کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی - واحد 1 - خوش آمدید

در اینجا واژگان از واحد 1 - خوش آمدید در کتاب درسی Face2Face Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "بیست"، "کلاس"، "چهارشنبه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی
zero [عدد]
اجرا کردن

صفر

Ex: There were zero people in the park .

صفر نفر در پارک بودند.

one [عدد]
اجرا کردن

یک

Ex: There is only one seat available on the bus .

فقط یک صندلی در اتوبوس موجود است.

two [عدد]
اجرا کردن

دو

Ex: I have two pencils in my bag .

من دو مداد در کیفم دارم.

three [عدد]
اجرا کردن

سه

Ex: There are three flowers in the vase .

سه گل در گلدان وجود دارد.

four [عدد]
اجرا کردن

چهار

Ex: We need four cups of water to make lemonade .

ما به چهار فنجان آب برای درست کردن لیموناد نیاز داریم.

five [عدد]
اجرا کردن

پنج

Ex: There are five fingers on each hand .

در هر دست پنج انگشت وجود دارد.

six [عدد]
اجرا کردن

شش

Ex: My friend has six stickers on her notebook .

دوستم شش استیکر روی دفترش دارد.

seven [عدد]
اجرا کردن

هفت

Ex: There are seven days in a week .

هفته هفت روز دارد.

eight [عدد]
اجرا کردن

هشت

Ex: We need to choose eight pictures for the collage .

ما باید هشت تصویر را برای کلاژ انتخاب کنیم.

nine [عدد]
اجرا کردن

نه

Ex: We need to find nine shells for our art project .

ما نیاز داریم نه صدف برای پروژه هنری خود پیدا کنیم.

ten [عدد]
اجرا کردن

ده

Ex: My friend has ten stickers on her notebook .

دوستم ده استیکر روی دفترش دارد.

eleven [عدد]
اجرا کردن

یازده

Ex: I have eleven marbles in my collection .

من یازده تیله در مجموعه‌ام دارم.

twelve [عدد]
اجرا کردن

دوازده

Ex: Look at the twelve stars in the night sky .

به دوازده ستاره در آسمان شب نگاه کنید.

thirteen [عدد]
اجرا کردن

سیزده

Ex: Look at the thirteen flowers in the garden .

به سیزده گل در باغ نگاه کنید.

fourteen [عدد]
اجرا کردن

چهارده

Ex: We need to find fourteen buttons for our art project .

ما باید چهارده دکمه برای پروژه هنری خود پیدا کنیم.

fifteen [عدد]
اجرا کردن

پانزده

Ex: There are fifteen apples in the basket .

پانزده سیب در سبد وجود دارد.

sixteen [عدد]
اجرا کردن

شانزده

Ex: There are sixteen colorful balloons at the party .

در مهمانی شانزده بادکنک رنگارنگ وجود دارد.

seventeen [عدد]
اجرا کردن

هفده

Ex: There are seventeen students in the advanced mathematics class .

در کلاس ریاضیات پیشرفته هفده دانشجو وجود دارد.

eighteen [عدد]
اجرا کردن

هجده

Ex: My friend has eighteen toy cars to play with .

دوستم هجده ماشین اسباب‌بازی برای بازی دارد.

nineteen [عدد]
اجرا کردن

نوزده

Ex: There are nineteen chapters in the novel , each revealing a new aspect of the plot .

در رمان نوزده فصل وجود دارد که هر کدام جنبه جدیدی از طرح داستان را آشکار می‌کند.

twenty [عدد]
اجرا کردن

بیست

Ex: The antique store is selling a set of twenty rare books at a discounted price .

فروشگاه عتیقه‌جات یک مجموعه از بیست کتاب نادر را با قیمت تخفیف‌دار می‌فروشد.

classroom [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: They work on group projects together in the classroom .

آن‌ها روی پروژه‌های گروهی در کلاس درس با هم کار می‌کنند.

table [اسم]
اجرا کردن

میز

Ex:

ما دور میز غذاخوری برای شام خانوادگی جمع شدیم.

chair [اسم]
اجرا کردن

صندلی

Ex: Our dining table has four chairs around it .

میز غذاخوری ما چهار صندلی در اطراف خود دارد.

book [اسم]
اجرا کردن

کتاب

Ex: She placed the book on the shelf and admired its colorful cover .

او کتاب را روی قفسه گذاشت و جلد رنگارنگ آن را تحسین کرد.

pencil [اسم]
اجرا کردن

مداد

Ex: She sharpens her pencil before starting her math homework .

او مداد خود را قبل از شروع تکالیف ریاضی تیز می‌کند.

dictionary [اسم]
اجرا کردن

واژه‌نامه

Ex: The online dictionary provides pronunciation guides for difficult words .

فرهنگ لغت آنلاین راهنمای تلفظ برای کلمات دشوار ارائه می‌دهد.

CD player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش سی‌دی

Ex:

پخش کننده سی دی قدیمی در مجموعه او هنوز کاملاً کار می‌کند.

DVD player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش دی‌وی‌دی

Ex:

ما دیشب با استفاده از دی‌وی‌دی پلیر یک فیلم تماشا کردیم.

computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

day [اسم]
اجرا کردن

روز

Ex: Today is a special day because it 's my best friend 's birthday .

امروز یک روز خاص است زیرا تولد بهترین دوست من است.

week [اسم]
اجرا کردن

هفته

Ex: She always finishes her work assignments by the end of the week .

او همیشه تکالیف کاری خود را تا پایان هفته به پایان می‌رساند.

Friday [اسم]
اجرا کردن

جمعه

Ex:

موزه در روزهای جمعه ورودی رایگان دارد.

Tuesday [اسم]
اجرا کردن

سه‌شنبه

Ex:

روزهای سه‌شنبه، کلاس‌های پیانوی من عصرها برگزار می‌شود.

Thursday [اسم]
اجرا کردن

پنجشنبه

Ex: Thursday is my daughter 's favorite day of the week .

پنجشنبه روز مورد علاقه دخترم در هفته است.

Monday [اسم]
اجرا کردن

دوشنبه

Ex: Monday mornings can be tough , but a cup of coffee helps me wake up .

صبح‌های دوشنبه می‌تواند سخت باشد، اما یک فنجان قهوه به من کمک می‌کند بیدار شوم.

Wednesday [اسم]
اجرا کردن

چهارشنبه

Ex: Wednesday is my favorite day of the week .

چهارشنبه روز مورد علاقه من در هفته است.

Saturday [اسم]
اجرا کردن

شنبه

Ex:

شنبه‌ها برای پیکنیک در فضای باز و لذت بردن از طبیعت با عزیزانتان عالی هستند.

Sunday [اسم]
اجرا کردن

یکشنبه

Ex:

ما یکشنبه‌ها با هم برای خرید مواد غذایی می‌رویم.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.