کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی - واحد 2 - 2B
در اینجا واژگان از واحد 2 - 2B در کتاب درسی Face2Face Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "شوهر"، "مادر"، "پسر عمو"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the man you are officially married to

شوهر
او شوهرش را به عنوان یک کارآفرین موفق در طول مراسم خیریه معرفی کرد.
a person's male child

فرزند پسر
پدر و پسر بعدازظهری دلانگیز را در پارک به بازی توپ گذراندند.
a person's female child

فرزند دختر
مادر و دختر از یک بعدازظهر دلپذیر خرید و پیوند لذت بردند.
a child's male parent

پدر
پدر با افتخار دخترش را در روز عروسی اش در راهرو راه رفت.
a child's female parent

مادر
مادر به آرامی نوزاد تازه متولد شده خود را در آغوش گرفت.
a man who shares a mother and father with us

برادر
او هیچ برادری ندارد، اما دوست صمیمی دارد که برای او مانند یک برادر است.
a young person who has not reached puberty or adulthood yet

کودک, بچه
مدرسه یک سفر علمی به باغ وحش ترتیب داد، و کودکان از دیدن حیوانات از نزدیک هیجانزده بودند.
the lady you are officially married to

همسر, زن
تام و همسرش بیش از 20 سال است که با خوشبختی ازدواج کردهاند و هنوز هم رابطهی محکمی دارند.
our mother or our father

والد, پدر یا مادر
والدین هر شب به نوبت برای کودکانشان داستانهای قبل از خواب میخواندند.
a lady who shares a mother and father with us

خواهر
باید با خواهرت صحبت کنی و ببینی آیا میتواند در حل مشکلت به تو کمک کند.
the daughter of our son or daughter

نوه (زن)
پیرزن یک ژاکت گرم برای تولد نوه دخترش بافت.
the son of our son or daughter

نوه (مرد)
پدربزرگ و مادربزرگ مغرور از نوه خود در بازی بیسبالش حمایت کردند.
your daughter or son's child

نوه
آنها از نوه خود برای فارغالتحصیلی از دانشگاه بسیار مغرور هستند.
the sister of our mother or father or their sibling's wife

خاله/عمه/زنعمو/زندایی
ما عاشق وقتی هستیم که عمهمان به دیدار میآید چون همیشه پر از ایدههای بامزه است.
someone who is our mom or dad's parent

پدربزرگ و مادربزرگ
او هر کریسمس را با پدربزرگ و مادربزرگ خود می گذراند.
our aunt or uncle's child

عموزاده، عمهزاده، داییزاده، خالهزاده
ما همیشه در تابستان یک باربیکیوی خانوادگی بزرگ داریم، و همه پسرعموها و دخترعموهای ما غذای مورد علاقه خود را برای تقسیم میآورند.
the woman who is our mom or dad's mother

مادربزرگ
شما باید به مادربزرگ خود زنگ بزنید و به او تولدت مبارک بگویید.
the man who is our mom's or dad's father

پدربزرگ, بابابزرگ
شما باید از پدربزرگ خود در مورد نحوه تعمیر دوچرخه خود راهنمایی بخواهید.
the brother of our father or mother or their sibling's husband

عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
شما باید از دایی یا عموی خود بخواهید که داستانهایی درباره تاریخ و سنتهای خانواده شما به اشتراک بگذارد.