شوهر
سارا و همسرش ده سال است که با خوشحالی ازدواج کردهاند و بنیانی محکم از عشق و اعتماد ساختهاند.
در اینجا واژگان از واحد 2 - 2B در کتاب درسی Face2Face Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "شوهر"، "مادر"، "پسر عمو"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
شوهر
سارا و همسرش ده سال است که با خوشحالی ازدواج کردهاند و بنیانی محکم از عشق و اعتماد ساختهاند.
فرزند پسر
سارا و دیوید در انتظار اولین فرزند خود هستند و امیدوارند که یک پسر داشته باشند.
فرزند دختر
دختر سارا یک رقصنده باله accomplished است و چندین جایزه برنده شده است.
پدر
پدر من الگوی من است و همیشه برای من بوده است.
مادر
او استعداد هنری خود را از مادرش به ارث برد، که یک نقاش accomplished است.
برادر
برادر من از من جوانتر است و همیشه مرا میخنداند.
کودک
بچهها با خوشحالی در پارک بازی میکردند، روی تابها تاب میخوردند و دور هم میدویدند.
همسر
او یک همسر دوستداشتنی است که از رویاها و جاهطلبیهای شوهرش حمایت میکند.
والد
والدین در جلسه مدرسه شرکت کردند تا در مورد پیشرفت فرزندشان بحث کنند.
خواهر
وقتی جوانتر بودیم خیلی بحث میکردیم، اما حالا من و خواهرم خیلی بهتر با هم کنار میآییم.
نوه (زن)
آن دختر کوچک نوه همسایه من است.
نوه (مرد)
پسری که در باغ بازی میکند نوهه دوست من است.
نوه
پدربزرگ و مادربزرگ من عاشق وقت گذراندن با نوههایشان هستند، آنها را به پارک میبرند و بازی میکنند.
خاله/عمه/زنعمو/زندایی
آنها برای روز شکرگزاری به خانه عمه خود رفتند.
پدربزرگ و مادربزرگ
او دوست دارد به داستانهای پدربزرگ و مادربزرگش از زمانی که جوان بودند گوش دهد.
عموزاده، عمهزاده، داییزاده، خالهزاده
آنها در حال برنامهریزی برای یک گردهمایی خانوادگی هستند و نمیتوانند صبر کنند تا با تمام پسرعموها و دخترعموهای خود دیدار کنند.
مادربزرگ
آنها هر آخر هفته به دیدن مادربزرگ خود میروند.
پدربزرگ
وقتی بچه بودم، پدربزرگم مرد و آن زمان بسیار غمگینی برای خانوادهمان بود.
عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
ما یک خانواده بزرگ با بسیاری از عموها و خالهها داریم.
مامان
در کودکی، دوست داشتم آخر هفتهها را با مامانم بگذرانم، به پارک برویم یا با هم کلوچه درست کنیم.
بابا
بابا سارا به او یاد داد که چگونه دوچرخه سواری کند و این خاطره ای گرانبها از دوران کودکی شد.