اطمینان و امکان - امکان ناپذیری
کشف اصطلاحات انگلیسی مربوط به غیرممکن، از جمله "pie in the sky" و "cry for the moon".
مرور
فلشکارتها
صورتها
آزمون
used to say that the chances of something happening or being true are very slim

محال است, عمراً
عمراً فکر نمیکردیم آن رستوران کوچک ستارهٔ میشلن بگیرد، یا دستکم اینطور خیال میکردیم.
the slightest chance of something happening or being true

کوچکترین شانس, ذرهای امید
آن شایعه کوچکترین شانسی برای درست بودن ندارد.
something that seems impossible to occur

چیزی محال, از محالات
برقراری صلح میان دو طرف زمانی چیزی محال به نظر میرسید.
used to refer to something that cannot be done or obtained in any way

هیچ جوره, به هیچ قیمتی
در آن محله هیچ جوره نمیشود مراقبت خوب برای بچه پیدا کرد.
something that is very good or desirable but highly unlikely to happen or be real

خیال خوشِ بعید, آرزوی دستنیافتنی
وعدهٔ مدیر دربارهٔ مرخصی نامحدود برای کارکنان شبیه خیال خوشِ بعیدی بود.
used to refer to something that is impossible or is extremely hard to imagine or obtain

به هیچ وجه, به هیچ عنوان
آن لپتاپ قدیمی به هیچ وجه از پس تدوین ویدئوی امروزی برنمیآید.
used to indicate that something is impossible, unacceptable, or absolutely will not happen under any conditions

به هیچ وجه, عمراً
به هیچ وجه سگم را پیش کسی که بهزور میشناسمش نمیگذارم.
used to say that an offer or possibility is not renewable or available any more

آن فرصت از دست رفته, دیگر دیر شده
قیمت ثبتنام زودهنگام را میخواهی؟ متأسفم، آن فرصت دیروز تمام شد.
to be unable to do or finish something without being harmed or suffering its consequences

گران تمام شدن, به ضررش تمام شدن
دولت دیگر نمیتواند خشم مردم را نادیده بگیرد؛ برایش گران تمام میشود.
the time when it becomes impossible for one to return to a previous place or state or to make a different decision

نقطه بیبازگشت, مرحلهای که دیگر راه برگشتی ندارد
الان هنوز میتوانیم برنامه را عوض کنیم، اما فردا به نقطه بیبازگشت میرسیم.
not allowed or possible

منتفی, اصلاً مطرح نیست
تنها گذاشتن بچهها برای کل شب اصلاً ممکن نیست.
said to mean that it is impossible for something to ever happen

وقت گل نی, مگر پشت گوشت را ببینی
آن سیاستمدار وقت گل نی به قولش عمل میکند.
used to express disbelief in something happening

هرگز, هیچوقت
آن تیم هرگز قهرمان نمیشود.
used for saying that it is completely unlikely that something ever happens

هرگز, هیچوقت
آن نامزد هرگز حقیقت را نمیگوید.
used to say that one thinks that something will never happen

هرگز, هیچوقت
آن رستوران هرگز قهوه درستوحسابی سرو نمیکند.
used to show that one will do whatever one can to stop something from happening

مگر از روی جنازهام رد شوی, عمراً
دخترم با آن مرد ازدواج کند؟ مگر از روی جنازهام رد شود.
to desire what cannot be achieved

خیال خام در سر پروراندن, آرزوی دستنیافتنی داشتن
بعد از یک سال استفاده از محصول، درخواست بازپرداخت کامل یعنی محال خواستن.
(of a proposal, topic, or offer) unavailable or incapable of being considered

از دستور کار خارج, دیگر مطرح نیست
پیشنهاد اولشان دیگر روی میز نیست.
a hope or wish that cannot be realized or fulfilled

آرزوی دستنیافتنی, خیال خام
پیشنهاد چشمگیر به نظر میرسید، اما بدون بودجه فقط یک آرزوی دستنیافتنی بود.