

Ex: With a simple voice command , the home assistant device can play my favorite music .

با یک فرمان صوتی ساده، دستگاه دستیار خانگی می‌تواند موسیقی مورد علاقه من را پخش کند.

smart plug [اسم]
اجرا کردن

*پریز هوشمند

Ex: She plugged her air purifier into the smart plug to easily control it with voice commands .

او دستگاه تصفیه هوای خود را به پریز هوشمند وصل کرد تا به راحتی با دستورات صوتی کنترل شود.

smoke alarm [اسم]
اجرا کردن

تشخیص‌دهنده دود

Ex: She replaced the batteries in the smoke alarm after it started beeping intermittently .

او بعد از اینکه آژیر دود شروع به بوق زدن متناوب کرد، باتری‌های آن را تعویض کرد.

اجرا کردن

*سیستم سینمای خانگی

Ex: We invested in a home theater system to make our weekends more enjoyable .

ما در یک سیستم سینمای خانگی سرمایه‌گذاری کردیم تا آخر هفته‌هایمان لذت‌بخش‌تر شود.

اجرا کردن

*بلندگو بی‌سیم

Ex: She took the wireless speaker to the beach to enjoy her favorite songs by the water .

او بلندگوی بی‌سیم را به ساحل برد تا از آهنگ‌های مورد علاقه‌اش در کنار آب لذت ببرد.

اجرا کردن

مسیریاب بی‌سیم

Ex: She connected her phone to the Wi-Fi router to browse the internet without using mobile data .

او تلفن خود را به روتر وای‌فای متصل کرد تا بدون استفاده از داده‌های تلفن همراه در اینترنت گشت‌زنی کند.

اجرا کردن

*زنگ تصویری

Ex: The video doorbell lets me speak to anyone at the door , even when I am not home .

زنگ در تصویری به من امکان می‌دهد با هر کسی که پشت در است صحبت کنم، حتی وقتی در خانه نیستم.

اجرا کردن

*ربات جاروبرقی

Ex: My robot vacuum cleaner has saved me so much time on cleaning the floors .

جاروبرقی رباتی من در تمیز کردن کف‌ها زمان زیادی را برایم ذخیره کرده است.

اجرا کردن

*پریز هوشمند

Ex: You can control the lamp with your voice through the smart outlet .

شما می‌توانید چراغ را با صدای خود از طریق پریز هوشمند کنترل کنید.

smart TV [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون هوشمند

Ex:

من تلویزیون هوشمند خود را به اینترنت متصل کردم تا هنگام تمیز کردن موسیقی از Spotify پخش کنم.

اجرا کردن

*کنسول بازی

Ex: You can download new games directly to your gaming console from the online store .

شما می‌توانید بازی‌های جدید را مستقیماً به کنسول بازی خود از فروشگاه آنلاین دانلود کنید.

اجرا کردن

کامپیوتر شخصی

Ex:

رایانه‌های شخصی که بر روی سیستم‌های عامل ویندوز، مک‌اواس یا لینوکس اجرا می‌شوند، به ترجیحات و نیازهای نرم‌افزاری متنوع کاربران پاسخ می‌دهند.

اجرا کردن

سیستم صوتی

Ex: The band used a professional sound system to amplify their performance during the festival .

گروه از یک سیستم صوتی حرفه‌ای برای تقویت اجرای خود در جشنواره استفاده کرد.

اجرا کردن

کنترل (تلویزیون و غیره)

Ex: The remote control for the garage door opener allows easy access to the house .

کنترل از راه دور برای بازکننده در گاراژ دسترسی آسان به خانه را فراهم می‌کند.

cable box [اسم]
اجرا کردن

*جعبه کابل

Ex: We use the cable box to record shows while we are away .

ما از جعبه کابل برای ضبط برنامه‌ها در زمانی که دور هستیم استفاده می‌کنیم.

اجرا کردن

دستگاه استریم

Ex: I connected the streaming device to the TV , and now I can watch everything online .

من دستگاه استریمینگ را به تلویزیون وصل کردم و حالا می‌توانم همه چیز را آنلاین تماشا کنم.

DVD player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش دی‌وی‌دی

Ex:

ما دیشب با استفاده از دی‌وی‌دی پلیر یک فیلم تماشا کردیم.

اجرا کردن

سیستم استریو

Ex: The old stereo system still works perfectly , despite its age .

سیستم استریو قدیمی هنوز هم کاملاً کار می‌کند، با وجود سنش.

اجرا کردن

*آشکارساز دود

Ex: I can check the status of my smart smoke alarm on my phone even when I ’m not home .

من می‌توانم وضعیت هشداردهنده دود هوشمند خود را روی تلفنم بررسی کنم حتی وقتی در خانه نیستم.

اجرا کردن

دزدگیر

Ex: The burglar alarm system is designed to protect the building from unauthorized entry .

سیستم هشدار دزدگیر برای محافظت از ساختمان در برابر ورود غیرمجاز طراحی شده است.

fire alarm [اسم]
اجرا کردن

دستگاه اعلام حریق

Ex: They tested the fire alarm system to ensure it was working correctly .

آنها سیستم هشدار دهنده آتش را آزمایش کردند تا مطمئن شوند که به درستی کار می‌کند.

اجرا کردن

سیستم اینترکام

Ex: The intercom system in the hospital makes it easy for staff to communicate in different departments .

سیستم اینترکام در بیمارستان ارتباط کارکنان در بخش‌های مختلف را آسان می‌کند.

اجرا کردن

سنجنده مونوکسید کربن

Ex: It is important to install a carbon monoxide detector near the kitchen and bedrooms to ensure safety .

نصب دتکتور مونوکسید کربن در نزدیکی آشپزخانه و اتاق‌های خواب برای اطمینان از ایمنی مهم است.

اجرا کردن

*آشکارساز حرکت

Ex: The outdoor lights are connected to a motion detector , so they automatically turn on when someone approaches .

چراغ‌های بیرونی به یک شناساگر حرکت متصل هستند، بنابراین وقتی کسی نزدیک می‌شود به طور خودکار روشن می‌شوند.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.