کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی - واحد 6 - 6C
در اینجا واژگان از واحد 6 - 6C در کتاب درسی Face2Face Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "آسیب"، "طوفان"، "دریافت" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to physically harm something

آسیب رساندن, صدمه زدن
برخورد بیدقت با اقلام شکننده میتواند به راحتی آنها را آسیب بزند.
to travel on water using the power of wind or an engine

قایقرانی کردن, کشتیسواری کردن
کشتی کروز لوکس در امتداد ساحل حرکت میکرد، و مناظر نفسگیر غروب آفتاب را به مسافران ارائه میداد.
to no longer be alive

مردن, درگذشتن
درخت بلوط قدیمی در حیاط خلوت پس از بیش از یک قرن ایستادن سرانجام مرد.
to be given something or to accept something that is sent

دریافت کردن, گرفتن
ما یک دعوتنامه به عروسیشان دریافت کردیم.
to suddenly experience a significant failure or halt in a system, process, or operation

از کار افتادن, خراب شدن
موتور در وسط پرواز سقوط کرد، که منجر به فرود اضطراری شد.
to keep someone or something safe and away from harm, death, etc.

نجات دادن
ما باید گونههای در معرض خطر انقراض را از انقراض نجات دهیم.
to get something in exchange for paying money

خریدن
او یک تلفن جدید خرید تا جایگزین تلفن قدیمی خود کند.
to be deprived of or stop having someone or something

از دست دادن
شهر در طول قطعی برق، برق را از دست داد.
to randomly discover someone or something, particularly in a way that is surprising or unexpected

یافتن, پیدا کردن
یک کوهنورد یک کودک گمشده را در جنگل پیدا کرد.
to move something or someone from one place or position to another

قرار دادن, جایی گذاشتن
او مواد غذایی را در یخچال گذاشت.
to use words and our voice to show what we are thinking or feeling

گفتن
او میگوید که به کمی فضا برای فکر کردن نیاز دارد.
to use words and give someone information

گفتن, بیان کردن
او به خانوادهاش درباره پیشنهاد شغل هیجانانگیزش گفت.
a series of connected carriages that travel on a railroad, often pulled by a locomotive

قطار
من قطارم را از دست دادم، بنابراین مجبور شدم سوار بعدی شوم.
a large building where sick or injured people receive medical treatment and care

بیمارستان
او برای معاینه به بیمارستان نزد دکترش رفت.
a strong and noisy event in the sky with heavy rain, thunder, lightning, and strong winds

طوفان
او در طول طوفان ناگهانی در یک غار پناه گرفت.
a pair of things or people

جفت, زوج
فروشگاه در صورت خرید یک جفت آیتم با هم تخفیف ارائه میدهد.
describing something or someone that cannot be found

گمشده, مفقود
قطعه پازل گمشده مانع از تکمیل تصویر توسط آنها شد.
the salt water that covers most of the earth’s surface and surrounds its continents and islands

دریا
دریا خانهای برای انواع حیات دریایی، مانند ماهیها، دلفینها و صخرههای مرجانی است.
the land close to a sea, ocean, or lake

ساحل, کناره
ساحل شمالی کمتر توسعه یافته است و برای عاشقان طبیعت عالی است.
a large aircraft with metal blades on top that go around

هلیکوپتر
خلبان هلیکوپتر با مهارت در میان کوهها مانور داد.
