خانه و باغ - لوازم تمیزکاری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به لوازم نظافت مانند "جارو"، "اسفنج" و "تی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خانه و باغ
dustpan [اسم]
اجرا کردن

خاک‌انداز

Ex: Keep the dustpan near the broom for quick cleanups .
mop [اسم]
اجرا کردن

تی

Ex: They switched to a microfiber mop for better absorption .
bucket [اسم]
اجرا کردن

سطل

Ex: The fisherman returned from the lake with a bucket full of freshly caught trout .

ماهیگیر از دریاچه با یک سطل پر از قزل‌آلای تازه صید شده بازگشت.

اجرا کردن

*دستگاه میکروفایبر

Ex: I always keep a microfiber cloth in my bag to clean my phone screen .

من همیشه یک دستمال میکروفایبر در کیفم دارم تا صفحه گوشیم را تمیز کنم.

scrub brush [اسم]
اجرا کردن

فرچه

Ex: It is important to rinse the scrub brush after using it to keep it clean .

مهم است که پس از استفاده از برس ساب آن را بشویید تا تمیز بماند.

اجرا کردن

*چوب گردگیری

Ex: After finishing the floors , she took out the dusting wand to clean the furniture .

بعد از اتمام کف‌ها، او چوب گردگیری را برای تمیز کردن مبلمان بیرون آورد.

اجرا کردن

*آبگیر شیشه

Ex: The window squeegee made it easier to clean the windows without leaving any marks behind .

اسکویج پنجره تمیز کردن پنجره‌ها را بدون باقی گذاشتن هیچ اثری آسان‌تر کرد.

اجرا کردن

*تمیزکننده چندمنظوره

Ex: She sprayed the all-purpose cleaner on the floor before mopping it .

او تمیزکننده همه‌کاره را روی زمین پاشید قبل از اینکه آن را تی بکشد.

اجرا کردن

*شیشه پاک‌کن

Ex: After cleaning the countertop , he sprayed some glass cleaner on the table .

بعد از تمیز کردن کانتر، او کمی شیشه پاک کن روی میز پاشید.

اجرا کردن

*دستمال ضدعفونی‌کننده

Ex: Before using the public restroom , I wipe down the door handle with a disinfecting wipe .

قبل از استفاده از توالت عمومی، دستگیره در را با یک دستمال ضدعفونی کننده پاک می‌کنم.

اجرا کردن

*فرچه دستشویی

Ex: It is important to regularly clean the toilet brush to prevent the spread of germs .

تمیز کردن منظم برس توالت برای جلوگیری از گسترش میکروب‌ها مهم است.

اجرا کردن

*پاک‌کننده کاسه توالت

Ex: The toilet bowl cleaner helped remove all the stains and left the bathroom smelling fresh .

تمیزکننده کاسه توالت به حذف تمام لکه‌ها کمک کرد و حمام را با بویی تازه باقی گذاشت.

paper towel [اسم]
اجرا کردن

دستمال لوله‌ای آشپزخانه

Ex: She used a paper towel to clean up the coffee stain on the table .

او از یک دستمال کاغذی برای پاک کردن لکه قهوه روی میز استفاده کرد.

اجرا کردن

دستکش لاستیکی

Ex: After applying the paint , he removed his rubber gloves and washed his hands .

بعد از اعمال رنگ، او دستکش‌های لاستیکی خود را درآورد و دست‌هایش را شست.

dust mask [اسم]
اجرا کردن

*ماسک خاک‌گیر

Ex: After the storm , the construction crew wore dust masks to avoid inhaling the debris .

پس از طوفان، تیم ساخت و ساز ماسک ضد گرد و غبار پوشیدند تا از استنشاق بقایا جلوگیری کنند.

apron [اسم]
اجرا کردن

پیش‌بند

Ex: The artist ’s colorful canvas apron bore splatters of paint , evidence of countless creative sessions .

پیش‌بند بوم رنگارنگ هنرمند لکه‌های رنگ داشت، شاهد جلسات خلاقانه بی‌شماری بود.

اجرا کردن

*تمیزکننده کف

Ex: I prefer using a natural floor cleaner to avoid harsh chemicals in the house .

من ترجیح می‌دهم از یک تمیزکننده کف طبیعی استفاده کنم تا از مواد شیمیایی خشن در خانه جلوگیری شود.

grout brush [اسم]
اجرا کردن

*فرچه تمیزکاری درز

Ex: She recommended using a grout brush for deep cleaning the kitchen floor .

او استفاده از برس گروت را برای تمیزکاری عمیق کف آشپزخانه توصیه کرد.

اجرا کردن

*گاز پاک‌کن

Ex: The instructions on the oven cleaner bottle said to wear gloves while using it .

دستورالعمل روی بطری تمیزکننده اجاق گاز گفت که هنگام استفاده از آن دستکش بپوشید.

اجرا کردن

*پاک‌کننده استیل ضدزنگ

Ex: She wiped the microwave with a stainless steel cleaner to get rid of the smudges .

او مایکروویو را با تمیزکننده استیل ضدزنگ پاک کرد تا لکه‌ها را از بین ببرد.

اجرا کردن

لکه‌زدا

Ex: After spilling chocolate on the couch , he quickly applied the stain remover to avoid a permanent mark .

بعد از ریختن شکلات روی مبل، او به سرعت لکه‌بر را اعمال کرد تا از ایجاد لکه دائمی جلوگیری کند.

dust bag [اسم]
اجرا کردن

*کیسه جاروبرقی

Ex: She was careful not to tear the dust bag while removing it from the vacuum .

او مراقب بود که کیسه گرد و غبار را هنگام خارج کردن از جاروبرقی پاره نکند.

lint roller [اسم]
اجرا کردن

*رول پرزگیر

Ex: After the meeting , I used a lint roller on my jacket to get rid of the dust .

بعد از جلسه، من از یک رولر چسبنده روی ژاکتم استفاده کردم تا گرد و غبار را از بین ببرم.

lint brush [اسم]
اجرا کردن

*برس پرز

Ex: She ran the lint brush over her dress to make sure there were no stray fibers showing .

او برس پرز را روی لباسش کشید تا مطمئن شود هیچ الیاف سرگردانی دیده نمی‌شود.

recycle bin [اسم]
اجرا کردن

سطل بازیافت

Ex: The city provides each household with a blue recycle bin for paper and cardboard .

شهر به هر خانوار یک سطل بازیافت آبی برای کاغذ و مقوا ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

*محلول تمیزکننده

Ex: The cleaning solution has a fresh scent that made the whole room smell nice .

محلول تمیزکننده بوی تازه‌ای دارد که باعث شد تمام اتاق بوی خوبی بدهد.

plunger [اسم]
اجرا کردن

لوله‌بازکن

Ex: The maintenance staff used a plunger to clear the drain in the shower room .

کارکنان نگهداری از یک پیستون برای پاک کردن زهکشی در اتاق دوش استفاده کردند.