اطمینان و امکان - امکان ناپذیری
کشف اصطلاحات انگلیسی مربوط به غیرممکن، از جمله "pie in the sky" و "cry for the moon".
مرور
فلشکارتها
آزمون
used to say that the chances of something happening or being true are very slim

محال است, عمراً
او عمراً دوباره قبول نمیکند برای آن شرکت کار کند.
the slightest chance of something happening or being true

کوچکترین شانس, ذرهای امید
آن مغازهٔ کوچک در برابر آن فروشگاه زنجیرهای کوچکترین شانسی ندارد.
something that seems impossible to occur

چیزی محال, از محالات
گرفتن بازپرداخت کامل از آن شرکت از محالات به نظر میرسد.
used to refer to something that cannot be done or obtained in any way

هیچ جوره, به هیچ قیمتی
الان هیچ جوره بلیت گیرت نمیآید؛ اجرا در چند دقیقه فروخته شد.
something that is very good or desirable but highly unlikely to happen or be real

خیال خوشِ بعید, آرزوی دستنیافتنی
این طرح وعده میدهد تا ماه آینده درمان رایگان برای همه فراهم شود، اما بیشتر کارشناسان آن را خیال خوشِ بعیدی میدانند.
used to refer to something that is impossible or is extremely hard to imagine or obtain

به هیچ وجه, به هیچ عنوان
به هیچ وجه نمیشود گفت این آپارتمان جادار است.
used to indicate that something is impossible, unacceptable, or absolutely will not happen under any conditions

به هیچ وجه, عمراً
به هیچ وجه قبول نمیکند دوباره با او زندگی کند.
used to say that an offer or possibility is not renewable or available any more

آن فرصت از دست رفته, دیگر دیر شده
حالا میخواهد آن خانهٔ قدیمی را بخرد، اما آن فرصت خیلی وقت است از دست رفته.
to be unable to do or finish something without being harmed or suffering its consequences

گران تمام شدن, به ضررش تمام شدن
در این مرحله از پروژه، اشتباه کردن برایمان گران تمام میشود.
the time when it becomes impossible for one to return to a previous place or state or to make a different decision

نقطه بیبازگشت, مرحلهای که دیگر راه برگشتی ندارد
تا وقتی شرکت اخراجها را اعلام کرد، بحران به نقطه بیبازگشت رسیده بود.
not allowed or possible

منتفی, اصلاً مطرح نیست
در این طوفان رانندگی تا خانه اصلاً ممکن نیست.
said to mean that it is impossible for something to ever happen

وقت گل نی, مگر پشت گوشت را ببینی
وقتی آسمان به زمین بیاید اجاره را کم میکنند.
used to express disbelief in something happening

هرگز, هیچوقت
آنها هیچوقت پولت را پس نمیدهند.
used for saying that it is completely unlikely that something ever happens

هرگز, هیچوقت
او هرگز ماشینش را به من قرض نمیدهد.
used to say that one thinks that something will never happen

هرگز, هیچوقت
آنها هیچوقت اجاره را کم نمیکنند.
used to show that one will do whatever one can to stop something from happening

مگر از روی جنازهام رد شوی, عمراً
نمیگذارم سگم را ببرند؛ مگر از روی جنازهام رد شوند.
to desire what cannot be achieved

خیال خام در سر پروراندن, آرزوی دستنیافتنی داشتن
تا تابستان بعد هم خانه میخواهد، هم شغل بینقص، هم بدون بدهی؛ به نظرم محال میخواهد.
(of a proposal, topic, or offer) unavailable or incapable of being considered

از دستور کار خارج, دیگر مطرح نیست
برای این موقعیت، دورکاری مطرح نیست.
a hope or wish that cannot be realized or fulfilled

آرزوی دستنیافتنی, خیال خام
شغل بینقص، بیاسترس و با حقوق بالا بیشتر شبیه یک آرزوی دستنیافتنی است.
| اطمینان و امکان | |||
|---|---|---|---|
| یقین | عدم قطعیت | موقعیتهای غیرمحتمل | امکان ناپذیری |
| شانس و فرصت | امکان | احتمال | انتظارات |
| غیرمنتظره | باورنکردنی | قطعی یا اجتناب ناپذیر | |