کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی - واحد 5 - 5D
در اینجا واژگان از واحد 5 - 5D در کتاب درسی Face2Face Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "شلوغ"، "صف"، "هیجان زده" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
tired and unhappy because there is nothing to do or because we are no longer interested in something

خسته و بیحوصله, کسل
او در طول سخنرانی طولانی و کند احساس کسلشدگی کرد.
(of a space) filled with things or people

شلوغ
قطار متروی شلوغ در ساعت شلوغی فقط جای ایستادن داشت.
having so many things to do in a way that leaves not much free time

پرمشغله, گرفتار
ددلاین پروژه در حال نزدیک شدن است و تیم مشغول تمام کردن گزارشها و ارائهها است.
having stains, bacteria, marks, or dirt

کثیف
او کفشهای کثیف پوشیده بود که ردپای گلی روی زمین میگذاشت.
physically feeling relaxed and not feeling pain, stress, fear, etc.

راحت, آسوده
او در ننو راحت به نظر میرسید، از نسیم ملایم لذت میبرد.
owning a great amount of money or things that cost a lot

ثروتمند, دارا
تاجر ثروتمند چندین ماشین لوکس داشت.
capable of destroying or causing harm to a person or thing

خطرناک
او با سرعت خطرناکی در بزرگراه رانندگی میکرد.
not having any bacteria, marks, or dirt

تمیز
او از یک پارچه تمیز برای پاک کردن مبلمان گردآلود استفاده کرد.
owning a very small amount of money or a very small number of things

فقیر, ندار
گدا فقیر در خیابان نشسته بود و از رهگذران کمک میخواست.
feeling very happy, interested, and energetic

هیجانزده, مشتاق
او قبل از اجرای رقصش هیجانزده و عصبی احساس میکرد.
protected from any danger

امن, ایمن، بیخطر
او هنگام راه رفتن به خانه در شب، به تنهایی احساس امنیت نمیکرد.
with no one or nothing inside

خالی, تهی
بطری خالی روی زمین غلتید، محتوای آن کاملاً مصرف شد.
to come or go into a place

وارد شدن, داخل شدن
دانشآموزان به طور منظم قبل از زنگ زدن به کلاس وارد میشوند.
the act of trying to achieve a goal by doing better than others who are also aiming for the same goal

رقابت
صنعت رستورانها به دلیل رقابت بیرحم خود شناخته میشود، که در آن رستورانهای جدید اغلب باز و بسته میشوند.
to become the most successful, the luckiest, or the best in a game, race, fight, etc.

برنده شدن
علیرغم چالشها، آنها توانستند قرارداد را برنده شوند.
anything that is given as a reward to someone who has done very good work or to the winner of a contest, game of chance, etc.

جایزه
او برای پایان دادن به اول در مسابقه ماراتن یک جایزه نقدی برنده شد.
a large and strong building that is protected against attacks, in which the royal family lives

قلعه, دژ
معماری قلعه شامل برجها و دیوارهای دفاعی پیچیده بود که اهمیت تاریخی آن را نشان میداد.
a line in which people or vehicles wait for a particular purpose

صف
صف ماشینها در درایو-ترو دور تا دور بلوک کشیده شده بود.
a person who greets and deals with people arriving at or calling a hotel, office building, doctor's office, etc.

متصدی پذیرش, منشی
منشی مهربان در نمایشگاه خودرو به من خوش آمد گفت و به من قهوه تعارف کرد.
to the highest degree

کاملاً
فیلم واقعاً از ابتدا تا انتها شگفتانگیز بود.
to a great extent or degree

خیلی, بسیار
امروز بیرون خیلی گرم است.
to a high degree, used for emphasis

خیلی, بسیار
من واقعاً بعد از آن دویدن خستهام.
