کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 1 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 1 - درس 1 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "لغزش"، "گفتگوی کوچک"، "زمزمه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا
to chat [فعل]
اجرا کردن

آنلاین چت کردن

Ex: She logged in to chat with her family who lives abroad .

او وارد سیستم شد تا با خانواده‌اش که در خارج زندگی می‌کنند چت کند.

to gossip [فعل]
اجرا کردن

پشت سر کسی حرف زدن

Ex: Despite warnings about office etiquette , employees could n't resist gossiping about the boss 's recent decisions and personal life .

علیرغم هشدارها درباره آداب دفتر، کارمندان نتوانستند در برابر شایعه پراکنی درباره تصمیمات اخیر و زندگی شخصی رئیس مقاومت کنند.

small talk [اسم]
اجرا کردن

خوش‌وبش

Ex: During the coffee break , the coworkers engaged in small talk to relax and unwind .

در طول استراحت قهوه، همکاران در گفتگوی مختصر برای استراحت و آرامش شرکت کردند.

to greet [فعل]
اجرا کردن

احوال‌پرسی کردن

Ex: The neighbors are currently greeting each other in the hallway .

همسایه‌ها در حال حاضر در راهرو یکدیگر را سلام می‌کنند.

compliment [اسم]
اجرا کردن

تعریف‌وتمجید

Ex: He offered a compliment on the artwork displayed in the gallery .

او یک تعریف درباره اثر هنری نمایش داده شده در گالری ارائه داد.

to boast [فعل]
اجرا کردن

لاف زدن

Ex: The CEO used the press conference to boast about the company 's recent successes and innovative breakthroughs .

مدیر عامل از کنفرانس مطبوعاتی برای لاف زدن در مورد موفقیت‌های اخیر و پیشرفت‌های نوآورانه شرکت استفاده کرد.

to mumble [فعل]
اجرا کردن

زمزمه کردن

Ex: The tired employee would often mumble responses during late-night meetings .

کارمند خسته اغلب در جلسات دیروقت پاسخ‌ها را زمزمه می‌کرد.

to speak up [فعل]
اجرا کردن

بلندتر حرف زدن

Ex: Please speak up during the discussion so everyone can benefit from your insights .

لطفاً در طول بحث بلندتر صحبت کنید تا همه بتوانند از بینش‌های شما بهره‌مند شوند.

اجرا کردن

کسی را تحقیر کردن

Ex: The coach emphasized the importance of not talking down to teammates during the game .

مربی بر اهمیت صحبت کردن از بالا به پایین با هم‌تیمی‌ها در طول بازی تأکید کرد.

to stumble [فعل]
اجرا کردن

اشتباه کردن (هنگام صحبت کردن)

Ex: As he spoke on live television , he occasionally stumbled , creating moments of awkward silence .

در حالی که او در تلویزیون زنده صحبت می‌کرد، گاهی لغزش می‌کرد، که لحظاتی از سکوت ناخوشایند ایجاد می‌شد.