خانه و باغ - لوازم تختواب

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ملحفه و قسمت های تخت مانند "تشک"، "سر تخت" و "پتو" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
mattress [اسم]
اجرا کردن

تشک

Ex: The mattress is too soft for me ; I need one with more support .

تشک برای من خیلی نرم است؛ به یکی با حمایت بیشتر نیاز دارم.

اجرا کردن

*پارچه محافظ تشک

Ex: The mattress pad provided just the right amount of cushioning for a restful sleep .

زیرانداز مقدار مناسب بالشتک را برای یک خواب آرام فراهم کرد.

bedpost [اسم]
اجرا کردن

*میله تخت

Ex: The bedposts were painted in a soft white , matching the room 's modern style .

پایه‌های تخت به رنگ سفید نرم رنگ‌آمیزی شده بودند، که با سبک مدرن اتاق مطابقت داشت.

bedroll [اسم]
اجرا کردن

*تختخواب سفری

Ex: The scout leaders advised everyone to pack a bedroll for the overnight trip .

رهبران پیشنهاد کردند همه یک رول تختخواب برای سفر شبانه بسته‌بندی کنند.

bedside [اسم]
اجرا کردن

*فضای کنار تخت

Ex: He set his alarm clock on the bedside so he could wake up early for work .

او ساعت زنگدارش را روی پاتختی گذاشت تا بتواند برای کار زود بیدار شود.

bedstead [اسم]
اجرا کردن

*چارچوب تخت

Ex: She decided to repaint the bedstead to match the new color scheme in her room .

او تصمیم گرفت قاب تخت را دوباره رنگ کند تا با طرح رنگ جدید در اتاقش مطابقت داشته باشد.

headboard [اسم]
اجرا کردن

*سر تخت

Ex: She chose an upholstered headboard for the guest room to make it more comfortable .

او یک سرتخت روکش‌دار برای اتاق مهمان انتخاب کرد تا آن را راحت‌تر کند.

sheet [اسم]
اجرا کردن

روتختی

Ex: He preferred to sleep with just a light sheet during the summer to stay cool and comfortable .

او ترجیح می‌داد در تابستان فقط با یک ملافه سبک بخوابد تا خنک و راحت بماند.

pillow [اسم]
اجرا کردن

بالش

Ex:

بچه‌ها در طول خوابیدنشان جنگ بالش‌ها را داشتند.

blanket [اسم]
اجرا کردن

پتو

Ex: During the picnic , they spread out a large blanket on the grass and enjoyed a delicious lunch under the sun .

در طول پیکنیک، آنها یک پتو بزرگ روی چمن پهن کردند و از یک ناهار خوشمزه در زیر آفتاب لذت بردند.

bedspread [اسم]
اجرا کردن

*روتختی بلند

Ex: After making the bed , he carefully smoothed out the bedspread .

بعد از مرتب کردن تخت، او با دقت روتختی را صاف کرد.

flat sheet [اسم]
اجرا کردن

*ملحفه صاف

Ex: He forgot to tuck in the flat sheet , so the bed looked messy .

او فراموش کرد که ملافه تخت را تا کند، بنابراین تخت به هم ریخته به نظر می‌رسید.

اجرا کردن

*روتشکی کش‌دار

Ex: The fitted sheet is so much easier to manage than a flat sheet when making the bed .

ملافه کشی بسیار راحت‌تر از ملافه تخت صاف هنگام مرتب کردن تخت است.

sheet set [اسم]
اجرا کردن

*ست روتختی

Ex: This sheet set is made from organic cotton , making it a comfortable choice for the bed .

این ست ملحفه از پنبه ارگانیک ساخته شده است، که آن را به انتخابی راحت برای تخت تبدیل می‌کند.

king pillow [اسم]
اجرا کردن

*بالش بزرگ

Ex: She arranged two king pillows at the head of the bed for extra comfort .

او دو بالش کینگ در سر تخت چید برای راحتی بیشتر.

body pillow [اسم]
اجرا کردن

*بالش استوانه‌ای

Ex: I always sleep with a body pillow between my knees to help with alignment .

من همیشه با یک بالش بدنی بین زانوهایم می‌خوابم تا به تراز کمک کند.

اجرا کردن

بالش خنک‌کننده

Ex: The cooling pillow has a gel layer that absorbs heat , making it feel much cooler than regular pillows .

بالش خنک کننده دارای یک لایه ژل است که گرما را جذب می‌کند و آن را بسیار خنک‌تر از بالش‌های معمولی می‌سازد.

baby quilt [اسم]
اجرا کردن

*لحاف کودک

Ex: I love how the baby quilt feels so gentle on my baby 's delicate skin .

من دوست دارم که چگونه پتوی نوزاد روی پوست ظریف کودکم اینقدر نرم احساس می‌شود.

اجرا کردن

*لحاف پر

Ex: After a long day , curling up with a down comforter feels so relaxing .

پس از یک روز طولانی، جمع شدن با یک پتوی پر بسیار آرامش‌بخش است.

اجرا کردن

پتو مصنوعی

Ex: After years of use , the synthetic comforter still looks brand new .

پس از سال‌ها استفاده، پتوی مصنوعی هنوز نو به نظر می‌رسد.

down pillow [اسم]
اجرا کردن

*بالش پر

Ex: He bought a new down pillow to replace his old , flat one .

او یک بالش پر جدید خرید تا جایگزین بالش قدیمی و تختش کند.

اجرا کردن

بالش مصنوعی

Ex: Synthetic pillows are often lighter than those filled with feathers or foam .

بالش‌های مصنوعی اغلب سبک‌تر از آن‌هایی هستند که پر یا فوم پر شده‌اند.

dust ruffle [اسم]
اجرا کردن

*دامن تخت

Ex: After vacuuming , she smoothed out the dust ruffle so it draped evenly on the floor .

بعد از جارو کشیدن، او دامن تخت را صاف کرد تا به طور یکنواخت روی زمین بیفتد.

box spring [اسم]
اجرا کردن

*فنر تخت

Ex: He lifted the mattress to check if the box spring was properly aligned with the frame .

او تشک را بلند کرد تا بررسی کند که آیا تخته فنری به درستی با قاب تراز شده است یا نه.

safety rail [اسم]
اجرا کردن

*میله محافظ تخت

Ex: He felt more secure sleeping with the safety rail on his side of the bed .

او با وجود نرده ایمنی در کنار تختش احساس امنیت بیشتری در هنگام خواب داشت.

air bed [اسم]
اجرا کردن

*تخت بادی

Ex: I bought an air bed for my guest room because it saves space when not in use .

من یک تخت بادی برای اتاق مهمان خریدم چون وقتی استفاده نمی‌شود فضا را ذخیره می‌کند.

اجرا کردن

روتختی لحاف دوزی شده

Ex: The quilted bedspread kept me warm throughout the night without being too heavy .

روتختی لحافدار تمام شب مرا گرم نگه داشت بدون اینکه خیلی سنگین باشد.