کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی - واحد 11 - 11B

در اینجا واژگان واحد 11 - 11B در کتاب درسی Face2Face Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند 'کالج'، 'مرور'، 'مدرک' و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی
اجرا کردن

صلاحیت

Ex: After completing several online courses , she gained the necessary qualifications to become a certified project manager .

پس از تکمیل چندین دوره آنلاین، او مهارت‌های لازم را برای تبدیل شدن به یک مدیر پروژه معتبر به دست آورد.

to start [فعل]
اجرا کردن

شروع به انجام کاری کردن

Ex: She started using a new skincare product for her acne .

او استفاده از یک محصول مراقبت از پوست جدید برای آکنه خود را آغاز کرد.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

college [اسم]
اجرا کردن

کالج

Ex: We have access to a library with extensive resources at college .

ما به یک کتابخانه با منابع گسترده در کالج دسترسی داریم.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

to take [فعل]
اجرا کردن

برداشتن (درس)

Ex: She plans to take advanced mathematics classes next semester to challenge herself .

او قصد دارد ترم آینده کلاس‌های ریاضیات پیشرفته را بگیرد تا خودش را به چالش بکشد.

exam [اسم]
اجرا کردن

امتحان

Ex:

امتحان نهایی ریاضی چالش‌برانگیز بود، اما سخت مطالعه کردم و خوب عمل کردم.

to pass [فعل]
اجرا کردن

قبول شدن

Ex: She passed with flying colors .

او با موفقیت گذراند.

to fail [فعل]
اجرا کردن

رد شدن

Ex: John needs to improve his grades ; otherwise , he will fail the semester .

جان باید نمراتش را بهبود بخشد؛ در غیر این صورت، او در ترم مردود خواهد شد.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

to revise [فعل]
اجرا کردن

بازنگری کردن

Ex: Scientists may revise research findings after reviewing additional data .

دانشمندان ممکن است پس از بررسی داده‌های اضافی، یافته‌های تحقیقاتی را بازبینی کنند.

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

degree [اسم]
اجرا کردن

مدرک دانشگاهی

Ex:

او برای کسب مدرک حقوق خود در دانشگاه تلاش می‌کند.

job [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: My sister has a job at a restaurant as a waitress .

خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.