کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی - واحد 9 - 9A
در اینجا واژگان از واحد 9 - 9A در کتاب درسی Face2Face Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند 'پیکنیک'، 'عالی'، 'سفر'، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to hold or own something

در اختیار داشتن
او دارای مدرک لیسانس در علوم کامپیوتر است.
an occasion when we pack food and take it to eat outdoors, typically in the countryside

پیکنیک, گردش
ما در حال برنامهریزی برای یک پیکنیک خانوادگی در ساحل این آخر هفته هستیم.
having a quality that is satisfying

خوب, مناسب
هوا خوب بود، بنابراین تصمیم گرفتند در پارک پیکنیک برگزار کنند.
worthy of being approved or admired

عالی, خیلی خوب
این رستوران عالی است، غذا و خدمات عالی هستند.
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
اجرای او در نمایش به سادگی فوق العاده بود.
the quantity that is measured in seconds, minutes, hours, etc. using a device like clock

زمان, وقت
ما زمان فوقالعادهای در مهمانی داشتیم.
to remain in a particular place

ماندن
ما در آستانه ترک بودیم، اما دوستانمان ما را متقاعد کردند که برای یک بازی کارت بمانیم.
a building where we give money to stay and eat food in when we are traveling

هتل
آنها از هتل خارج شدند و به سمت فرودگاه برای پروازشان رفتند.
someone we like and trust

دوست, رفیق
سارا هم اتاقی خود، اما، را بهترین دوست خود میداند زیرا آنها رازهای خود را با هم تقسیم میکنند و زمان زیادی را با هم میگذرانند.
people that are related to each other by blood or marriage, normally made up of a father, mother, and their children

خانواده
وقتی بچه بودم، خانوادهام به کوهها کمپینگ میرفت.
to let someone use one's property, car, etc. for a particular time in exchange for payment

اجاره دادن, کرایه دادن
آنها گاراژ خود را به یک گروه محلی برای تمرین اجاره میدهند.
a road vehicle that has four wheels, an engine, and a small number of seats for people

خودرو, اتومبیل، ماشین
ما در حال رفتن به یک سفر جادهای هستیم و یک ماشین اجاره میکنیم.
a vehicle that has two wheels and moves when we push its pedals with our feet

دوچرخه
او یک دوچرخه جدید برای تولد پسرش خرید.
a type of small vehicle that is used to travel on water

قایق
ما در یک قایق کوچک روی دریاچه آرام به ماهیگیری رفتیم.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
the activity of visiting interesting places in a particular location as a tourist

تماشای اماکن دیدنی
گردشگری آنها در لندن شامل برج لندن، موزه بریتانیا و کاخ باکینگهام بود.
the activity or sport of jumping into water from a diving board, with the head and arms first

شیرجه
ورزشکار در مسابقه شیرجه عالی عمل کرد.
the activity or sport of moving over snow on skis

اسکی
منطقه اسکی امکانات و فعالیتهای متنوعی برای مهمانان ارائه میدهد، از جمله اسکی، اسنوبورد و تیوبینگ.
the activity of living outdoors in a tent, camper, etc. on a vacation

کمپینگ, چادر زدن در طبیعت
ما در حال برنامهریزی برای یک سفر کمپینگ در آخر هفته هستیم.
a place where important cultural, artistic, historical, or scientific objects are kept and shown to the public

موزه
او از نقاشیها و مجسمههای ساخته شده توسط هنرمندان مشهور در موزه الهام گرفت.
an area of sand or small stones next to a sea or a lake

ساحل
ما در ساحل شنی پیک نیک داشتیم و از نسیم دریا لذت بردیم.
a period of time away from home or work, typically to relax, have fun, and do activities that one enjoys

تعطیلات
من نمیتوانم برای تعطیلات صبر کنم تا استراحت کنم و آرام شوم.
a journey or trip taken by boat for pleasure or transportation purposes

سفر با قایق
یک قایق سواری در دریاچه برای یک بعدازظهر آفتابی عالی است.
directed, controlled, or assisted by someone or something to follow a specific path or achieve a goal

همراه با راهنما
او یک تور راهنما از شهر را انتخاب کرد تا بیشترین بهره را از بازدیدش ببرد.
a journey for pleasure, during which we visit several different places

گردشگری
ما یک تور دوچرخهسواری از میان روستاها انجام دادیم و از مناظر آرام لذت بردیم.
to go from one location to another, particularly to a far location

سفر کردن, مسافرت کردن
ما تصمیم گرفتیم با هواپیما سفر کنیم تا سریعتر به مقصد برسیم.
the system of transport including buses, trains, etc. that are available for everyone to use, provided by the government or by companies

حمل و نقل عمومی
او اغلب از حمل و نقل عمومی برای رفتن به سر کار استفاده میکند، و از فرصت خواندن یا گوش دادن به موسیقی در طول مسیر لذت میبرد.
in the general vicinity of the speaker or subject

اطراف, حوالی، در نزدیکی
آیا فروشگاهی در اطراف وجود دارد؟
